تلاش برای تدوین «تئوری سینمای اسلامی»

وقتی داشتم این فصل از کتاب سراب سینمای اسلامی را غلط‌گیری می‌کردم احساس کردم انگار دارم از آنچه در حال حاضر بر سینمای ایران می‌گذرد حرف می‌زنم. دار و دسته احمدی نژاد پس از بیست سال که از برملا شدن تئوری پوچ «سینمای اسلامی» می‌گذرد دوباره دارند همین دری وری‌ها را، این بار با نام بی‌مسمای «سینمای معناگرا» البته، سر هم می‌کنند. بیشتر توضیح نمی‌دهم و شما را به خواندن ادامه این کتاب که چاپ اولش نزدیک به بیست سال پیش منتشر شده دعوت می‌کنم.

 

 

 

3- تلاش برای تدوین «تئوری سینمای اسلامی»

مدعیان فرهنگی و هنری رژیم جمهوری اسلامی از همان روز نخست جا و بیجا از «هنر اسلامی» و «سینمای اسلامی» دم زده‌اند بی‌آنکه قادر باشند طرحی حتی کمرنگ از مفهوم تئوری هنر اسلامی و سینمای اسلامی ارائه دهند. در سال‌های اولیه پس از انقلاب در بحث «تئوری سینمای اسلامی» تنها از آنچه سینمای اسلامی نیست سخن می‌رود و حتی در همین محدوده نیز نه به تئوری و گوهر سینمای نشأت یافته از "بیضه اسلام عزیز" بلکه به ضوابط برخاسته از این تئوری ناشناس الهی پرداخته می‌شود که در مفهوم چیزی جز ضوابط سانسور جدید نیست که بجایش از آن سخن خواهد رفت.

با تسلط حزب‌الله بر همه شئون زندگی فرهنگی کشور – همچون سایر شئون- بنظر می‌رسد که این تئوری دستکم به شکل کلی و عمومی خود از یکی از چندین نهاد و موسسه دولتی و نیمه دولتی که به کار سینما می‌پردازند بیرون خواهد زد. اما هنوز پس از گذشت 11 سال کم‌ترین نشانه‌ای از این تئوری در جائی یافت نمی‌شود، سهل است همان حرف‌های پراکنده و بی‌اساسی که این و آن اینجا و آنجا زده‌اند نیز توسط خود آنها فراموش شده است. ارائه عملی این تئوری ناشناخته الهی در عرصه سینما یعنی ساختن فیلم توسط خود مومنین و معتقدین حزب‌الهی نه فقط منجر به خلق یک تئوری انسجام یافته نمی‌شود بلکه خود یکی از عوامل پایان دادن به این تلاش مذبوحانه است.

حجت‌الاسلام اردستانی مسئول شورای بررسی فیلم که نمایندگان همه نهادها از ارتش و سپاه پاسداران گرفته تا جامعه روحانیت در آن عضویت دارند، جز نمایندگان سینماگران و اهل فن، پس از بررسی عملکرد سیاست گذشته اداره امور سینمائی کشور در دوره محمد علی نجفی، اعلام می‌کند که یکی از مشکلات شورا "نحوه صدور پروانه فیلم در گذشته بود که متأسفانه آن نحوه صدور، در مورد فیلم‌های مبتذل و مخرب و مفسد با شئون اسلامی و انقلابی بودن ملت هیچگونه تناسبی نداشت. بدین جهت پروانه اینگونه فیلم‌ها از سوی معاونت فرهنگی وزارتخانه لغو شد و از آن پس فیلم‌هائی که پذیرفته شده است گاهی حداقل 20 درصد و حداکثر 50 درصد با معیارهای اسلامی و فرهنگی ما سازگار بوده." [1]

این معیارهای اسلامی و فرهنگی، اما، هنوز بدرستی تدوین و ارائه نشده‌اند. تنها سند ارائه شده در این زمینه یک بخشنامه اندرزگوی اخلاقی است که مهدی کلهر معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و آموزش عالی در تاریخ ششم آذر ماه 1359 صادر می‌کند:

 

"برای تحرک امور تولید در صنعت سینمای داخلی و انطباق محتوای فیلم‌های سینمائی با فرهنگ عملی اسلام معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و آموزش عالی به تولید کنندگان فیلم‌های سینمائی پیشنهاد می‌نماید از موضوعاتی استفاده نمایند که روح امید به ایزد و ایثار و فداکاری در راه خدا، اتحاد و همکاری و مقاومت در مقابل مستبکران، سازندگی و ابتکار و خلاقیت و قیام در مقابل کفار، تواضع و فروتنی در مقابل مومنان و پرهیز از ظالمان را در بیننده فیلم‌های سینمائی زنده و تقویت سازد." [2]

 

اینکه حجت‌الاسلام اردستانی چگونه توانسته است 340 فیلم را با این معیار بازبینی کند و 209 تای آن را مردود بشمارد [3]، و باقی را بین 20 تا 50 درصد با اسلام سازگار بیابد از امدادهای غیبی است که بر ما پوشیده است! اما آنچه پوشیده نیست تلاش مذبوحانه مذهبیون برای تدوین «تئوری سینمای اسلامی» است.

