تکچهره دکتر ساعدی در چهار زخمه قلم

زخمه یکم: بعد از ظهر یک روز بهاری در سال ۱۳۴۸ است و من با دو نازنین که هنوز یادشان مثل دو داغ تازه قلبم را می‌سوزاند دارم برای اولین بار به دیدار دکتر ساعدی در مطبش می روم. یکی کرامت دانشیان دوست و همکلاسی‌ام در مدرسه سینماست و دیگری یوسف آلیاری است که دوست… Continue reading تکچهره دکتر ساعدی در چهار زخمه قلم

بهشت جای کی است؟

در مورد جنایاتی مثل جنایت دیشب در پاریس، اولین واکنش هر شنونده ی خبر این بوده است که بگوید: "زبانم از بیان آن قاصر است". این ناتوانی در تبیین جنایت پاریس به نگاه من، از آنجا می آید که متعصبین مسلمان در ارتکاب جنایت هیچ حد و مرزی نمی شناسند. کشتن کودک، تجاوز به زن،… Continue reading بهشت جای کی است؟

ابراز شادمانی و تبریک

کم نبودند هموطنان و آشنایانى از من که در یکى دو دهه ى اخیر به دریافت نشان شوالیه از کشور فرانسه مفتخر شده اند ولى هیچکدام تا این حد شادمانى براى شخص من به همراه نداشتند که اهداى این نشان ارزشمند به دوست خوب و کنشگر راستین حقوق بشر، عبدالکریم لاهیجى.  دلیل آن هم بسیار… Continue reading ابراز شادمانی و تبریک

سیامک دهقانپور و افق‌های آینده؟

از وقتی تهیه‌کننده و مجری آگاه و توانای برنامه‌ی بسیار پرطرفدار "افق" در تلویزیون صدای آمریکا از تهیه و اجرای برنامه‌اش بازماند منتظر فرصتی بودم تا به‌نوعی تاسفم را از غیبت یکی از حرفه‌ای‌ترین برنامه‌سازان تلویزیونی در خارج از کشور ابراز کنم. تمایل به این ابراز عقیده البته هیچ ارتباطی به علت یا علل این… Continue reading سیامک دهقانپور و افق‌های آینده؟

خروس بی محل!

از صبح که خبر توافق اتمی ایران و غرب منتشر شده، دائم از این کانال به آن کانال و از این سایت به آن سایت رفته ام ببینم می توانم با این خبر خوش، تلخی خبر مربوط به وخامت حال طنزپرداز محبوبم محمدرضا عالی پیام (هالو) به خاطر اعتصاب غذا در زندان را ندیده بگیرم…… Continue reading خروس بی محل!

دل هوای بانگ عاشقانه دارد!

از خاطرات زیبای دیدار با همبندان قدیمی یکی هم، هم‌صحبتی با دوستان هم‌ولایتی مازندرانی‌ام بود که اصرار دلچسبی داشتند تا با من مازندرانی حرف بزنند و پاسخهای دست و پاشکسته‌ی مرا بزرگورانه نادیده می‌گرفتند. یکی از آن‌ها، حسن جعفری بود که با عاطفه خواهر نازنینش، که او هم زندانی رژیم گذشته بود آمده بود. حسن… Continue reading دل هوای بانگ عاشقانه دارد!

کردها و انتخابات ترکیه

از صبح که خبر خوش موفقیت "حزب دموکراتیک خلق ها"، نهاد سیاسی کردهای ترکیه در انتخابات پارلمانی را شنیدم یک جور بی قرارم. تردید ندارم که در میان اقوام متعدد ساکن در خاور میانه ی پر کشاکش، هیچ کدام به اندازه ی کردها، چه در عراق و سوریه و ایران، و چه در ترکیه لیاقتشان… Continue reading کردها و انتخابات ترکیه

هم‌نسلان من در سوگ “رضا دانشور”

دستِ سردِ مرگ در هَرَسِ نا‌م‌آوران نسل من از درخت کهنسال فرهنگ و هنر وطنم چه بی‌پروا شده. هنوز یکی را نبریده سراغ دیگری می‌رود. به یادداشت‌های کوتاه خودم که نگاه می‌کنم می‌بینم یکی دو هفته پیش محمدعلی سپانلوی شاعر و پژوهشگر را ربود و سه چهار روز پیش سراغ محسن مرزبان بازیگر و کارگردان… Continue reading هم‌نسلان من در سوگ “رضا دانشور”

دیدار با همبندان چهل‌سال پیش‌ام!

اگر خاطرات زندانم را خوانده باشید مى دانید که من از پنج سالى که در زندان بودم نزدیک به سه سالش را در بند ۴ و ۵ و ۶ زندان شماره یک قصر سر کردم که حدود سیصد زندانى داشت. بعد از سه سال زندگى شبانه روزى با جمعى به این بزرگى، دور شدن از… Continue reading دیدار با همبندان چهل‌سال پیش‌ام!

“هفت سال گذشت، یاد یاران گرامی”

در هفتمین سالگرد زندانی شدن هفت تن از مدیران جامعه بهائی در ایران، و در همنوائی با کارزار "هفت سال گذشت، یاد یاران گرامی"، یک کلیپ کوتاه از فیلم بلندم "تابوی ایرانی" را به باورمندان به برابری حقوق کامل همه ی شهروندان ایرانی، از هر دین و مذهب و لامذهبی، و از هر قوم و… Continue reading “هفت سال گذشت، یاد یاران گرامی”