دارم ذره ذره از خجالت شما فلامنکو دوستان در میآیم، گرچه ترانهای را که برایتان آماده کردهام فلامنکو نیست ولی دو فلامنکوخوان نامدار اجرایش کردهاند. یکیشان همان خوانندهی است که پیش از مرگ نابهنگامش دو سال پیش لقبِ «آوازهخوانِ روح اسپانیا» را از آنِ خود کرد، یعنی «روسیو خورادو»، که من بسیار از او نوشتهام و حتی از مراسم آخرین بدرود با او نیز فیلمبرداری کرده و در این صفحه به تماشا گذاشتهام [مطلبِ «مثل یک موج»]. و اما دیگری، همان «فالِته»، مرد زننمائی است که در نوشته قبل معرفیاش کردم و صدایش خیلی به دل خوانندگان این صفحه نشست. «روسیو» و «فالِته» در ویدیوئی که با زیرنویس فارسی برایتان در یوتیوب گذاشتهام «کوپلا»ئی با عنوان «عشقِ صامت» را دونفره اجرا می کنند. اول به خاطرتان بیاورم که «کوپلا» به نوعی دو بیتیهای عاشقانه گفته میشود که در ترانههای توده پسند اسپانیائی مورد استفاده دارد. من قبلا با تفسیر بیشتری به این شاخه از ترانهسرائی و خوانندگی که سخت محبوب مردم اسپانیاست پرداختهام [مطلبِ «میخکهای ماه می»]، و دوم اینکه این اجرا تنها چند ماه پیش از مرگ «روسیو خورادو» در تلویزیون مادرید ضبط شده که به همراه چندین ترانهی دیگر در یک دی.وی.دی به نام «روسیوی همآره» توزیع شده است. حالا اگر بر روی عکس زیر کلیک کنید میتوانید ویدئوی ترانهی «عشقِ صامت» را با زیرنویس فارسی ببینید، و در پایان این نوشته هم برگردان فارسی ترانه را جداگانه برایتان میآورم تا در دسترستان باشد.
حالا که همه چیز فراموش شده است
دیگر میتوانم به تو بگویم
آن عشق عمیقی که داشتم چه بیانتها بود
و من هرگز جرات نکردم به آن اعتراف کنم
و به ناچار ترکت کردم.
شک نیست که میخواستم نگاهت دارم
میدانی چه گذشت، و من چه تصوری داشتم از این عشق!
تو رفتی بیآنکه چیزی به من بگوئی
و من با تردیدم بر جا ماندم، و این اشتباه من بود.
کاش میفهمیدی که من هرگز نمیخواستم کسی را برنجانم
من عاشق بودم و شاید همانکه میدانستم پیش آمد:
همیشه اگر به کسی عشق بورزی درست همو عاشقت نخواهد شد!
لازم نیست خودت را بیدلیل به آتش بزنی
تو هرگز به این عشق اعتراف نکردی
و من می دانم آنچه نیازمند آنیم رودررو و بیتزویر حرف زدن است.
و پس از اینهمه، آن عشق صامت که اینچنین درد برایمان به همراه داشت تمام میشود.