"مرکز اسلامی مطالعات هنری و فیلمسازی" که در اوائل سال 1359 آغاز بکار کرده است یکی از مشکلات را اینگونه می‌داند:

 

"متأسفانه مراجعی که در مسائل فقهی و اسلامی صاحب نظر هستند در زمینه هنر خیلی کم کار کرده‌اند و هیچ ملاک و چهارچوب دقیق و درستی الآن در دست نیست که ما فورا بخواهیم بر آن اساس شروع کنیم." [4]

 

"حوزه اندیشه و هنر اسلامی" که بعدأ نامش را به "حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی" تغییر داد و در طی چند سال مبتذل‌ترین فیلم‌های اسلامی را تهیه کرد از نهادهای فرهنگی است "که می‌کوشد بنیان‌های هنر اسلامی را از لابلای متون و روایات و آثار اسلامی بیابد و بر اساس این بینش به پیش برود." [5]

این حوزه که هر ساله ده‌ها کتاب و جزوه و گاهنامه و … انتشار می‌دهد همچنان در بیان آنچه «سینمای اسلامی» می‌داند عاجز است و تنها به کلی بافی و لغت پراکنی قناعت می‌کند:

 

"چه در سینما و چه در هنرهای دیگر، ما بدنبال آن هستیم که همه ابعاد و ایدئولوژی غنی اسلام را مطرح سازیم. اما از آنجا که در برهه‌ای از تاریخ و جهان قرار داریم و با مسائل خاصی دست به گریبانیم، ناچاریم که با یک برنامه‌ریزی، اهداف استراتژیکی و تاکتیکی خود را مشخص کنیم." [6]

 

این دست اندرکار حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی آنگاه محورهائی که موضوع اکثر کارهای هنری حوزه است را بر می‌شمارد "تم اخلاقی، نقد مکاتب الحادی و التقاطی، طرح جهان بینی اسلامی که شامل (غیب و شهادت) است و …." [7]

با اینهمه چشم امید مقامات فرهنگ و هنر در تدوین تئوری سینمای اسلامی به همین حوزه است. دیگران در مقایسه با کسانی که در این حوزه جمعند پرت و پلا گوئی‌شان بیشتر است.

حسین هراتی نماینده "مجلس شورای اسلامی" و مخبر کمیسیون هنر و ارشاد اسلامی مجلس می‌گوید:

 

"هنوز جایگاه و نقش هنر در نظام جمهوری اسلامی بدرستی و خوبی تعیین نشده…. البته فعالیت‌های هنری به برکت جمهوری اسلامی رونق گرفته، به ویژه هنر در مسیر ارزش‌های اسلامی دارد پیش می‌رود، ولی جایگاه و نقش آن در نظام جمهوری اسلامی مشخص نیست." [8]

 

او در نهایت پیشنهادی باور نکردنی در مورد حل مسئله سینما ارائه می‌دهد:

 

"باید گرایش پیدا کنیم به تهیه فیلم‌های ویدئوئی از تئاترهائی که روی صحنه می‌آید. اکنون تئاترهای خوبی به روی صحنه می‌آید که مبناهای انقلاب را خوب تحلیل می‌کند. می‌شود از این تئاترها بوسیله ضبط ویدئو فیلمبرداری کرد و در سینماها نمایش داد." (9)

 

خوانندگان ماهنامه فیلم که از این پیشنهاد غریب یکه خورده‌اند توضیح بیشتری می‌خواهند و ماهنامه به این صورت بر این نجاست خاک می‌ریزد:

 

"توضیح این است که چنین پدیده‌ای گرچه در ایران کاملا ناشناخته است اما چند سال است که در دنیا مورد استفاده قرار می‌گیرد. البته پدیده نمایش "ویدئو پروجکشن" به اندازه پرده سینماها بزرگ نیست اما در سالن‌های کوچک‌تری امکان نمایش فیلم به وسیله ویدئو بر روی پرده به ابعاد تقریبی 2 در 5/1 متر وجود دارد." [10]

 

نویسنده اصلأ به روی خود نمی‌آورد که راه حل ارائه شده توسط آقای هراتی- مخبر کمیسیون ارشاد اسلامی در مجلس- برای کمبود فیلم‌های ارزشمند با محتوای اسلامی بوده است نه کمبود وسائل نمایش فیلم!

