پیام

با اینکه اعلام شده بود که در نمایش فیلم "با من از دریا بگو" در آخر هفتهای که گذشت حضور خواهم داشت اما متاسفانه موفق به سفر به هانوفر و برلین نشدم. دلائلش را در پیامی که در زیر میبینید نوشتم و در اختیار دوست خوب و رفیق مسئولم، اصغر سلیمی، گذاشتم تا در پایان نمایش برای دوستان شرکتکننده بخواند.

دوستان گرامى

اگر در طول دیدن این فیلم فقط یک بار قلبتان لرزیده یا چشمتان تر شده باشد، درمىیابید که بر من که بیش از یک سالونیم، بهشکلى مداوم و هر روزه درگیر نوشتن و فیلمبردارى و تدوین این فیلم بودهام چه گذشته است. 

در سالهاى نه چندان بلند فیلمسازىام در ایران، توقیف اغلب فیلمهایم بود که مرا از دیدنشان به همراه تماشاگران احتمالىام محروم مىکرد، و در سالهاى دورى از وطن، بازتاب سنگین، و گهگاه غیرقابل تحمل دردى است که خود براى روایتش آستین بالازدهام ولى بارها پیش آمده که از دیدن دوبارهاش در هراس بودهام. روایت دردهائى از این دست که فیلمسازانى مثل من و یارانم در این فیلم، خود را موظف به بیانش مىدانیم، خود دردى مضاعف است که با هر بار نمایشش بر قلب من و همکارانم سنگینى مىکند. 

همین هفته گذشته در دومین روز نمایش در آلمان، هم به دلیل شرائط نامساعد جسمى – که در هفتادسالگى غریب نیست-، و هم به دلیل روحى که در بالا به اشاره از آن گذشتم، بیش از ده دقیقه نتوانستم در سالن نمایش حضور داشته باشم  و به ناچار گفتگو با عزیزان حاضر در پایان جلسه نیز با اختصار کامل انجام شد. 

از شما عزیزانى که در این روزهاى بىتفاوتى و سرددلى نسبت به مسائل وطنمان، که بویژه در محیط آزاد بیرون از دسترس گزمههاى حریص رژیم اسلامى جلوهى نامیمونى دارد، وقت گذاشته و به دیدن این فیلم آمدهاید، و نیز از یارانى که با احساس وظیفه نمایش‌های فیلم را سامان دادهاند، سپاسگزارم و به دلیل عدم امکان حضورم در جمع شما عزیزان، از تکتکتان پوزش مىخواهم. 

با آرزوى ایرانى آزاد و آباد

رضا علامهزاده