وقتی فیلم مستند «شط و شرجی» را در اولین ماه جنگ ایران و عراق در آبادانِ محاصره شده با بودجه و امکانات تلویزیون جمهوری اسلامی ایران ساختم و بلافاصله توقیف شد نسخهای از آن را در اختیار انحمنهای دانشجوئی گذاشتم تا در دانشگاهها پخش کنند چرا که همواره خالق اثر را صاحب اصلی کار میشناسم نه تهیه کننده را. عین همین موضوع در مورد فیلم دیگرم «ماهی سیاه کوچولوی دانا»، که در مورد زندگی و مرگ صمد بهرنگی بود، و آن را با امکانات «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» ساخته بودم، پیش آمد. فیلم به دلائل سیاسی در کانون ماند، ولی من نسخهای از آن را در دانشگاههای مختلف از هر طریق که میتوانستم پخش کردم.
این قصه مال دورهای بود که هنوز قدرت انحصاری رسانههای جمعی با امکانات اینترنت شکاف برنداشته بود. این روزها دیگر قصه خیلی فرق کرده است. من در ماه مارس گذشته که برای کار و قرارهای خودم برنامه سفر به کوبا داشتم به «رادیو زمانه» پیشنهاد دادم تا در قبال پرداخت بخشی از هزینه سفر، شامل بلیت هواپیما و اجاره اتاقکی در هاوانا، شش برنامه کوتاه رادیوئی در مورد موسیقی کوبا برای این رادیو بسازم. این پیشنهاد با صمیمتی که انتظارش میرفت پذیرفته شد. من برای این کار نه حقوق و دستمزدی تقاضا و دریافت کردم، و نه از امکانات فنی و نیروی انسانی و ابزار تکنیکی رادیو زمانه کمترین استفادهای بردم. طبق قراری که روی کاغذ آمده بود قرار شد در ماه آوریل برنامهها را تحویل دهم تا در ماه می پخش شوند. من هر شش برنامه را با عنوان «دست در دست» با امکانات شخصی خودم، کاملا آماده پخش، به موقع تحویل دادم ولی به دلائلی که هرگز توضیحی به من داده نشده دو بار پخش آن به تعویق افتاده و تا کنون هم سخنی از زمان پخش آنها نشنیدهام. بنابراین از حق خودم به عنوان خالق این برنامهها، و از امکانات سادهی همین صفحهای که در اختیار دارم استفاده میکنم و از همین امروز فایل صوتی برنامه «دست در دست» را در شش روز متوالی در این صفحه برای علاقمندان به موسیقی کوبا میگذارم (مدت هر برنامه بین ۱۲ تا ۱۴ دقیقه است و با کلیک روی عکس زیر میتوانید اولین برنامه را بشنوید).
این کار البته چیزی از سپاس قلبی من از گردانندگان «رادیو زمانه» که محبتشان را از من دریغ نکردند نمیکاهد، و طبعا این حق را هم از آنان سلب نمیکند که هر وقت که خواستند برنامهها را پخش کنند. یا حتی اگر خواستار پس گرفتن مخارج سفری که پرداختهاند نیز باشند (که جمعا دوهزار یورو بیش نیست) مشکل زیادی ایجاد نمیشود چرا که به قول معروف خرِ ما از کرهگی دم نداشت!