“کارمن آمایا” و فیلم “لوس تارانتوس”

کولىهاى اسپانیا عموما در ایالت اندلس در جنوب غربى اسپانیا ساکن بوده و هستند، بویژه در جنوبىترین بخش اندلس که فاصلهاش تا قاره افریقا فقط یک تنگه‌ی کمعرضِ آبى است؛ تنگهى جبلالطارق. از اینرو نامدارترین چهرههاى هنر فلامنکو چه در آواز، چه نوازندگى، و چه رقص متعلق به اندلس هستند. 

کارمن آمایا، رقصندهاى که هنوز پس از نیمقرن که از مرگ نابهنگامش مىگذرد عنوان برترین رقصنده‌ی فلامنکو را حفظ کرده، متعلق به آندلس نیست بلکه زادگاهش خرابههاى دوروبر بارسلونا در ایالت کاتالونیا در شرق اسپانیاست. 

Carmen%20Amaya.JPG 

مجسمهى کارمن آمایا در پارک شهر بارسلونا

همانطور که تنها شانسِ یک پسر جوان براى فرار از یک زندگى فقرزده در حاشیه‌ی شهرها و حلبىآبادها در برزیل و آرژانتین، فوتبالیست شدن است، تنها شانس پسرها و دخترهاى فقیر کولى در گرو موفقیت در اجراى فلامنکوست. قصهى زندگى کارمن آمایا که به ظاهر ملودرام، ولى در واقع از هر قصهى واقگرایانهاى واقعىتر است در مورد اغلب هنرمندان نامدار کولىِ اسپانیا صدق مىکند. 

کارمن در یک خانواده‌ی کولى در حلبىآبادى در حاشیهى بارسلونا به دنیا آمد و از چهارسالگى با رقصیدن به همراه گیتار پدرش خرج خانواده را تامین مىکرد تا اینکه چند سال بعد توسط هنرشناسى کشف شد و پلههاى شهرت و محبوبیت را به سرعت پیمود بطوریکه در بزرگترین سالنهاى نمایش دنیا بر صحنه رفت. کارمن آمایا حتی دو بار در دورهى ریاست جمهورى "فرانکین روزولت" و "هِرى ترومن" به کاخ سفید دعوت شد و در آن‌جا رقصید. 

کارمن بازیگر خلاقى هم بود و در فیلمهاى زیادى چه در هالیوود و چه در اسپانیا بازى کرد که آخرین و مطرحترینشان فیلم لوس تارانتوس است که یعنى تارانتوها یا خانوادهى تارانتو. قبل از هر چیز آنونس این فیلم را که کمتر از یک دقیقه است ببینید تا فضاى فیلم دستتان بیاید و من ناچار به توضیح اضافى نباشم. 

اغلب، این فیلم را "رومئو و ژولیت" کولىها نامیدهاند. برخى هم هستند که با این قول همنظر نیستند، اما دستکم از نظر شیفتگى عاشقانه و سرانجام تراژیک قهرمانانش، این دو قصه بههم شباهت دارند. 

قصهى فیلم، بهخلاصه شدهترین شکل این است: دو خانواده‌ی کولى ساکن در حاشیه بارسلونا با هم اختلاف شدید دارند؛ خانوادهى تارانتو و خانوادهى "زورونگو". بزرگِ خانوادهى تارانتوها زنى است بسیار پرتوان به نام "آنگوستیاس" که نقشش را همین کارمن آمایا در سن پنجاهسالگى بهزیبائى بازى مىکند. و بزرگ خانوادهى زُرونگو مرد مغرور و کینهتوزی است به نام "روسندو". 

گردش روزگار، "خُوآنا" دختر زیباى روسندو را با "رافائل"، پسر خوشمنظر آنگوستیاس روبرو مىکند و عشقى آتشین میان آندو در مىگیرد که دودمان دو خانوار را در خطر نابودى قرار مىدهد. همینجا دست نگه مىدارم تا صحنهاى بسیار دیدنى از فیلم را نشانتان دهم. در این صحنهى سه چهار دقیقهاى، رافائلِ جوان معشوقهاش خُوآنا را براى معرفى به مادرش به کمپ تارانتوها مىآورد ولى مادر از روبروئى با دخترِ دشمنِ خانوادگىاش سر باز مىزند. و این رقص زیباى خُوآنا است که دل مادر را بهدست مىآورد، و او به نوبهى خود با رقص جاودانهای موافقتش را با عشق این دو جوان ابراز مىکند! 

پدر خُوانا اما زیر بار این رابطه نمىرود و با انتخاب مرد دیگرى براى شوهرى دخترش، فاجعهاى را زمینهسازى مىکند که نهایتا به کشته شدن رافائل و دخترش در آغوش هم خاتمه مىیابد.

رقصندگان دیگرى نیز در این فیلم بازى کردهاند که بعدها به چهرههاى درخشان هنر فلامنکو تبدیل شدهاند. یکى از آنها، و نامدارترینشان، "آنتونیو گادِس" است که بعدها نقش اصلى دو فیلم مطرحِ "کارلوس سائورا"، "فلامنکو" و "کارمن" را بازى کرده است. صحنهى رقص آنتونیو گادِس در خیابان، در گرگومیشِ بامداد، یکى از زیباترین صحنههاى فیلم لوس تارانتوس است. (من در مطلبى مستقل در مورد این رقصندهى نامدار که همچنان بر صحنهها مىدرخشد به این کلیپ خواهم پرداخت.)

فیلم لوس تارانتوس به کارگردانى "رویرا رِلهتا" براى اولین بار در سال ١٩۶٣ بهنمایش درآمد و سپس بهعنوان کاندیداى بهترین فیلم غیرانگلیسى زبان در اسکار حضور یافت. سازندگان این فیلمِ بسیار دیدنى که از بازىهاى درخشانى برخوردار است دو خاطرهى تلخ براى همیشه بر ذهنشان سنگینى مىکند. اول، مرگ نابهنگام کارمن آمایا در اثر بیمارى ریوى در سن پنجاهویک سالگى، وقتى که هنوز تدوین فیلم بهپایان نرسیده بود، و دوم در رقابت قرار گفتن این فیلم در مراسم اسکار با دو فیلم موج نوى سینماى جهان، "هشتونیم" اثر "فدریکو فلینى"، و "چاقو در آب" از "رومن پولانسکى". 

مىدانید که در آغاز دهه‌ی شصتِ میلادى قرن گذشته، نوعى نگاه درونگرایانه در فیلمها داشت جاى فیلمهاى نئورئالیستىِ دهه‌ی پنجاه را مىگرفت. و این‌گونه بود که لوس تارانتوسِ واقعگرا میباید بازى را به هشتونیم فلینى در رقابتهاى اسکار مىباخت. 

این نوشته را با کلیپ بسیار کوتاهى از مراسم تشییع جنازهى الههى رقص فلامنکو، کارمن آمایا، بهپایان مىبرم. 

□◊□