دلم پاره شد از بس از فلامنکو ننوشتم!

چند شب پیش در یک رستوران ایرانى در لاهه خانمى که مرا شناخته بود با محبت بسیار گفت که از مطالب مربوط به فلامنکو که مىنوشتم خیلى خوشش مىآمد. یادم افتاد مدتى است چیزى در این مورد ننوشتهام. البته این بهاین معنا نیست که خودم از فلامنکو دور افتاده باشم. هر هفته آخرین خبرها در مورد فلامنکو را از طریق رادیو و تلویزیزن اسپانیا دنبال مىکنم و روزم بدون شنیدن چند ترانه کولى شب نمىشود!

براى این که مجددا سر قصه را باز کرده باشم برایتان مىگویم فقط دو هفته پس از مرگ نابهنگام آهنگساز و گیتاریست چیرهدست فلامنکو، پاکو دِ لوسیا، که خبرش را خودم در همین صفحه در مطلبى با عنوان "اسپانیا در مرگ پاکو د لوسیا مىگرید" دادم، آلبوم تازهاى از او منتشر شد که تقریبا آماده انتشار توسط خودش بود که مرگ امانش نداد. نام این آلبوم "ترانهى اندلس" است که شامل هشت قطعه از ساختههاى پاکوست با نوازندگى خودش. 

ترانه شماره چهار از این آلبوم را انتخاب کردم که در زیر برایتانت میآورم تا بشنوید. نام ترانه "تا زندهام دوستت دارم" است و مثل بسیارى از ترانههاى کولى داستان دارد. داستان این ترانه از زبان دختر جوانى است که عاشق مرد مسنى شده است. خواننده این ترانه یکى از خوانندگان بسیار محبوب من است با نام "استریا مورنته" که دختر یکى از موسیقدانان بسیار نامى فلامنکو، "انریکو مورنته"، است که اخیرا فوت شد. 

داستان ترانه این است که دخترک به معشوق مسن‌اش مىگوید وقتى مردم من و تو را دستدردست در خیابان مىبینند مىگویند این مرد با این سنوسال و موى خاکسترى بدرد شوهرى من نمىخورد ولى:

من چشمم پىِ جوانان نیست. 

به تو افتخار مىکنم. 

پس مرا کنارت نگهدار

مثل کسى که از گل سرخش نگهدارى مىکند. 

 

شاید فکر کنى از کهنسالیت خسته مىشوم

در اوج جوانى

خودم را همسن تو مى دانم.  

 

تو نگران جوانیم نباش

که براى من جز تو کسى در جهان وجود ندارد.  

 

من اسیر بوسههاى توام

تا زندهام دوستت دارم

و حتى

پس از مرگم.  

□◊□