«قابیل»، رودرروئی دوباره ساراماگو با خدا

  هنوز یک سال از انتشار رمان شگفت انگیز ساراماگو، «سفر فیل»، نگذشته است که رمان تازه ای از این نویسنده هفتاد و هشت ساله ی پرتغالی و برنده نوبل ادبیات سال هزار و نهصد و نود و هشت با عنوان «قابیل» منتشر می شود،‌ رمانی که پس از نزدیک به بیست سال که از انتشار رمان «انجیل به روایت مسیح» او می گذرد یک بار دیگر نویسنده در آن مستقیما رو در روی خدا می‌ایستد. این را، هم به اعتراف خودش در چند مصاحبه رادیو تلویزیونی و نشریات، و هم به اعتبار اعتراض رسمی کلیسای کاتولیک پرتغال، و نیز خاخام اعظم یهودیان این کشور به انتشار «قابیل» می گویم چرا که خودم جز فصل اول رمان را که در یک سایت ادبی اسپانیا منتشر شده نخوانده‌ام (نسخه اسپانیائی رمان را که همزمان با نسخه پرتغالی در آمده سفارش داده‌ام که در راه است. ترجمه انگلیسی آن هنوز منتشر نشده.)

 Cain%2C%20la%20portada%20del%20libro.jpg

رمان، که در واقع دوباره نویسی قصه‌ی آدم و حوا و پسرانشان هابیل و قابیل است، شخص خدا را محرک اصلی قابیل در کشتن برادرش هابیل معرفی می‌کند و بدین ترتیب ارتکاب اولین جنایت بشری را به خودِ خدا نسبت می‌دهد. این نیشتری است که سوزشش را تنها خداباوران احساس می‌کنند. ساراماگو قبلا نیز در رمان «انجیل به روایت مسیح» از همبستر شدن عیسی با مریم مجدلیه سخن رانده بود؛ نیشتری که خشم کلیسای کاتولیک را چنان بر انگیخت که خود ناچار به ترک پرتغال و اقامت در جزایر قناری (اسپانیا) شد. آن وقت اما هنوز به یک نویسنده نامدار جهانی برکشیده نشده بود. این بار جایزه معتبر نوبل ادبیات کار مذهبیون را برای تندروی بیشتر علیه او سخت کرده است.

«خدا، چه مظهر خوبی، چه مظهر بدی، تنها در مغز ما حضور دارد، نه در بهشت و نه در جهنم، که این دو هم زائیده مغز خود ماست… جامعه بشری بدون انجیل وضع بهتری می‌داشت.» این را ساراماگو در مصاحبه اش پس از انتشار «قابیل» می‌گوید. وقتی برای معرفی این کتاب به شهرک زادگاهش در شمال پرتغال می‌رود حرف‌هائی تندتر از این هم می‌زند:

«من گمان نمی‌کنم این رمان مشکلی برای کلیسای کاتولیک ایجاد کند چون کاتولیک‌ها اصلا انجیل نمی‌خوانند!» بعد هم مثل همیشه نیشی به خاخام‌های یهودی می‌زند: «ممکن است به یهودیان بر بخورد ولی من اهمیتی به آن نمی‌دهم.» او یکبار هم، چند سال پس از بردن جایزه نوبل ادبیات، تلخ‌تر از این شده و سرزمین فلسطین را «آشویتس» خوانده بود.