لوئیس بونوئلِ سوررئالیست هم در تله‌ى فلامنکو افتاد!

هر کس که فقط کمی با تاریخ سینما آشنا باشد میداند که لوئیس بونوئل در سال ١٩٢٨ با فیلم کوتاه "سگِ آندُلسی" – که نه به سگ مربوط بود و نه به اندلس! – اولین سنگِ بنای سینمای سوررئالیستی را گذاشت.

فیلمنامهی کابوسوارهی سنگ اندلسی را بونوئل با همکاری سالوادور دالی نوشت، آنهم بهروشی غریب که خودش اواخر عمر در کتاب خاطراتش با عنوان "با آخرین نفسهایم" اینگونه شرح میدهد:

"سناریو را در کمتر از یک هفته بر مبنای یک توافق ساده نوشتیم: هر ایده یا تصویری که یک توضیح منطقی، روانشناختی یا فرهنگی داشته باشد، باید به طور کامل کنار گذاشته شود. قرار گذاشتیم که دروازهی ذهنمان را به روی تصاویر نامعقول باز کنیم و دیگر کار نداشته باشیم که چرا و از کجا آمدهاند." (این کتاب با ترجمهی شیوای دوست خوبم "علی امینی نجفی" سالها پیش در تهران منتشر شده است.)

حواسم هست که از موضوع اصلی یعنی "فلامنکو بر پرده سینما" دور نیافتم!

بونوئل پس از ساختن این فیلم در فرانسه که نامش را بهعنوان آغازگر سینمای سوررئالیستی بر سر زبانها انداخت به اسپانیا بازگشت و بهعنوان "سوپروایرز"، در ساخت چهار فیلم سینمائی شرکت کرد که دومین فیلمِ آن مستقیما با فلامنکو سروکار داشت؛ فیلمی با عنوان "دخترِ خوآن سیمون" که نقش اصلیاش را "آنجلیّو" که از فلامنکوخوانان معروف زمانه محسوب میشد بازى کرده بود، و نقش مقابل او را نیز کسی نداشت جز همان "کارمن آمایا"، رقصندهی نامدار کولی که قبلا از آخرین فیلمش "لوس تارانتوس" برایتان نوشتهام. بونوئل در کتاب خاطراتش مینویسد:

"در صحنهاى طولانى از این فیلم که در کابارهاى مىگذرد، کارمن آمایا رقصندهى کولى و بسیار مشهور فلامنکو که در آن زمان هنوز خیلى جوان بود، اولین هنرنمائى سینمائى خود را ارائه داده است. بعدها نسخهاى از این صحنه را به سینماتک مکزیکو هدیه کردم." ص ٢٢٨

پیش از این که پیش برویم بیائید به روال این رشته مطالب، رقص زیباى کارمن آمایا را در همین صحنه با هم ببینیم.

جالب اینکه بونوئل در کتابش خود را تهیهکننده این فیلم مىنامد درحالیکه در پوستر فیلم نام او در مقابل نام کارگردان، به عنوان "سوپروایزر" آمده است.

bonuel%20poster.JPG

از این جالبتر اینکه به نوشتهى بسیارى از همکارانش، بونوئل عملا کارگردان این فیلم بوده ولى به خاطر اسمورسمش در سینماى روشنفکرانه و متفاوت، حاضر نبوده نامش در یک کار تجارى بهعنوان کارگردان ثبت شود!

براى اثبات این مدعا، "اوخنیو گوزمان" مولف کتاب "فلامنکو در سینما" از قول "فرناندو بیسکائینو کاساس"، نویسنده و منتقد سرشناس فیلم در آن دوران، مىنویسد:

"فیلم براى تماشاگر بهعنوان اثری بهکارگردانى "خوزه لوئیس سائنز د هردیا" معرفى شد ولى خودِ خوزه لوئیز سائنز بهمن گفته (و بارها در بسیارى از مصاحبههایش در روزنامهها تکرار کرده) که سازندهى اصلى آن بونوئل بود.) ص ٣۶

بر خلاف این ادعا، بونوئل براى فاصله گرفتن از این فیلم، در خاطراتش حتى آن را "یک ملودرام تهوعآور" می‌‌نامد:

"دومین فیلمى که تهیه کردم – که باز هم خیلى پرفروش از آب درآمد – یک ملودرام پرساز و آواز و تهوع آور بود به اسم دختر خوآن سیمون. در این فیلم آنخلیو که محبوبترین خوانندهى فلامنکوى اسپانیا بود نقش اصلى را بهعهده داشت و داستان فیلم از یک ترانه عامیانه گرفته شده بود." 

حالا بد نیست یکى از ترانههاى "تهوعآور!" فیلم را با صداى آنخلیو که همچنان محبوب مردم اسپانیا و فلامنکودوستان است، ببینیم و بشنویم.

رابطه‌ی بونوئل با فلامنکو همین جا تمام نمىشود. بونوئل پس از ساختن چندین فیلم سینمائى در مکزیک به فرانسه باز مىگردد و با ساختن چند فیلم سینمائى تازه در دههى شصت و هفتاد قرن گذشته، بویژه دو فیلم برجستهى "زیباى روز" و "جذابیت پنهان بورژوازى"، دوباره بهشهرت و محبوبیت چشمگیرى مىرسد.

بونوئل در سن هفتادوچهارسالگى تصمیم به بازنشستگى مىگیرد ولى به اصرار دوستانش آخرین فیلم زندگىاش را با سوژهاى عجیب در فرانسه و اسپانیا جلوى دوربین مىبرد. عنوان فیلم، "موضوعِ مبهم هوس" است و در همین فیلم است که بونوئل آخر عمرى دوباره به اندُلس باز مىگردد و یک صحنهى "تهوعآور" دیگر فیلمبردارى مىکند!

موضوع فیلم بهگفته خودش "تلاش بیهوده براى تصرف بدن یک زن" است که در آن "فرناندو رى" بازیگر تواناى اسپانیائى نقش مردى پابهسن را بازى مىکند که عاشق دختر جوان سربههوائى است که همراهش تا توى رختخواب هم مىآید ولى با او همخوابه نمىشود!

در یکى از صحنههاى نهائى فیلم، مردِ میانسال دخترک را در یک کابارهى فلامنکو در شهر سیویل در حال رقص مىیابد و از طریق یکى از همکاران دخترک درمىیابد که معشوقهاش در پشت صحنهى کاباره، در مقابل توریستهاى خارجى برهنه مىشود.

از پرداختن بیشتر به قصه‌ی فیلم درمىگذرم و با نمایش کلیپى از همین صحنه که شرحش رفت، بهعلاقمندان مطالب مربوط به "فلامنکو بر پرده سینما" بدرود مىگویم تا بیش از این پای خودم در تلهی فلامنکو نماند!

(ابراز تاسف: به محض اینکه کلیپ مربوطه را در یوتیوب آپلود کردم پیام رسید که این کلیپ بهدلیل کپیرایت از یوتیوب حذف شده. به جایش دو عکس از این صحنه یافتم که بر منبای "کاچی به از هیچی" در زیر میآورمشان!)

oscuro1jpg.jpg   oscuro2jpg.jpg