آنان که "احمد رضا احمدی"، شاعر نازکخیال و نوآور ما را از نزدیک میشناسند میدانند تا چه حد نکتهسنج و طنزپرداز نیز هست. یادم نمیرود یک روز در آن سالهای اولیه پس از انقلاب که در کنار اعدامهای هر روزهی مخالفان سیاسی حکومت اسلامی، بمبارانهای حکومت عراق هم در این گوشه و آن گوشه ایران ادامه داشت، وقتی داشتم از "کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان" در میآمدم با "احمدرضا" که داشت وارد کانون میشد روبرو شدم. پس از چاق سلامتی معموله، در پاسخ احوالپرسی من که روزگار چگونه میگذرد گفت هیچ، صبح به صبح کارمان را با خوردن یک لقمه نان و جسد شروع میکنیم!
از آن روز که شاید دستکم بیست و پنج سال از آن میگذرد، اگر بگویم بیش از بیست و پنجهزار بار به یاد این طنز تلخ احمدرضا افتادهام دروغ نگفتهام. آخرینش همین دیروز بود که روزم را با لقمهای نان و دیدن جسد "صدام حسین" در تلویزیون شروع کردم. میدانم خوانندگان این قلم هیچ حرف تازهای را از من در مورد "صدام" انتظار ندارند. حدیث جنایتپیشگی و تجاوزات او به مردم وطن خودش و همسایگانش از این حرفها گذشته است. ولی من در رابطه با اعدام صدام برای خودم حرف تازهای دارم که بد نیست شما هم آن را بدانید.
شاید پانزده سالی میشود که من هم اعلامیه حذف مجازات اعدام در جهان را امضاء کرده باشم، اما بارها از خودم پرسیده بودم که براستی اگر دیکتاتوری مثل صدام پای اعدام برود جائی در کُنه وجودت احساس رضایت نمیکنی؟ پاسخم البته همواره منفی بود، اما خودم پاسخ منفیام را جائی در کُنه وجودم باور نمیکردم. دیروز اما وقتی این "لقمه تازه" از گلویم پائین نرفت دیگر اطمینان یافتم که بیچون و چرا با اعدام هر کسی، به هر دلیلی، در هر دادگاهی که محاکمه شده باشد، و به دست هر کسی، را عملی خلاف انسانیت، و مایه شرم آدمیتِ آدمیان میدانم.
كاملآ با شما استاد گرامي موافقم. خوشحال ميشوم اگر مطلب وبلاگم در همين رابطه را بخوانيد:
http://yaghyemaghmoom.blogfa.com/post-189.aspx
درود.
جناب علامه زاده با شما موافقم. اين بحث از ان گفتارهاست كه بين همه مطرح است و نظرات دربابش بالطبع متفاوت.
اما انچه من بدان ايمان دارم اين است كه بايد بر روي اين ديدگاه كار كرد. بي پرده كم نيستند كساني كه در همين ايران خودمان منتظر روزي براي بالا بردن كساني از چوبه ي دارند.
بياييد و از پرخواننده بودن وبلاگتان استفاده كنيد. به نشر دادن همه. خواستن به نظر دادن و دليل آوردن. با اين فرض كه همه در ضرر يا منفعت تصميم دخيل اند. شايد بشود همين بحث ساده را بازش كرد. رسيدن به ديدگاهي نو حركت مي خواهد اگرنه فرداروز حامعه باز هم اين راه را خواهد رفت و مخالفت يك نفر و ده نفر و حتا هزار نفر به تنهايي سد راهش نخواهد بود.
پاينده باشيد و پيروز.
نگاه شما را مي توان از عمق تصوير گري هاو نوشته هايتان , بيرون كشيد .نيازي نيست بگوييد با اعدام مخالفيد يا موافق . اينطور كه من استنباط مي كنم مخالفت شما با اعدام صدام نه به دليل روشن شدن جنايات بيشمار او , بلكه به خاطر تداوم رنج و محنت ديكتاتوري است كه رنجي بزرگتر را بر جايگاه انسانيت و آدميان جاري ساخته و تحميل نموده است .
به عنوان يك هنر مند جايگاه نگاه شما , در توجيه , ان چه يك انسان را به گرداب رنج , عذاب , شكنجه و نا ملايمات مي افكند , چيست ؟
آيا زندان از ديدگاه شما , بند 209 و باز جويي هاي روزانه است يا بند بدون شماره اي در كشور سويد .
سلام1- سال نوی میلادیتان مبارک قلمتان ) دوربینتان نیز تواناتر باد 2- چند تا از فیمنهاتون منجمله یادواره دکتر ساعدی و تاریخچه تکفیر در ایران را دیدم . و فکر کردم شما چه می کنید که همیشه کارتون درسته؟ 3 درباره کاسترو تنها تمایز اینه که ایشون بغل گوش امریکاست و امریکا حق خودش می دونه کوبا رو اگه بتونه یکجا بخوره! گاه فکر می کنم اگه حور دیگه ای عمل می کرد همون 40 سال پیش یه سیستم امریکا پسند سر کار اومده بود. 4- پاینده باشید.
Posted by: behzad at January 1, 2007 09:38 AMلر آپ وبلاگ گروهی بلگرهای لر .
عضو بشین
تا از آپ شدن دیگران با خبر باشید .
و بتونین دیگران رو از آپ شدن وبلاگتون با خبر کنین .
http://lurup.blogfa.com/
Posted by: hichkas at December 31, 2006 05:23 PM