تکرار یک پیشنهاد

چندی پیش بخشى از پیام امیر حسین فطانت (فتانت) را که از کلمبیا برایم فرستاده بود با عنوان "اعتراف یهودائى" در همین صفحه منتشر کردم که با دعوتم از او برای یک مصاحبه ویدئوئی از طریق اسکایپ همراه بود. در پاسخ، یکى دو ایمیل میان ما رد و بدل شد که در زیر بخش هائى از آن را مى خوانید:
[متوجه نیستید چه پیشنهادی را به من میکنید. که از طریق اسکایپ به شما توضیح دهم که چرا یهودا، حواری منتخب و محبوب مسیح ، که معجزات او را دیده بود و موعظات او را شنیده بود  و احیای مردگان و تطهیر ابرصان را از او اموخته بود و با ملکوت خدا وجبی بیشتر فاصله نداشت چرا او را قاطعانه و بی تردید با بوسه ای تسلیم کرد؟ دو هزار سال است که الاهیات مسیحیت به جستجوی توضیح این خیانت است. چگونه میتوانم در اسکایپ برای شما توضیح دهم که امیر فطانت 21 ساله، مظهر اخلاقیات انقلابی، چرا دوست و رفیق خود را قاطعانه تسلیم میکند؟ مگر اینکه شما نیز به جستجوی شنیدن داستانی پلیسی جنائی باشید تا تنقلات اذهان علیل گردد که متاسفم از اینکه نا امیدتان میکنم.]
 در پاسخ نوشتم:
[متاسفم که پیشنهادم را رد کردید. انتظاز من از این کار این نبود که در مورد دو هزار سال الهیات از شما بشنوم که نه شما را متخصص آن می دانم و نه خودم علاقه ای به موضوع دارم. از شما مجددا می خواهم که به پیشنهادم فکر کنید و از طریق اسکایپ برایم بگویئد چرا "آن جوان بیست و یکساله" که شما بودید به گفته خودتان "دوستتان را قاطعانه تسلیم" کردید. مطمئن باشید من عین حرف های شما را بازتاب خواهم داد. ولی به عنوان مستندساز از انعکاس حرف های حاشیه ای و جانیی، و اینسو و آنسو زدن و از موضوع خارج شدن پرهیز می کنم. 
گرچه عجله ای ندارم ولی منتظر پاسختان می مانم.]
این بار پاسخ کوتاه او این بود: 
[متاسفم اقای علامه زاده. علاقه ای به این چنین مستند سازی ندارم. من این روایت را به روش خود روایت خواهم کرد نه انگونه که جنابعالی منتظر هستید.]
و این گونه بود که با جواب رد ایشان تماسمان ادامه نیافت. 
ولى چند روز پیش پیام مفصل تازه اى از او دریافت کردم که با پیشنهادى غریب همراه است. در این چند روزه در این اندیشه بوده ام که چه پاسخى به او بدهم ولى هر چه بیشتر مى اندیشم کمتر مى یابم. تنها راهى که به ذهنم مى رسد این است که با انتشار عین پیامش در این صفحه، تقاضایم را براى مصاحبه با او از طریق اسکایپ مجددا تکرار کنم.
و این هم عین نامه ى اخیر اوست: 
[آقاى علامه زاده عزیز
هنوز کتاب شما را نخوانده ام و اهمیتی هم ندارد که در ان در مورد من چگونه اظهار نظر کرده اید این را از خلال مصاحبه هایتان با صدای امریکا و رادیو فردا و بازتاب آنها در یافتم.
اخلاقا موظفید همانگونه که در مصاحبه های خود و با انهمه قاطعیت از من نام بردید امادگی من را هم برای پاسخ نه به شما که به تاریخ به همان طریق اعلام کنید.
من، امیر حسین فطانت که در برجسته ترین ماجرای روشنفکران چپ ایران (این تعریف بر حسب درک خواننده معتبر است)  و قهرمانان انان کرامت دانشیان و خسرو گلسرخی به عنوان "خائن" معرفی شده ام اعلام میکنم که در هر دادگاه و جلسه و اجتماعی در هر کجای دنیا و در هر زمان که برگزار شود اماده ام تا رودر رو با نمایندگان انها و مورخان و حضور هر کس با هر مشرب سیاسی و یا مکتب فلسفی که به این ماجرا علاقمند باشد و یا هرکس که در این ماجرا خود را مدعی و صاحب حقی میداند شرکت کنم و به هر نکته و ابهام پاسخ گویم با این فرض که از گذشته خود شادمانم و از ان دفاع میکنم.
شرط من برای شرکت در چنین مجلسی چندان ناممکن نیست:
پرداخت هزینه های سفر از بوگوتابه هرکجای دنیا که مورد علاقه شما باشد و انجام تسهیلات ویزا. توضیح این که هنوز ملیت من ایرانی است.
حضور مدعیان و من در یک جلسه عمومی و ازاد، یک محکمه تاریخی.  
تنها انگیزه من برای پاگذاردن به چنین جلسه ای دِین من به زنی است که بر او همیشه عاشق بودم و جوانان میهنم.
با احترام
امیر حسین فطانت
تقاضا دارم برای صاحب نامانی همچون اقایان مهدی سامع، ناصر کاخساز، ناصر رحیم خانی، فریبرز سنجری، حسن مکارمی و بازمانده های ان دوران که مرا شخصا میشناسند و هر کس که دستی چه از دور و چه از نزدیک بر اتش این ماجرا دارد دعوت نامه های خصوصی ارسال شود.] 
□◊□