به بازرگانی میمانم که با باری از بلور از سنگلاخها گذشته است و بی خالی بر جامی، سرمایهاش را به منزل رسانده است. سرمایه؟ سرمایهی بازرگانی چون من چه میتواند باشد جز خرجینی از خبر و نظر و شعر و ترانه و تصویر و صدا از سرزمینی که به سادگی تصویر و صدایش به چشم و گوش بیرونیان نمیرسد؛ یعنی از کوبا در روزهائی که بسیاری آن را روزهای دگرگونی.میدانند.
در سه هفتهای که در کوبا بودم ساعتی را هم حتی برای تدارک مطلب از دست ننهادم. در روزهای آینده وقتی یادداشتهایم را راست و ریست کردم در همین صفحه از زندگی امروز مردم کوبا با شما حرفها خواهم داشت؛ از تغییرات آشکار و پنهان در شرائط اقتصادی مردم؛ از نظر نسل جوان و نسل گذشته در مورد جابجائی مقام از فیدل به رائول؛ از بحث آشکار و بیواهمه در مورد مسائل سیاسی که تا همین دو سال پیش امکان طرحش فراهم نبود و جز اینها.
گزارشی هم از کنسرت مربوط به هشت مارس، روز جهانی زن در کوبا، به همراه یک سری مصاحبه با زنان مختلف، از استادیار دانشگاه و خانهدار و کارگر کارگاه دوزندگی گرفته تا دو دختر همجنسگرا انجام دادهام که به زودی در اختیار سایت اینترنتی «شهرزاد نیوز» قرار خواهم داد چرا که این گزارش به پیشنهاد آنها تهیه شد.
و اما پر یارترین رهآورد سفر من این بار خرجینی است سرشار از موسیقی کوبا. من در این سفر به کمک دوسنان کوبائیام از اغلب کنسرتهای جشنواره بهارهی هاوانا، یعنی از محبوب ترین خوانندگان این جزیرهی موسیقی، از پابلو میلانس، سیلویو رودریگز، پدرو لوئیز فرر، نه تنها صدا که تصویر گرفتهام. اولین کاری که این روزها در پیش دارم کامل کردن یک برنامه رادیوئی شش قسمته است با عنوان «دست در دست» در مورد موسیقی کوبا برای پخش از «رادیو زمانه» که در تدارک سفر من به هاوانا نقش تعیین کننده داشت.
برای آن که این نوشته را به وعدههای سرِ خرمن تقلیل نداده باشم ویدئوی یکی از ترانههای ممنوعهای که در کنسرت به یاد ماندنی شاعر، موزیسین و خوانندهی استثنائی کوبائی، «پدرو لوئیز فرر» گرفتهام بدون ادیت همراه با ترجمه ترانه به فارسی در اختیارتان میگذارم با این توضیح ضروری:
«پدرو لوئیز فرر» شاعری است که در بیست سال گذشته تمام کارهایش ممنوع بوده است. اما بسیاری از ترانههای گزندهی او دهن به دهن در کوبا میگشته است. او که نوازنده گیتار و خواننده نیز هست برای اولین بار دو سال پیش اجازه برگزاری یک کنسرت را در سالن هزار و دویست نفرهی کارل مارکس بدست آورد که بلبتهایش به سرعت نایاب شد [شایع است که اعضاء حزب کمونیست کوبا اکثر بلیتها را برای خود و نزدیکانشان خریدند تا هواداران او پشت در بمانند!]. پس از کنسرت هم هیچیک از ترانههایش اجازه انتشار نیافت. دومین کنسرت او هفته پیش در سالنی چهارصد نفره در «موزهی ملی هنرهای زیبای هاوانا» با حضور بیش از ششصد نفر برگزار شد که دویست نفر اضافی بدون بلیت و به زور وارد سالن شده بودند و در راه پلهها و کنارههای سالن اطراق کردند. من یکی از این دویست نفر بودم که علیرغم تنه خوردنهای مداوم به تصویربرداری غیر مجازم ادامه دادم [این را در تکانهای دوربین خواهید دید!]
و اما برای اینکه واکنش مداوم تماشاگران را به ترانهی «کوبای صد در صد» بهتر درک کنید لازم است به یاد داشته باشید که تا همین امروز هم اجاره اتاقی در هتلهای درجه یک کوبا برای کوبائیها، حتی اگر پولش را داشته باشند، ممنوع است. اجاره خانهای در شهرک ساحلی «بارادرو» همچون دهها شهرک ساحلی دیگر در کوبا برای کوبائیها ممنوع است. رزور بلیت و طبعا خروج از کشور برای کوبائیها ممنوع است. و پزوی کوبا تقریبا به یک پول سیاه هم نمیارزد! اگر اینها را به خاطر داشته باشید گزندگی ترانه و علت واکنش تماشگران را بهتر درک خواهید کرد. و اینک برگردان ترانه:
چون کوبای من کوبای صد در صد است
فردا اتاقی در بهترین هتل هاوانا رزرو خواهم کرد.
شاید بهتر است بروم «بارادرو» و خانهای اجاره کنم
با پولی که از خرمن برداری نیشکر به دست آوردهام.
چون کوبای من کوبای صد در صد است
فردا قایقی اجاره خواهم کرد برای رفتن به سواحل همسایه
میخواهم عصری را به ماهیگیری بگذرانم
و از سواحل تازه به تمامی لذت ببرم.
کوبا مثل آینه است
و ما تقسیم شده به دو پاره.
کوبای صد در صد
و بیش از همه برای آن پاره که داخل است.
چون کوبای من کوبای صد در صد است
فردا بلیتی در فرودگاه رزرو خواهم کرد.
چون کوبای من کوبای صد در صد است
با پول کوبائیام یک خارجی را به کشور دعوت خواهم کرد
با همین پول خودم که به یک پول باطله میماند.
میخواهم به کشورهای دیگر سفر کنم و فقر را بشناسم
و مثل یک کوبائی
به خاک صد در صد کوبائیام
دوباره. باز گردم.
و این هم ویدئوی این ترانه که با کلیک روی عکس زیر میتوانید در صفحه من در یوتیوپ آن را ببینید.
