با این که "پنجره نظردهی" را باز گذاشتهام بیشتر دوستان ترجیح میدهند از طریق همان "دکمه تماس" با من در ارتباط قرار بگیرند. اشکالی البته ندارد، چون بسیاری از آنها تمایل دارند رابطهشان دوجانبه، و نه چندجانبه، باقی بماند. اما در رابطه با مطلب من در مورد شکسته شدن سنگ گور احمد شاملو دو یادداشت جالب همراه با عکس برایم رسیده است. با سپاس از این دو نازنین، عکسهای جالبشان را همراه به بخشی از توضیحاتشان میآورم ولی اگر دوست داشته باشند نامشان هم بیاید لطف کنند و در یادداشتی که به "پنجره نظردهی" ارسال میکنند خودشان نامشان را بنویسند.

سنگ ترک برداشتهی گور شاملو
عکس بالا را یکی از این دو دوست که ایام نوروز را در ایران گذرانده، ارسال داشته با این توضیح: "حدود دو هفته بعد از نوروز، برای ادای احترام به شاملو به گورستان امامزاده طاهر در کرج رفته بودم و اتفاقا شب پیش از آن ظاهرا کسانی به گورستان آمده و سنگ گور او را شکسته بودند. دوربینم همراهم بود و چند عکس گرفتم. باغبان (یا کسی که از منطقه مراقبت میکند و مردم را برای یافتن گورها کمک میکند) در صحبت با من بسیار عصبانی بود و مرتب به کسانی که شب پیش سنگ گور شاملو را شکسته بودند نفرین میکرد... این داستان کسانی است که با مردهها این گونه رفتار میکنند... حالا تصور کنید با زندهها چه میکنند... این هم عکسها، اگر بخواهید آنها را برای خوانندگانتان منتشر کنید از نظر من اشکالی ندارد... دست کم طرفداران او میبینند شاملو در جائی دفن است که در آن حتی مردهها هم آرامش ندارند..."
و اما عکس بعدی غروب دلگیری را ثبت کرده است از چشم اندازی که گرچه قابل بازشناختن نیست اما سنگینی گورستان را دارد. به توضیح عکاسش توجه کنید: "... میخواستم بهات هدیهای بدم. هفته پیش رفتم بهشت زهرا قطعه معروف به 33، خواستم از آرامگاه دوستان برات عکس بگیرم، نشد. بهجاش این عکس رو که کار خودمه بهات تقدیم میکنم... ببین که چطور این درخت لخت و تنها، به التماس دستشو به طرف خورشید که بیرحمانه داره غروب میکنه دراز کرده؟ به نظرت آیا گرمای اونو میخواد یا سرخیشو؟..."
وای بر مردمی که آرام بشینند .وای بر مردمی که خردشان به شکمشان هست
روزگار غريبیست، نازنين
آن که بر در میکوبد شباهنگامبه کشتنِ چراغ آمده است.نور را در پستوی خانه نهان بايد کردآنک قصاباناندبر گذرگاهها مستقربا کنده و ساتوری خونآلودروزگار غريبیست، نازنين
و تبسم را بر لبها جراحی میکنندو ترانه را بر دهان.شوق را در پستوی خانه نهان بايد کرد
کباب قناریبر آتش سوسن و ياسروزگار غريبیست، نازنينابليس پيروزمستسور عزای ما را بر سفره نشسته است.خدا را در پستوی خانه نهان بايد کرد.
Posted by: امیر at November 22, 2006 10:45 AMman lezat boradam az neveshtha va in avlin bar ast ke movafagh shodam be in sayet vard shavam nemedanam chetori az dast andar karan in sayet teshakor konam movafagh bashid
Posted by: hamdi at July 11, 2006 12:58 AMrosegare gharibist nazanin
Posted by: . at June 25, 2006 12:00 PM" کتاب رسالت ما محبت است و زیبایی است
تا بلبل های بوسه برشاخ ارغوان بسرایند.
شوربختان را نیک فرجام
بردگان را آزاد
و نومیدان را امیدوار خواسته ایم
تا تبار یزدانی انسان سلطنت جاویدانش را برقلمرو خاک باز یابد
کتاب رسالت ما محبت است و زیبایی است
تا زندان خاک از تخمه ی کین بار نبندد. "
بامداد
Posted by: Reza at May 4, 2006 10:12 PMharase man baari
hame az mordane dar sarzaminist
ke mozde goorkan
az aazaadie aadami
afzoon baashad
آنگاه که.......... ضربه های تیشه زندگی را بر ریشه آرزوهایت حس میکنی؛ به خاطر بیاور که
زیبایی شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است!
شايد اينها كه بر سنگ مزار شاملو تيشه مي زنند, نمي دانند
با هر تركي كه سنگ او بر مي دارد,
در ذهنمان خانه ايي باشكوه تر مي سازيمش!
شاد زيد
مهر افزون
سلام....زيبا اما دلم چون سنگ شاملو شسكست...موفق باشيد
Posted by: Albar at April 23, 2006 02:05 PM