ساعات آخر اقامت سه روزهام را در شهر قدیمی لیدز انگلستان با نوشتن این یادداشت کوتاه به پایان میبرم. بعد، اسباب مختصر سفر را دوباره میبندم، مجددا سری به "دانشگاه متروپولیتن لیدز" که فقط پنج دقیقه با هتلی که برایم گرفتهاند فاصله دارد میزنم تا در جلسهای برای نهائی کردن برنامه یک کورس تلویزیونی شرکت کنم. این کورس را من از نیمه فوریه آغاز خواهم کرد که به مدت شش هفته، تا اواخر مارس، ادامه خواهد یافت. بعد از جلسه دانشگاه، از همانجا راهی فرودگاه میشوم تا به کاشانهام در هلند برگردم.
دیروز اما روز بسیار خلاق و جالبی بود. به پیشنهاد رئیس دانشکده فیلم یک به اصطلاح "ماستر کلاس" یک روزه برای دانشجویان سال آخر گذاشتم که بسیار پربار از آب در آمد. حدود سی دانشجو در این "ماستر کلاس" شرکت کردند. در آغاز من چهار تصویر از چهار صحنه واقعی را که در زمانها و مکانهای مختلف به طور اتفاقی و بدون ارتباط با هم دیده بودم برایشان تعریف کردم و سپس با نمایش یکی از فیلمهای خودم (چند جمله ساده)، این چهار تصویر مستقل و بیارتباط به هم را که حالا در فیلمنامه من در ساختاری واحد و مرتبط به هم بازسازی شدهاند، نشانشان دادم. سپس دو ساعت به آنها وقت دادم تا چند تصویر که اتفاقی دیدهاند و در ذهنشان مانده را به یاد بیاورند و روی کاغذ بنویسند. سپس سعی کنند با خلق یک طرح کوتاه داستانی این تصاویر را در ارتباط با هم قرار بدهند و ساختاری داستانی به آن ببخشند. باور کنید نتیجه کار فوقالعاده بود. وقتی دو باره سر کلاس جمع شدند پر از تصویر و طرح داستانی بودند. به خاطر محدودیت وقت، من البته فقط شش طرح فیلمنامه را که از این طریق آماده شده بود توانستم بشنوم. ولی همان ششتا یکی از دیگری جالبتر بود. عموما به دوران کودکیشان باز گشته بودند و تصاویری از آن دوره را به یاد آورده بودند. هر کدام که پیش میآمدند تا تصاویر و طرح فیلمنامهشان را برای من و جمع بگویند با یادآوری خاطرات کودکیشان هیجانزده میشدند. به ایشان تاکید کردم که به باور من خاطرات دوران کودکی و نوجوانی هر هنرمند گنجینهای یکتا و گرانبهاست که هر ذرهاش همچون گوهری اختصاصی و بیهمتا به یک اثر هنری تشخص و یگانگی میبخشد؛ عقیده ای که شخصا سخت بدان باور دارم و همواره دانشجویانم را به بهرهوری از آن ترغیب میکنم. این را نوشتم تا هنرمندان جوان هموطن خودم را که جز از این راه و به طور مجازی به ایشان دسترسی ندارم به ارزش گنجینهای که در اختیار دارند آگاه کنم.
با سلام
من یک اهل حق هستم که در سایت شما تحت عنوان شیطان پرست معرفی شده ام
واقعا برای امثال شما متاسفم که اینقدر خود را با ایمان و دیگران را کافر می پندارید
همین امثال شماهاست که جهان را به مخاطره انداخته است و الا باید می فهمیدید که همه انسانها در ذات خود به خدای یگانه ایمان دارند و فقط اوست
که لایق ستایش است
شمابدون کوچکترین اگاهی در مورد دین ما و از روی عمد به ما توهین زده اید
این برای شما مایه ننگ است