September 27, 2003

ماجراى ديگ زود پز!

اشاره كرده بودم، در يكی دو نوشته قبلى، كه اين روزها سخت درگير تدريسم. من معمولا سالى يكبار در مركز آموزش بين‌المللى راديو تلويزيون هلند بعنوان مسول كورس و مدرس به برنامه ريزى و تدريس سينما مى‌پردازم. كورس فعلى من تازه شروع شده و تا آخر سال مسيحى براى مدت سه ماه ادامه خواهد داشت. دانشجويان اين كورس بين‌المللى تماما از كشورهای به اصطلاح در حال توسعه مى‌آيند. امسال من بيست و يك دانشجو دارم كه از ۱۸ كشور مختلف آسيا و افريقا و آمريكاى لاتين آمده‌اند. از سريلانكا تا اريتره، از كلمبيا تا آفريقاى جنوبى و از سيرآليون تا بنگلادش ﴿راستى براى اولين بار يك دانشجو هم از ايران دارم كه چه احساس شيرينى به من مى‌دهد و يك دانشجوى كوبايى را هم انتخاب كرده بودم كه در آخرين لحظه اجازه خروجش از طرف دولت كوباصادر نشد. او در يك فرستنده تلويزيون محلى در كوهپايه‌هاى سيرا ماسترا برای روستاييان برنامه آموزشى مى‌سازد﴾. دانشجويان پس از پايان اين كورس با كولبارى از تجربه عملى و نظرى به كشورهايشان برخواهند گشت.

چون اين دانشجويان با هم و با كارهاى همديگر آشنايى ندارند معمولا ساعاتى در مركز آموزش دور هم مى‌نشينيم تا فيلمها و برنامه‌هاى راديويى آنها را با همديگر ببينيم و بشنويم. ديشب عمر لاما، دانشجوى نپالى قسمتى از يك برنامه راديويى‌اش را براى ما پخش كرد. برنامه در مورد مشكل بزرگ سياسى رژيم نپال براى مبارزه با ديگ زودپز بود!

ورود ديگ زودپز به نپال به شدت ممنوع است و در تمام مسيرهاى منتهى به مرز هند پستهاى بازرسى زيادى براى مقابله با مردم عادى كه به اميد خريد ديگ زودپز از اقصى نقاط كشور به مرز هند مى‌آيند، برقرار شده است. درست آنسوى مرز هند با نپال تجار هندى هر روزه صدها ديگ زودپز به نپاليها مى‌فروشند و خريداران براى وارد كردن مطاعشان به نپال به هر ريسكى دست مى‌زنند. ماجرا اين است كه اگر اين ديگهاى زودپز جمع‌آورى نشود و به دست چريكهاى مايويستی كه مسلحانه عليه دولت مى‌جنگند بيافتد هر ديگ زودپز به يك بمب پرقدرت بدل مى‌شود و روزى يا شبى يك خودرو نظامى را به هوا خواهد فرستاد. خريداران ديگ زودپز نه فقط بايد ديگشان را از چشم ماموران دولتى پنهان كنند بلكه بايد از تله چريكها كه گاه و بيگاه به مسافران در جاده هند شبيخون مى‌زنند نيز به حيلتى بگريزند.

عمر لاما در برنامه‌اش با ضبط صوت و ميكروفون مخفى به عنوان خريدار، تمام مراحل گذر از مرز، خريد ديگ زودپز از بازار هنديها، مراحل كنترل در مرز و پستهاى متهدد بازرسى در جاده‌ها، و حتى تفتيش در فرودگاه كاتماندو، جاييكه بالاخره لو رفته بود را، بر روى نوار ضبط كرده بود. او در نهايت با نشان دادن كارت خبرنگارى توانست از بازداشت و پرداخت جريمه فرار كند ولى ديگ زودپزش در توقيف پليس فرودگاه باقى ماند!

Posted by reza at September 27, 2003 11:03 PM
مطالب مرتبط
Comments

من احمد هستم مطالب شما را خواندم خيلي جالب بود به اميد ديدار

Posted by: ahmd ghorashi at November 2, 2003 06:16 PM

من احمد هستم مطالب شما را خواندم خيلي جالب بود به اميد ديدار

Posted by: ahmd ghorashi at November 2, 2003 06:16 PM