خوان رامون خيمنز Juan Ramon Jimenez يكى ار شاعران بزرگ اسپانيايى است كه جايزه نوبل ادبيات را در سال ۱۹۶۵ برده است. او اهل اندلس بود كه در جنوب اسپانيا واقع است و مركز كوليها و موسيقى فلامنكوست. از اين رو بسيارى از اشعار او به دنياى فلامنكو راه يافته و با اين موسيقى پرداخته شده و بر حنجره گرم كوليها جارى است.
بسيارى از دوستان از من خواستند بيشتر در مورد كوليها بنويسم. گرچه اين روزها سخت گرفتار تدريسم ولى هر وقت فرصتى بيابم به اين مقوله خواهم پرداخت، مثل حالا كه شعرى از خوان رامون خيمنز را برايتان ترجمه كردهام كه با صدای گرم اوا لاگارديا Eva la Guardia يك دختر جوان كولى ضبط شده است. او دختر خورخه لا گارديا يكى از بنيانگزاران گروه معروف فلامنكو به نام خاك است.
به گاه گريه، به گاه درد
غمهايم، تنها غمهايم
مونس دايمىام بودند.
بىرويا مانده بودم برجا، بىشادى
آرزوهايم گريختند و من بىياور گم شده بودم.
لحظه ترك زندگىام فرا رسيده بود.
پس، ساحلی مقدس و آبى رنگ درخشيد،
ساحل درد، ساحل دلتنگيهاى جاودان.
يك لمحه به مبارزهى خورشيد ميرنده انديشيدم كه روز را نورانى مىكند.
و دردهايم مرا به آغوش كشيدند
و زندگی بىحاصلم را نجات دادند.
سلام. خسته نباشيد. از خواندن براي غمهايم بسيار لذت بردم. شناساندن
koli ها(موسيقي_ رقص و زندگي شان) به موقع و لازم بود. شا يد بعضي ار خوانند گان شما بدانند كه Romer يا Zigenare يا les gitans - هزار سال قبل هند را كه زادگاهشان بود ترك كردند. اما كسي صد در صد دليلش را نميداند. شايد همه بدانند كه كولي ها هفتصد سال است كه در Europa زندگي مي كنند و بيش از 400 سال است كه ساكن سويد اند. ولي كمتر كسي مي داند و مي خواهد بداند كه كو ليها نيز مانند يهودي ها در اردو گاه هاي مرگ به سر بردند و در كو ره هاي انسان سوزي- از بين رفتند. بهر حال تشكر كه اين همه زيبايي را به فارسي بر ميگردانيد. بعضي از حروف را ندارم: p,j, a
براي همين است كه د. سه زبانه شده! با درود و به درود.
کولي هاي تو ... چه بگويم؟ لطفا از شعرها و حرف هاشان بيشتر بنويس. تو با هر حرکت دستي حرفي تازه براي گفتن داري. حرفي، تصويري، کتابي، حضوري، و ... چقدر بگويم؟ دلم براي صدات تنگ شده، کجايي رضا؟
عباس معروفي