استقبالی که از نوشته قبلیام در مورد «مانوئل آلخاندرو» شد مرا بر آن داشت تا ترانه دیگری از او را هم به فارسی برگردانم و به همراه دو اجرای شنیدنی از آن یکجا در اختیارتان بگذارم؛ اولی اجرای فلامنکوست در آلبومی که از آن یاد کرده بودم، یعنی «خِرز برای مانوئل آلخاندرو میخواند»، با صدای جاودانهی یکی از زنانِ فلامنکوخوانِ نامدار و اصیل شهر «خِرز» به نام مستعار «پاکرا دِ خرز» که همین سه سال پیش در سن هفتاد سالگی درگذشت. و دومی همین ترانه است با اجرای ارکستری، با صدای «روسیو خورادو» که خوانندگان این صفحه دیگر باید با او، با صدای استثنائی او، و زندگی استثنائیترش آشنا باشند. مقایسه این دو اجرای متفاوت به خودی خود بسیار گیرا و دلچسب است.
[ سیویلیا: پاکرا دِ خرز] [ سیویلیا: روسیو خورادو]
برجهائی با بالهای طلائی
که رویای فاصله میبینند.
کوچههائی با سایههای قرون
و گیاهانِ نقرهای.
ترانههائی که ستارگان را میخراشند
که دلها را میخراشند.
بازتابِ شبها در رودخانهای
که دلش میخواهد دریا باشد
که دلش میخواهد دریا باشد.
سیویلیا
آوازِ روشنای سبز،
زمینِ سبز، آسمان آبی
جائی که آب میآرامد
در کنار برجی که دوستش میدارد.
سیویلیا
آوازِ روشنای سبز
از تنهائیهای آندلس
آتش، برف، گریه و ترانه
سیویلیا، سیویلیا، سیویلیا