براى اينكه گسترهى پهناور مضامين ترانههاى فلامنكو را نشانتان دهم هيچ چيز بهتر از ترجمه ترانهاى كه در زير می آورم نيست. مضمون عميق و متفكرانه آن را با مضمون ساده و بی پيرايهى ترانه قبلى ﴿بچهرو نزن مامان﴾ مقايسه كنيد تا بدانيد از چه حرف می زنم. شايد گمان كنيد كه در همه فرهنگها اين دوگانگى به چشم مىخورد. برخى ترانههاى ساده مىنويسند و برخى ترانههائى با مضامين عميق تر. ولى به يادتان می آورم كه شعر و آهنگ ترانه زير ساخته و پرداخته همان هنرمند نامدارى است كه ترانه قبلى از اوست، يعنى مانوئل آلهخاندرو (Manuel Alejandro). گرچه خواننده همان لولا فلورس (Lola Flores) نيست بلكه خواننده ديگرى است با همان شهرت و محبوبيت و اصالت به نام لا پاكرا د خرز ﴿La Paquera de Jerez﴾. ﴿براى دوستانى كه خواهان مطالعه بيشتر در مورد اين افرادند نام آنها را به حروف لاتين نوشتم تا از طريق اينترنت بتوانند اطلاعات بسيارى در مورد آنها به دست آورند.﴾.
به دريا می زنند در قايق هاى ساخته از كف
كاشفان زمين.
روياپردازان.
به دريا می زنند تا به قاره آمريكا
خدا، نور و نام عرضه كنند.
رنگ آبى پيكاسو و پرتو جاودانه نقشهايش را.
صداى لخته شدهى خون لوركا را.
ايمان ﴿مادر﴾ ترزا را.
و باور سادهلوحانه دن كيشوت را.
روياپردازان اسپانيا
با قلم موها و شعرها و آوازشان
بر ستارهها گام می زنند.
روياپردازان اسپانيا
با گيتارهاى كوكشان
عشق بر خاك می فشانند.