«مایکل مور» در دنیای مستندسازی شناختهتر از آن است که نیاز به معرفی داشته باشد. فیلم پر سروصدای «بولینگ برای کولمباین» که مسائل پشت پردهی اجازه حمل سلاح گرم در آمریکا را نشانه گرفته بود درست وسط هدف خورد و از مایکل مور مستندسازی مسئول، آگاه و اهل ریسک در کار مستندسازی ساخت. جایزه اسکار بهترین فیلم مستند به همراه چندین جایزه دیگر که به همین فیلم تعلق گرفت موقعیت او را در آمریکا به شدت تحکیم کرد. شهرت بیسابقهی امروز او اما به فیلم بعدیش «فارنهایت ۹۱۱» بر میگردد که موضوع حمله به برجهای دوقلو در نیویورک را در مرکز توجهش داشت؛ فیلمی که در بحبوحهی انتخابات ریاست جمهوری گذشته در آمریکا (سه سال پیش) بر پرده رفت و به اعتقاد من بیشتر یک فیلم تبلیغاتی سیاسی برای رقیب دموکرات جورج بوش بود تا یک فیلم به راستی افشاء کنندهی اسرار پشت پردهایکه نهایتا به فاجعهی ۱۱ سپتامبر انجامید. با این همه همین فیلم مستند در بخش مسابقهی جشنواره جهانی فیلم کَن، که تا آنجا که اطلاعات من قد میدهد هیچ فیلم مستند دیگری به آن راه نیافته بود، راه مییابد و – شاید هم درست به همان دلیل که قبلا نام بردم، یعنی انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا – جایزه اصلی جشنواره را هم میبرد و مایکل مور را به اوج شهرت، و بیتردید به اوج ثروت میرساند.

موضعگیریهای مستقیم سیاسی «مایکل مور» که حالا معروفتی جهانی یافته بود، در طول مبارزات انتخاباتی دو حزب رقیب در آمریکا در همان سه سال پیش، دستکم برای من، او را از مستندسازی متعهد به واقعیت، به مستندسازی متعهد به یک سیاستِ معین تقلیل داده بود. شاید اصلیترین دلیلی که دیدن فیلم «سیکو» را – که تابستان امسال در ویرجینیای آمریکا امکان دیدنش را داشتم - تا امروز به تعویق انداخت همین ناامیدیِ ناشی از فیلم «فارنهایت ۹۱۱» بود. اما بر خلاف انتظارم، فیلم «سیکو» نه تنها در جهت فیلم قبلی او نبود بلکه حتی یک قدم بلند از فیلم «بولینگ برای کلمیاین» در افشای حقایق فراتر رفته بود.
فیلم در یک کلام در مورد بهرهکشی غیرانسانی شرکتهای بزرگ بیمه درمانی در آمریکاست که برای چپاول بیبند و بار مشتریهایشان به هیچ قید بند انسانی و اخلاقی پایبند نیستند و با فشار پول از گذشتن قوانین به نفع مردم در مجلس جلوگیری میکنند و بیآنکه دستشان رو شود ثروتهای میلیونی به قیمت فدا کردن جان مشتریهایشان به جیب میزنند. و نیز در مورد دولت امریکاست، از هر دو گروه دموکرات و جمهوریخواه، که تنها به شعار دادن اکتفا میکنند و کاری جز لاپوشی واقعیت در مورد وضع نابسامان بیمه درمانی در آمریکا ندارند. اوج این سکانس از فیلم آنجاست که به شکلی مستند نشان میدهد که چگونه «هیلری کلینتون»، وقتی شوهرش رئیس جمهور بود، از طرف او مامور طراحی و اجرای بیمه درمانی رایگان به سبک اروپائی در آمریکا میشود ولی پس از مقاومت شرکتهای ثروتمند و قدرتمند بیمه با این طرح، بیآنکه کلینتونها دست به افشاگری بزنند و واقعیت را با مردم در میان بگذارند موضوع را به سکوت برگزار میکنند و «هیلری کلینتون» به عنوان حق السکوت به مقام معتبری در سیستم پیچیدهی درمانی کشور میرسد! «مایکل مور» در اینجا علیرغم تعلق خاطرش به دموکراتها برای بیان واقعیت بیش از تعهد سیاسیاش ارزش قائل میشود و به اعتقاد من با این کار ارزش اثرش را ده چندان بالا میبرد.
در طول این مستند نسبتا طولانی «مایکل مور» برای نشان دادن واقعیت، آنگونه که هست، به هر کار شگفتی دست میزند؛ از پیدا کردن فیلمهای خبری از بحثهای نمایندگان در مجلس تا سخنرانیهای این و آن رئیس جمهور، و یا مقامات موثر در تصمیمگیریها؛ از سفر کردن با دوربین به کانادا و انگلستان و فرانسه، و سر کشیدن به بیمارستانها و مصاحبه با بیماران و پزشکان در این کشورها برای مقایسهی سیستمهای مختلف بهداشت عمومی در جوامع غربی؛ تا دست یازیدن به ریسکی بزرگ مثل جمع کردن هفت هشت بیمار که برخی از آنها در فاجعه ۱۱ سپتامبر نیویورک آسیب دیدهاند و سوار کردنشان بر سه قایق موتوری در بندر میامی در آمریکا و بردنشان به کشور کوبا برای مقایسهی وضع درمان عمومی در این دو کشور. فیلمساز در این سکانس تکان دهنده پایش را از موضوع اصلی فیلم یعنی مقایسه بهداشت عمومی در سیستمهای متفاوت فراتر میگذارد و به مسئلهی نوعدوستی انسان بعنوان فضلیتی که در سیستم سرمایهسالار آمریکا ندیده گرفته میشود انگشت میگذارد و به صراحت نشان میدهد که نه تنها در بسیاری از کشورهای ثروتمند غربی مثل کانادا و انگستان و فرانسه اساس رابطهی انسانها بر نوعدوستی استوار است بلکه حتی در کشور ندار و کوچکی مثل کوبا که همسایه ابر قدرتش بیش از چهل سال است تلاش میکند از آن تصویری ضد انسانی به نمایش بگذارد، بیماران و مستمندان کوبائی بیش از نیازمندان درمانی در آمریکا کمکهای دولتی دریافت میکنند. «مایکل مور» در صحنهای به یاد ماندنی از ماموران آتش نشانی در یک ایستگاه کوچک و فقیر آتش نشانی در هاوانا فیلم میگیرد که در آن آتش نشانهای کوبائی به احترام همکاران آمریکائیشان که در فاجعه ۱۱ سپتامبر برای نجات قربانیان جانشان را نثار کردند خبردار میایستند و یک دقیقه سکوت میکنند.