August 26, 2003

مدتی اين مثنوی تأخير شد

تازه آمده بود دستم بيايد چطور و چگونه برنامه هايم را تنظيم کنم تا تماسم با دوستان تازه يافته ام که با ارسال پيام های پر مهرشان از طريق اين صفحه سرشار از زندگيم می کردند تداوم يابد که به ناگاه خود آش با جاش رفت و چند روزی من را در خماری گذاشت.
حالا هم که برگشته است نه از نوشته من در آن خبری هست و نه از آن همه نظر های خواندنی شما عزيزان.
بگذريم، من فعلا عازم سفری دو سه هفته ای به آن سوی اقيانوسم و شک ندارم که با دستی پر برای خوانندگان اين صفحه باز خواهم گشت. پس تا آن روز براِيتان بهترين ها را آرزو می کنم.

Posted by reza at August 26, 2003 02:26 PM
مطالب مرتبط
Comments

بيصبرانه منتظر مطالبتون هستم سفر خوش

Posted by: raha at August 29, 2003 12:56 PM

Safe journey; I look forward to reading your posts

Posted by: Mojtaba at August 28, 2003 04:24 PM

رضاى عزيز

پوزش قبله‌ی عالم را از بابِ پريشانى صفحات پذيرا شو. دست سلطان در سفر پراگ از زمين و آسمان كوتاه بود و ميزبانان من هم ناچار راهى سفرى به هلند شدند آش ما نيز با جاش رفت!

باز با هم سخن خواهيم گفت.

سپاس از مرقومه هاى شريف!

Posted by: قبله‌ی عالم at August 27, 2003 08:31 PM

گفتم، بابا، رضا علامه زاده مي شناسيد؟
مكث نكرد، گفت آره، فيلم ساز بود... يادمه زمان دانشجويم يه فيلماش خيلي صدا كرد.... چي بود؟... تو يادته فرزانه؟...
بابا، حالا مي نويسه ... وب لاگ داره... نمي دونم با همشون يه احساس آشنايي ديرينه دارم، شايد خاطرات جووني شما ناخوداگاه به ما ارث رسيده....
نه....
احساس ميكنم من مدرسه اي دارم كه معلماش تو همه جاي دنيا پراكنده شدن .

Posted by: نازنين at August 27, 2003 05:57 AM