برای «یخزده لب»

اخیرا چتد تن از دوستان و همکاران هلندی ام که برای اولین بار به کوبا می رفتند از من خواستند کمکشان کنم. من هم از دوستی در هاوانا خواستم که برایشان خانه ای اجاره کند و از فرودگاه بگیردشان و … دیروز پس از دو هفته برگشتند و سوغاتشان برای من چند نامه بود از… Continue reading برای «یخزده لب»

شکار لحظه‌ها

زنده‌نام فریدون رهنما به ما که شاگردانش در مدرسه سینما بودیم مى‌گفت کار فیلمساز شکار لحظه‌ها و ثبت آنهاست، لحظه‌هاى گذرا، بکر و غیرقابل تکرار. یکى از این لحظات غیرقابل تکرار امروز عصر در کلاس من اتفاق افتاد. داشتیم دسته جمعى فیلم مستند کوتاهى را که روپا مهتا، دانشجوى هندى‌ام در مورد درگیریهاى خونین اخیر… Continue reading شکار لحظه‌ها

تبعیض

نمی دانم من شاگرد دانشجوبان خودم هسنم یا استادشان، از بس که ازشان چیزهای تازه می آموزم. در کارگاه قصه نویسی هفته گذشته روپا مهتا، دانشجوی هندی، قصه ای گفت که بر واقعیتی تکاندهنده استوار بود (بچه ها قصه هایشان را قبل از نوشتن برای جمع شفاها تعریف می کنند. بعد پس از بحث و… Continue reading تبعیض

نوبت عاشقی

تحول این جناب مخملباف را در کارهاى سینمایى‌اش نه تنها از طریق محتوا و فرم آثارش که ار طریق عنوان فیلمهایش هم مى‌توان دنبال کرد. کسى که با عنوانهایى مثل “دو چشم بى‌سو” و “استعاضه” کارهایش را شروع کرده بود به عنوانهاى زیبایى رسید که از همه بدیع‌ترش براى من همین “نوبت عاشقى”است. این را… Continue reading نوبت عاشقی

ماجراى دیگ زود پز!

اشاره کرده بودم، در یکی دو نوشته قبلى، که این روزها سخت درگیر تدریسم. من معمولا سالى یکبار در مرکز آموزش بین‌المللى رادیو تلویزیون هلند بعنوان مسول کورس و مدرس به برنامه ریزى و تدریس سینما مى‌پردازم. کورس فعلى من تازه شروع شده و تا آخر سال مسیحى براى مدت سه ماه ادامه خواهد داشت.… Continue reading ماجراى دیگ زود پز!

باز هم از کولیها

دیشب شعرى از خورخه رامون خیمنز برایتان نوشتم که مثل دیگر کارهاى این شاعر به تغزل و فلسفه آغشته بود. امشب اما دلم هواى ترانه‌اى دارد به سادگى زمزمه‌ى آب باران وقتى از تاودان به سنگفرش خانه‌ام فرو مى‌ریزد. یا بهتر، به درد دل دو مرد مست وقتى با چند پیاله در کاسه سر، دل… Continue reading باز هم از کولیها

براى غمهایم

خوان رامون خیمنز Juan Ramon Jimenez یکى ار شاعران بزرگ اسپانیایى است که جایزه نوبل ادبیات را در سال ۱۹۶۵ برده است. او اهل اندلس بود که در جنوب اسپانیا واقع است و مرکز کولیها و موسیقى فلامنکوست. از این رو بسیارى از اشعار او به دنیاى فلامنکو راه یافته و با این موسیقى پرداخته… Continue reading براى غمهایم

یک ترانه کولی

نمی‌دانم چقدر با دنیای کولیها آشنائید اما هر چقدر هم با آن بیگانه باشید بعید است از موسیقی و رقص فلامنکو که به کولیهای جنوب اسپانیا تعلق دارد بی‌اطلاع باشید. عرصه موسیقی کولیها البته بسیار وسیعتر از موسیقی فلامنکو است. جغرافیای این موسیقی از مصر و سودان در شمال افریقا تا رومانی و مجارستان در… Continue reading یک ترانه کولی

باز هم از کوبا

همین هفته پیش کنفرانسی در هاوانا برگزار شد که نمایندگان بسیاری از رهبران کشورهای امریکای لاتین، افریقا و حوزه دریای کاراییب در آن شرکت داشتند. موضوع کنفرانس یافتن راهکارهایی برای مقابله با مشکل روزافزون نابودی محیط زیست بود که زیر نظر سازمان ملل انجام می‌گرفت. فیدل کاسترو، رهبر کشور میزبان، در طول این کنفرانس ریاست… Continue reading باز هم از کوبا

توضیح لازم

مقاله “کوبایی که من می شناسم” مدتی پیش در نشریه آرش به چاپ رسیده است اما دلیل تجدید چاپش در این جا این است که من وقتی دیروز از سفر مجدد کوبا برگشتم دیدم مطالب جالب دیگری در مورد کوبا دارم که بنویسم اما اگر کسی مقاله من را نخوانده باشد ممکن است سرنخ را… Continue reading توضیح لازم