کسانی که فیلم «جنایت مقدس» مرا دیدهاند بعید است مصاحبه با «سید حسین موسویان»، سفیر وقتِ حکومت اسلامی در آلمان، در دوره ریاست جمهوری رفسنجانی، را فراموش کنند. چهرهی بیخون، و نگاه بیروح او وقتی مثل یک مومن ایستاده رو به خدا، با آرامش جلو دوربین دروغ میگفت، چیزی نیست که از یاد کسی برود. اما شاید ندانید که این آقا همان کسی است که در دوره ریاست جمهوری خاتمی، یکی از مقامات بلندپایهی مذاکره کننده با اروپا، در مورد مسائل اتمی ایران بود، و نیز همان کسی است که امروز خبر بازداشتش در ایران، به دلیلی که هنوز روشن نیست، در رسانههای مختلف انتشار یافته است.
ویدئوئی که در زیر برایتان آوردهام مصاحبهی اوست در همان فیلم من، «جنایت مقدس»، که حدود سه دقیقه بیشتر طول نمیکشد، و به نظر من حتی برای کسانی که فیلم را دیدهاند بازبینی این صحنه جالب است. اول آن را ببینید تا بعد پاسخ مرا به پرسشی که برای اغلب بینندگان این فیلم مطرح شده است بخوانید؛ پاسخ به این پرسش که من چگونه توانستم این مصاحبه را با او، وقتی که سفیر بود، در سفارت ایران در بُن انجام دهم.
من اطمینان داشتم که بدون حضور نمایندهای از جمهوری اسلامی در فیلم «جنابت مقدس»، این فیلم نمیتوانست فیلم کاملی شود. این را هم میدانستم که اگر آنها بدانند که سازنده فیلم کیست به هیچوجه تن به همکاری نمیدهند. انتخاب سفیر ایران در آلمان از این نظر اهمیت داشت که دادگاه متهمین قتل رهبران کُرد ایرانی، در «رستوران میکونوس» در جریان بود و کارکنان این سفارتخانه، و شخص سفیر نیز در مظان اتهام قرار داشتند. تهیهکنندهی هلندی من، «لیز یانسن»، که چندین فیلم دیگر را هم با من کار کرده بود، تمام تلاشش را کرد تا بتواند بیآنکه نامی از من ببرد با سفیر قرار ملاقات برای مصاحبه تلویزیونی بگذارد. بالاخره هم موفق شد، و حسین موسویان روز و ساعت مصاحبه را در داخل سفارت ایران در بُن تعیین کرد.
پیشاپیش پیدا بود که من نمیتوانستم در مصاحبه حضور داشته باشم. چون اکیپ من، مرکب از صدابردار و فیلمبردار و «لیز یانسن»، همه هلندی بودند، قرار بر این شد که مصاحبه با سفیر، به زبان آلمانی انجام شود («لیز یانسن» به زبان آلمانی مسلط بود، و «موسویان» هم مترجم رسمی سفارت ایران را در اختیار داشت). من نزدیک به ده سئوال مختلف تنظیم کرده و به «لیز» داده بودم، و قرارم با او این بود که تا وقتی «موسویان» جوابشان نکرده است به پرسش ادامه دهد. فکر میکنم نزدیک به دو ساعت از او فیلم گرفتند. از فیلمبردار هم خواسته بودم فقط از «موسویان» فیلم بگیرد و کاری به «لیز» و مترجم سفارت نداشته باشد. در واقع سوالها را «لیز» به آلمانی طرح میکرد، مترجم رسمی سفارت آنها را به فارسی برای سفیر میگفت، سفیر به فارسی پاسخ میداد، و بالاخره مترجم پاسخ او را برای «لیز» به آلمانی ترجمه میکرد! ولی آن چه در فیلم آمده، البته، تنها پاسخهای «موسویان» است، نه این روندِ پیچیده.