تا سر میجنبانم میبینم باز مدتی گذشته است ومن از فلامنکونویسی باز ماندهام. به جبران، ترانهی «در کُنج خانهام» را برایتان به فارسی برمیگردانم و ویدیو کلیپ آن را هم روی عکس زیر، در سرانگشتتان قرار میدهم تا یک بار دیگر از صدای گرفتهی «نینیا پاستوری»، و اجرای گیرایش لذت ببرید. این ترانه را از آلبوم «پنجمین بد وجود ندارد!» انتخاب کردهام که شرحش قبلا در مطلبی با همین عنوان در این صفحه رفته است.
در میگشایم
تا خُنکا، بر کنج خانهام بوَزَد.
با اینکه خانه از آدم پُر است – که تحملش ساده نیست،
به ندرت کسی پسکوچههای ذهنم را روشن میکند؛ آنجا که خاطرههای فراموش ناشدنیام جا گرفتهاند.
ببین چگونه میخندم
ببین چگونه میگریم
ببین چگونه آواز میخوانم وقتی که تنهایم،
و نمیتوانم به تو نیاندیشم
و نمیتوانم به تو نیاندیشم.
دیگر آن کودکی که با او در کنج خانه میستیزیدی نیستم – کودکی که از برخاستن میهراسید،
نه، دیگر نیستم.
تو، زندگیِ من، بیا و برو، با سری افراشته - با اینکه نمیتوانی سر بلند کنی.
بگذار شاد بمانم،
هرگز کسی دلی برای فروش عرضه نکرده است،
و دارائی تو غنای مرا نمیتواند خرید.
قلبها مثل هم نیستند – از هیچ نظر.