گرامی باد عشق!
این آمریکائیها، گرچه کم نفرت در جهان نکاشتهاند و همچنان هم نمیکارند، اما این کارشان حرف ندارد که روزی را برای بزرگداشت عشق تعیین کردهاند و مثل همهی کارهای دیگرشان، به ضرب زور هم که شده در دنیا جا انداختهاند. از آشنائی ساکن ایران، شنیدم که بسیاری از ایرانیان، "والنتاین دِی" را بیخ گوش نفرتآفرینان حکومتی، در داخل کشور خودمان بزرگ میدارند.

در کشورهای اروپائی که گفتن ندارد. در همین هلند تا ده پانزده سال پیش کمتر کسی روز گرامیداشت عشق را میشناخت اما حالا کمتر کسی از آن بیاطلاع است. میدانم انگیزههای اقتصادی نقش تعیین کنندهای در جا انداختن روزهائی از این دست دارد. کسب و کار کادو فروشان در این روزها سکه است. اما به این هم میاندیشم که کاش انگیزههای اقتصادی همیشه به گسترش شادمانی، ابراز عشق به دیگران، قدردانی از یکدیگر و محترم شناختن انسان و احساسات شریف انسانی محدود شود و راهش را به سوی برانگیختن نفرتهای قومی و دینی و ملی، جنگآفرینی و آتش افروزی، و دشمنی و عداوت و کینهورزی باز نکند. به هر حال، در این روز گرامیداشت عشق، به بازنویسی بند کوتاهی از شعر بلندی از "ویکتور هوگو" اکتفا میکنم که حرف دل من را در این روز به خوانندهام میزند:
"اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی."
سلام.شعر هاي زيبا و خوبي را انتخاب و ترجمه كرديد
Posted by: زیتا. at February 16, 2007 11:01 PM