سی و اندی سال پیش، وقتی جیمی کارتر به ریاست جمهوری آمریکا انتخاب شد، و مسئولان رژیم شاه در زندانهای سیاسی ایران زیر فشار او رفتار نرمتری با زندانیان سیاسی پیش گرفتند، در زندان قصر تهران اصطلاحی رایج شد به نام «جیمیکراسی»، که ترکیبی خلاق و کمی هم طنزالود بود از جیمی کارتر و دموکراسی.

دیروز، وقتی باراک اوباما، رئیس جمهور تازهی آمریکا، دستور بسته شدن زندان گوانتانامو را صادر کرد یکباره لغت «باراکراسی» به ذهنم رسید. هرچند در شرائط خاص میان رژیم اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، نمیدانم آیا زندانیان سیاسیِ در بندِ این حکومت بوئی از باراکراسی خواهند شنید یا نه، ولی تردیدی ندارم که زندانیان سیاسی امروز در بسیاری از کشورهای خاورمیانه و به طور کلی در سرزمین های دیکتاتور زدهی جهان، در دورهی باراکراسی، کمی فرصت نفس کشیدن خواهند یافت، که همین برای انسانِ در بند چیز کمی نیست.