این عنوانِ یک ترانهی بسیار معروف از آغازِ دههی هفتاد اسپانیاست که «خوان مانوئل سِررات» ترانهسرا و آهنگساز آن، شاید نامدارترین موسیقیدان از ایالت «کاتالان» باشد که هم به خاطر کیفیت والای آثارش، و هم به خاطر مواضع مردمخواهانهاش در دفاع از زبان مادریاش که همان «کاتالان» نامیده میشود و گویش محلی مردم بارسلون است، بویژه در دورهی طولانی دیکتاتوری فرانکو، با محرومیت و ممنوعیت و تبعید روبرو شد. همین ترانهای که از آن یاد کردم نقطه عطفی در کارهای «خوان مانوئل سِررات» محسوب میشود، چرا که به خاطر همین آهنگ بود که اجراهای پر شوری در امریکا داشت و همانجا بود که به صراحت از اعدامهای دورهی فرانکو انتقاد کرد و به ناچار تا مرگ دیکتاتور در مکزیک ماندنی شد.

و اما اگر حالا روی عنوان ترانه کلیک کنید میتوانید این ترانه زیبا را با کیفتی عالی با صدای «نینیا پاستوری»، که در آلبوم تازهاش آن را بازخوانی کرده است، بشنوید. برگردانِ بخشی از ترانه را هم در زیر آن میآورم تا حال و هوایش را حس کنید.
«در مدیترانه متولد شدم»
شاید چون کودکیام، هنوز هم در ساحلِ تو بازیگوشی میکند
و اولین عشقم در پشتِ نیهای ساحلِ تو، پنهان میشود و میخُسبد،
نور و عطرت را با خود دارم، به هر کجا که بروم،
و میانبازم در ماسهات
عشق، بازی و درد را، من.
و من در پوستم، طعمِ تلخِ اشکی مداوم دارم
که بر صَد روستایت باریده است
از الجزیره تا استامبول،
تا شبهای بلندِ زمستانیاشان را، به رنگِ آبی بشوئی.
از رنج این همه ناسازیها، روحت تیره و خسته است.
چشمانم به سرخیِ غروبت عادت کردهاند
همچون که به پیچ و خم جادههایت.
من آوازهخوانم، چشمبندم
از بازی و شراب لذت میبرم
دلی مثل دل قایقرانان دارم
و به آب میزنم
بله، من در مدیترانه متولد شدهام
من در مدیترانه متولد شدهام.