نامهای از «هوشنگ بهارلو»، مدیر فیلمبرداری و فیلمبردار نامی، و کسی که عنوان بسیاری از فیلمهای مطرح سینمای ایران مثل «آقای هالو» از داریوش مهرجوئی، «طبیعت بیجان» از سهراب شهید ثالث، «درشکهچی» از نصرتالله کریمی، «سوتهدلان» از علی حاتمی، و چندین عنوان چشمگیر دیگر با نام او پیوند خورده است، دریافت کردم که بسیار خواندنی است. بهارلو در پاسخ کسب اجازهام برای انتشار این نامه در این صفحه نوشته است: «از آنجائیکه قصدم بازگوئی واقعیتی بود که من میشناسم و خالی از بغض و کینه و حسادت شخصی و حرفهای است، بنابراین میتوانی آنرا به صورت کتبی یا شفاهی - با ذکر ماخذ و یا بدون آن- نقل کنی. طبیعتا کسانی که این مورد به آنها مربوط میشود میتوانند در صورت تمایل توضیح دهند و سفارش دهندگان فیلمهایشان را معرفی کنند.»
با این مقدمه کوتاه متن این نامه را عینا در اینجا میآورم:
علامه زاده گرامی،
با سلام فراوان میخواستم به اختصار درباره گفتگوی شما با صدای آمریکا در تاریخ شانزدهم ژوئیه این نکته را توضیح دهم که به نظر من و تا انجائی که اطلاع دارم، فیلمهای کیارستمی و تقریبا تمام کسانی که فیلمهایشان در سینماها و تلویزیونهای اروپائی و فستیوالها نمایش داده شده، توسط جمهوری اسلامی سرمایه گذاری و حتی تهیه هم (به مفهوم اروپائی و آمریکائی) نشده است. همانطور که احتمالا اطلاع دارید، سرمایه گذار فیلمهای کیارستمی و مخملباف شخصی است بنام «مارین کارمیتز» که صاحب یک رشته سالن سینما در پاریس است و برای تامین برنامه سینماهایش همیشه فیلمسازان کشورهای جهان سوم را که ارزان تر هستند استثمار میکند و در ضمن یکی از گردانندگان فستیوال کان است و از مقام و نفوذش برای لانسه و معرفی فیلمهایش نیز استفاده میکند.
تهيه کننده فرانسوي، به کیارستمی و مخملباف صد هزار ائورو دستمزد کارگردانی و تهیه کنندگی میپردازد و در مقابل نگاتیو فیلم و یا نسخه اصلی را تحویل میگیرد و اصلا هم علاقه ای ندارد که ملیت فیلم را فرانسوی و نه ایرانی معرفی کند، برای اینکه صرفنظر از نمایش در سینما و فروش آنها به تلویزیون های اروپائی میتواند از کمک مالی مخصوص وزارت امور خارجه فرانسه به «فرهنگ» کشورهای جهان سوم نیزاستفاده کند. (همان کمک مالی که شامل فیلم ارمنی آربی اوانسیان هم شد)
در این میان جمهوری اسلامی مفت و مسلم از این وضعیت استفاده میکند و با شایعه پردازی و دروغ و گشودن غرفه در کان خودش را تهیه کننده این فیلمها معرفی میکند و ماهم - متاسفانه - ندانسته این شایعات را بجای تکذیب، تائید و ترویج کرده و آنرا سکوی پرتاب نتیجه گیریها و تجزیه و تحلیل مسائل سیاسی – اجتماعی ایران میکنیم.
در مورد این نوع فیلمسازی و این نوع استثمار که منجر به استثمار آدمها و سینماگران در ایران میشود، کمی صحبت دارم. ولی در ابتدای نامه قصد داشتم مختصر صحبت کنم که موفق نشدم. امیداوارم دیداری دست بدهد و بتوانیم با هم گفتگوئی داشته باشیم.
به امید دیدار، هوشنگ بهارلو