چشم‌ها دروغ نمی‌گویند

  این عنوانِ یک فیلمنامه است که حدود دو سال پیش طرح اولیه‌اش را روی کاغذ آوردم و یکسال بعد من و «بیژن شاهمرادی»، دوست همراهم، فیلمنامه‌اش را با کمک همدیگر کامل کردیم. سال پیش، همین روزها بود که بیژن برای مذاکره با تهیه‌کنندگان هلندی و صحبت با کسانی که می‌باید در این فیلم مستند/داستانی ظاهر می‌شدند، و نیز برای دیدن و انتخاب محل‌های فیلمبرداری، از آمریکا به هلند آمد و من و او به سفری دور و دراز، از هلند به هامبورگ و از آنجا به برلین و سپس به کلن و آنگاه به پاریس رفتیم و قرار و مدارهامان را با «سهراب مختاری» در برلین، و «نازنین پوینده» در پاریس گذاشتیم («پرستو فروهر» آن روزها در تهران بود و چند هفته بعد من بدون بیژن به دیدارش در اطراف فرانکفورت رفتم).

با این نام‌هائی که برشمردم باید پی برده باشید که موضوع فیلم «چشم‌ها دروغ نمی‌گویند» چیزی نبود جز قتل‌های زنجیره‌ای که قرار بود در ماه آخر سال گذشته به مناسبت دهمین سالگرد وقوع این جنایات به نمایش گذاشته شود. این فیلم البته اگر ساخته می‌شد دو بازیگر هم می‌داشت که یکی «اکبر گنجی» بود در نقش خودش بعنوان اولین روزنامه‌نگاری که در مورد قتل‌های زنجیره‌ای تحقیقات روشنگرانه‌ای انتشار داد، و یکی «حمید عبدالملکی»، بازیگر با استعداد ساکن هلند، که در نقش یک راننده وانت ظاهر می‌شد.

و اما چه شد که از این طرح، که پس از گرفتن توافق همه‌ی کسانی که نام بردم و تعیین تمام مکان‌های فیلمبرداری صرفا به دلائل اقتصادی از فیلم شدن باز ماند، حرف زدم این است که حرف نهائی در این فیلم، یا بهتر، در این فیلمنامه، پیشنهاد پیگیری این قتل‌ها و جنایات دیگر رژیم اسلامی بود از طریق دادگاه بین المللی جنائی در لاهه؛ کاری که گام اولش در روزهای اخیر با ارسال نامه‌ای به امضای بیش از شصت نفر ایرانی سرشناس، که نام بیژن و من هم در میانشان است، به کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، برداشته شده است.