از "روسیو خورادو"، آوازهخوان روح اسپانیا، قبلا برایتان نوشتهام و حتی ویدئو کوتاهی از مراسم بدرود با او را که اتفاقی در مادرید شاهدش بودم، نشانتان دادهام (نسخه کاملتر و با کیفیتتری از همان را بزودی در سمت راست این صفحه قرار خواهم داد). اما امشب میخواهم شما را به مهمانی دلنوازی از او دعوت کنم تا سنگینی بحثهای روزهای اخیرم را جبران کرده باشم!
مدت کوتاهی پیش از این که این محبوبترین خواننده اسپانیا، کولی فقیری که از کودکی با فلامنکوخوانی به شهرت رسیده بود، در اوج ثروت و شهرت به بیماری سرطان درگذرد، تلویزیون ملی اسپانیا به منظور بزرگداشت او، که مرگ نزدیکش بر همه روشن بود، مراسم ویژهای با عنوان "روسیو همیشه"، ترتیب داد. در این برنامه که به شکل بسیار چشمگیری در استودیو اجرا و ضبط شد "روسیو خورادو" بیست و سه ترانه به یاد ماندنیاش را، علیرغم بیماری مرگبارش (یا شاید درست به همان دلیل) با شور و هیجانی استثنائی اجرا کرد. کار جالب این است که جز چند ترانه معدود، "روسیو" اغلب ترانههایش را با همراهی خوانندگان معروف دیگر، دو صدائی، اجرا میکند. در این برنامه بسیاری از معروفترین خوانندگان دیروز و امروز اسپانیا "روسیو" را همراهی کردهاند که بدون استثنا یکی از دیگری زیباتر و دلنشینتر از کار در آمدهاند.
بخشی از این کنسرت استثنائی به ترانههای فلامنکوی "روسیو" اختصاص دارد، و از همین بخش است که من یک ترانه کامل را برای شما انتخاب کردهام که خودم از دیدن و شنیدنش سیرائی ندارم. کسی که در این ترانه با "روسیو" همصدا میشود خود یکی از کولیهای فلامنکوخوان بسیار محبوب است با نام "لولیتا فلورس". اجرای دو نفره این ترانه بواقع اثری ماندنی از کار درآمده است. شعر ترانه را هم برای شما به تمامی به فارسی برگرداندهام تا حس کاملی از آن داشته باشید. این را هم بگویم که در این ترانه اشارات بسیاری به آندلس، زادگاه "روسیو خورادو" و کولیها میشود که نشانهای از عشق او به مردمی است که سالها از آنان دور افتاده بود. پس از مرگ او خانوادهاش اعلام کردند که "روسیو" در وصیتش خواسته است که در زادگاهش دفن شود. هزاران هزار از همین مردم زادگاهش بودند که فردای مرگ او جنازهاش را از فرودگاه شهرک کولینشین کوچک محل تولدش در جنوب اسپانیا، تا آرامگاه ابدیش تشییع کردند.
از بهار دارم لبخندهام را،
آتش میشوم اگر نوازشم کنی،
هزار پاره میشوم وقتی دوستم بدارند،
و غم "سیویلیائی" را از خودم میرانم.
دستهایم، کبوترانی در پرواز،
چشمانم، شاهتوت نوبرانه،
با گاو زندگی جنگیدهام
و با آواز "بولریا" لالائی خواندهام.
با ترک جانمان در یک آه، عشق ورزیدهایم،
با ترک پوستمان بر جاده، جنگیدهایم،
گرییدهایم در بدرود با طعم جدائی،
آزمودهایم طعم تلخ-شیرین زندگی را.
لهجهام لهجه مردم من است،
جلوهای از سیاهی شب دارم،
جانم آتش میگیرد وقتی مرا برنجانند.
اگر کسی بپرسد از من به چه عشق میورزم،
پاسخش میدهم که به زیستن عشق میورزم.
لهجهام لهجه مردم من است
صدایم آغشته به "آندلس" است
اگر کسی بپرسد از من چه را به یاد میآورم
پاسخش میدهم: هر آن چه را داشتهام!
با ترک جانمان در یک آه، عشق ورزیدهایم
با ترک پوستمان بر جاده، جنگیدهایم
گرییدهایم در بدرود با طعم جدائی
آزمودهایم طعم تلخ-شیرین زندگی را.
در همین زمینه و به همین قلم: "مثل یک موج"، "فرصتی بایست تا خون شیر شد"
سلام ... متاسفانه برای دوستان ساکن ایران کار سختی هست ویدیو کلیپها را دیدن. من فیلم جنایت مقدس را در وبلاگم گذاشتم و دوستان داخل ایران گفتند که توانایی (از لحاظ فنی) تماشا را ندارند. اما یک سوال پیش امد. اول فیلم بالا و پایین تصویر با کلمه "عقد" تزیین شده! معنی بخصوصی دارد؟؟ یا فقط تزیینی هست!
