کوچکترین فرزندم دیروز هفت ساله شد!

بیست و پنجم آگوست دو هزار سه میلادی کوچکترین فرزندم با نام "از دور بر آتش" با یک نوشته کوتاه متولد شد و دیروز وقتی در هواپیما از لندن به هلند بازمی‌گشتم تولد هفت سالگیش را بر فراز ابرهای بارانی هلند با بازنویسی اولین یادداشت منتشر شده در وبلاگم جشن گرفتم؛ همین یادداشتی که درست هفت سال پیش نوشتم و در زیر برایتان تکرارش می‌کنم:

آتش به جان شمع فتد کین بنا نهاد

این رفیق نازنین ما، عباس جان معروفی، بالاخره ما را گذاشت سر کار. آنهم با یک جمله: «بچه ها توی ایرون می تونن مستقیم نوشته هاتو بخونن و باهات تماس بگیرن.» رگ خواب من را می داند این آتش به جان فتاده!
با همین چند کلام، رشته گسیخته ی «از دور بر آتش» را که سال ها پیش در نشریه ی آرش دنبال می کردم اینجا پی می گیرم تا ببینم چه می شود. هرچه باشد یادمان سفری است کوتاه اما پربار به برلین برای دیدار دوستی که در رفاقت همانقدر استخواندار است که در رمان نویسی.
باقی را می گذارم برای اولین فرصتی که به دست بیاورم.