سید محسن طباطبائی، سرپرست بخش فرهنگی بنیاد مستضعفان نظرش در مورد سینمای اسلامی اینست:

 

"بهترین تعریف برای سینمای اسلامی اینست که سینمای ما باید همانند حسینیه، تکیه و مساجد پایگاه نشو و تبلیغ اسلام باشد. منتهی با شکل هنری خود… یک سینما می‌تواند اگر درست عمل کند، نقش بسیار مهمتری از یک حسینیه یا تکیه داشته باشد." [11]

 

همین کلی گوئی‌ها هم حتی مورد توافق عمامه‌داران نیست. حجت‌الاسلام خاتمی وزیر ارشاد اسلامی در مراسم افتتاح سومین دوره آموزشی مرکز آموزش فیلمسازی می‌گوید:

 

"من معتقدم سینما مسجد نیست. مسجد مانند قلبی است که با طپش خود، خون را به اجزاء مختلف جامعه و از آنجمله سینما می‌رساند. اگر سینما و مسجد در جای خودشان باشند و واقعأ متناسب با معیارهای اسلامی ساخته شوند، طبعأ خونی که از مسجد بیرون خواهد آمد به سینما جذب خواهد شد." [12]

 

بنیان‌های «تئوری سینمای اسلامی» حتی در کلی‌ترین اشکال خود نیز ضد و نقیض است. سید حسن جلایر مسئول امور سینمائی بخش فرهنگی بنیاد مستضعفان و سرپرست مجتمع فرهنگ و هنر اسلامی حدود شش سال پس از انقلاب و پس از ارائه چندین فیلم توسط این دو نهاد بی‌آنکه توضیح دهد که سینمای اسلامی از نظر او چگونه سینمائی است و کدام فیلم از مجموعه فیلم‌هائی که توسط خود او در این دو نهاد تهیه و ارائه شده‌اند نزدیکی‌هائی به این سینما دارند اعلام می‌کند که:

 

"بنظر من، هیچ یک از فیلم‌های پس از انقلاب ویژگی‌های هنر اسلامی را (حتی در پائین‌ترین درجه) ندارند و اگر کسی هم فیلمی را به عنوان فیلم اسلامی تأئید کرده، از سر نا آشنائی نسبت به اسلام و هنر اسلامی، و اصلا تهمت به اسلام بوده است." [13]

 

او با تبختر یک بچه ملای یکشبه ره صد ساله پیموده می‌گوید:

 

"من به فیلمسازان می‌گویم شما هنرمند نیستید. نه درام می‌دانید چیست نه تکنیک سینما را می‌دانید، نه داستان و نه سناریو را… یک نمونه متن درخشان قصه نویسی با مایه‌های تصویری بطور مثال سوره یوسف در قرآن است. آنهائی که عربی می‌دانند بروند قرآن را بخوانند و آنها که نمی‌دانند ترجمه‌اش را بخوانند، یاد بگیرند." [14]

 

آنهائی که عربی می‌دانند و قصص قرآن را راهنمای خود قرار داده‌اند دست بکار ساختن فیلم‌هائی هستند که در بخش سینمای الگوی اسلامی بدان خواهیم پرداخت.

 

□◊□

 

[1] مصاحبه با روزنامه کیهان- 23/2/60

[2] ماهنامه سینمائی فیلم- شماره 18- صفحه 44

[3] مصاحبه با روزنامه کیهان- 23/2/60

[4] روزنامه جمهوری اسلامی- 18/8/59

[5] ماهنامه سینمائی فیلم- شماره 9- صفحه 6

[6] ماهنامه سینمائی فیلم- شماره 9- صفحه 8

[7] ماهنامه سینمائی فیلم- شماره 9- صفحه 8

[8] ماهنامه سینمائی فیلم- شماره 12- صفحه 29

[9] ماهنامه سینمائی فیلم- شماره 12- صفحه 29

[10] دیدگاه‌های داوران و مسئولان جشنواره- ماهنامه سینمائی فیلم- شماره 11- صفحه 10

[11] ماهنامه سینمائی فیلم- شماره 13- صفحه 10

[12] ماهنامه سینمائی فیلم- شماره 19- صفحه 10

[13] ماهنامه سینمائی فیلم- شماره 14- صفحه 14

[14] همانجا