Posted by: آرمین گیلهمرد at November 7, 2006 02:27 PMراهی وجود داره که این کلیپ هایی رو که سایت youtube.com برای نمایش می زاره بشه DownLoad کرد !؟
كيان عزيز
شايد اگر از طريق سايت يوتيوب بريويد بتوانيد ويدتوكليپ عكس هايتان را ببينيد هرچند كار زيادي روي آن نكرده ام و فقط عكسها دنبال هم مي آيند. و اما اگر ممكن است بنويسيد كه اين عكسها را چگونه و به چه طريقي گرفته ايد چون هم من و هم بسياري از خوانندگان اين سايت اين پرسش را طرح كرده اند. اين هم آدرس ويدئو هاي من در يوتيوپ:
http://www.youtube.com/allamehzadeh
ر.ع.
سلام آقاي علامه زاده.مطلبتون را در مورد عكس هايم ديدم.ممنونم از توجه شما.ولي متاسفانه ويديو كليپ را نتونسم ببينم.
Posted by: کیان امانی at November 5, 2006 10:15 AMسلام.اولین بار بود این web رو بالا اوردم.آلی بود.من دانشجوی موزیکم ، و کلی لذت بردم از فضای سایت تخسته نباشی. اگه بتونی اسم و فرکانس کانال های مطرح موسیقی رو تو web ت بزاری خیلی عالی می شه.خسته نباشی.
Posted by: armin at November 5, 2006 10:06 AMI enjoyed it a lot, thank you.
Posted by: Noushi at November 5, 2006 08:22 AMبابا مسعود گرامي
با شرمندگي فراموش كردم قبلا بگويم كه دي وي دي مصدق تا پيش از پايان سال مسيحي آماده پخش خواهد بود اگر مشكلات بگذارند!
ر.ع
کولی عزیز سپاس گزارم از لطف تان راستش گویند سخن کز دل بر اید لاجرم بر دل نشیند در این سرمای غربت دم گرم بزرگوارانی چون شما توشه راه ماست وگرنه نیک می دانم که وقت گران بهای شما پیشا پیش تنگ است الغرض در کامنت قبلی از شما در مورد فیلم نمایش زنده یاد دکتر محمد مصدق پرسیده بودم ولی شما بنده را به جای دیگری حوالت داد ه بودین.به هر روی سپاس
پاینده ایران
Posted by: بابا مسعود at November 4, 2006 02:50 PMسلام.به روسيو و لوليتا گوش كردم و برگردان زيباي شما را خواندم.و بعد هم بقيه پستهاي نخوانده را خواندم،اما از ديدن آن مردك دلقك در قوقولي قو....راستش نميدانم از خود او كه حرف ميزد بيشتر عصباني شدم يا از دست آن مردمي كه به حرفهايش ميخندن.خوبه كه هميشه روسيو هست و با دوباره گوش كردن به او آن نمايش بي ارزش را ميشود فراموش كرد.راستي با اينكه كمي دير شده،تولدتان را شاد باش ميگم.
Posted by: زیتا at November 3, 2006 11:28 PMبابا مسعود نازنين و ناديده
با سپاس از لطف شما اين هم نام لاتين همولايتي هاي من!!
Rocio Jurado / Lolita Flores
نام دي وي دي مربوطه هم اين است كه به راحتي مي توانيد آنلاين آن را بخريد.
Rocio Siempre
و حرف آخر اين كه پيام قبلي شما انگيزه نوشتن اين مطلب اخير شد. هميشه الهام بخش باشيد.
با مهر و دوستي فراوان
رضا. ع.
كولي مهربان دست مريزاد بزرگواري فرموده اسامي را به الفباي لاتين هم براي جستجوي بيشتر بنويسيد راستي دي وي دي فيلم نمايش مصدق به كجا رسيد؟ بي صبرانه منتظر ديدنش هستم با سپاس
پاینده ایران
Posted by: بابا مسعود at November 3, 2006 05:39 AMدستتون درد نکنه، چسبيد! ...زحمت می کشيد... خسته نباشيد... وبلاگتون حرف نداره. هميشه چيزی توش پيدا می شه که وقتی تنها نشستی پشت کامپيوتر حال و هوات رو دگرگون کنه! خصوصا استفاده از فايل های صدا و تصوير کار شما رو نادر کرده و لذت ما رو بيشتر. دستتون رو می فشارم و رويتان را می بوسم. نذاريد يه وقت اين وبلاگ خاک بخوره...
Posted by: همايون at November 2, 2006 08:43 PM