باز هم از دلاک و سلمانی

  آقای مسعود رستگاری، یکی از خوانندگان این صفحه، در یادداست کوتاهی که برایم فرستاده‌اند و در زیر نقل می‌شود، به نکته‌ای اشاره کرده‌اند که این فرصت را برای من فراهم می‌آورد تا به این بهانه برخی از نقطه نظراتم را در مورد ترجمه کردن آثار ادبی به فارسی با شما خوانندگان پیگیر در میان بگذارم. اول، بیائید یادداشت آقای رستگاری را بخوانید:

[مطلب شما را در مورد رمان دُن کیخوته خواندم، می‌خواستم به اطلاع برسانم که آقای قاضی کلمه دلاک را بدرستی به کار برده، شما اگر از تهرانی‌های ۷۰-۸۰ ساله بپرسید دلاک به چه کسی می‌گویند، اولین گزینه‌ی آن‌ها سلمانی می‌باشد. در واقع دلاک به دو معنی در قدیم به کار برده می‌شده، یکی سلمانی و دیگری کیسه‌کش حمام، که شما اشاره داشتید.]

این سخن کاملا درست است. من هم در نوشته‌ی مورد اشاره، یعنی «قصه یک دیوانه»، نگفتم که استاد قاضی اشتباه کرده‌اند بلکه گفتم برای شغل استاد نیکلاس، دوست دُن کیخوته،  ایشان لغت دلاک را از لغت سلمانی مناسب‌تر تشخیص داده‌اند.

جان کلام در ترجمه، تا آن‌جا که من می‌فهمم، در همین مناسب‌تر تشخیص دادن یک لغت بر لغت دیگر است. پیش از اینکه در این بحث باریک شوم اجازه بدهید یکبار دیگر تاکید کنم که به اعتقاد من استاد محمد قاضی یکی از برجسته‌ترین مترجمان ایران بوده‌اند که چند نسل از کتاب‌خوانان وطن من از طریق قلم ایشان با ادبیات جهان آشنائی یافتند و هنوز هم می‌یابند. این را هم تاکید کنم که خرده‌گیری بر آثار فرهنگی هر کس، در هر مقام و موقعیتی که باشد، کاری نادرست نیست و نباید ناسپاسی تلقی شود. نسل‌ تازه‌ی مترجمین، همانطور که می‌باید از اساتیدی چون محمد قاضی درس بیاموزند ضمنا می‌باید از کج سلیقه‌گی‌های احتمالی و گهگاهی آن‌ها حذر کنند. با این پیش شرط باز می‌گردم به قضیه‌ی دلاک و سلمانی.

شکی نیست که در قدیم لغت دلاک به معنای سلمانی به کار می‌رفته ولی علت آن به عقیده من این بوده است که دلاک‌ها، یعنی کیسه‌کش‌ها، کار تراشیدن سر و ریش مردان را نیز به عهده داشتند. با تقسبم کار بیشتر،‌ مثل همه‌ی رشته‌ها و مشاغل دیگر، کار تراشیدن سر و ریش از دلاک‌ها به سلمانی‌ها منتقل شد و دلاکی به معنای کیسه‌کشی حمام عمومی باقی ماند. به همین دلیل هرگز نشنیده‌ام که در همان زمان قدیم، مثلا لغت سلمانی به معنای آرایشگاه را، دلاکی یا دلاکخانه به کار برده باشند. خود آقای قاضی هم متوجه این نکته ظریف بوده‌اند چرا که در فصل بیست و یکم از جلد اول، که از یک سلمانی (یا دلاک) دیگر سخن می‌رود، ترجمه ایشان اینگونه است: «در آن حوالی دو ده نزدیک به هم بودند، یکی چندان کوچک که نه داروخانه داشت و نه سلمانی و دیگری که این هر دو را داشت. دلاک ده بزرگتر خدمت ده کوچک را نیز می‌کرد، و در ده کوچک بیماری بود که احتیاج به فسد خون داشت و مردی که می‌خواست ریش بتراشد. دلاک برای انجام این دو کار به آن ده می‌رفت و یک لگن سلمانی از مس سرخ با خود داشت…» صص ۱۹۰-۱۹۱

من زیر لغت سلمانی به معنی آرایشگاه و لگن سلمانی خط کشیده‌ام تا توجهتان را به آن جلب کنم. آقای قاضی به خوبی متوجه بوده‌اند که نمی‌باید به جای لگن سلمانی، لگن دلاکی، با همان معنای لگن ریش‌تراشی البته، به کار می‌بردند چرا که دیگر کار از سلیقه می‌گذشت و مرتکب اشتباه می‌شدند. ضمنا یادمان نرود که آقای قاضی این کتاب را هفتاد هشتاد سال پیش ترجمه نکرده‌اند، و تازه همان موقع هم همانطور که از ترجمه خود ایشان نقل کردم، لغت سلمانی وجود داشت و بر خلاف لغت دلاک معنائی دوگانه نداشت که مشکل آفرین شود.

حالا جدا از همه‌ی این بحث‌های لغوی، وقتی یک نجیب‌زاده‌ی اصیل، مثل سینیور کیخانا، یعنی همان دُن کیخوته اما پیش از مالیخولیائی شدنش، که صاحب مال و منال و ملک و املاک است و هزاران جلد کتاب خوانده، دو دوست نزدیک دارد که یکی کشیش و دیگری سلمانی دهکده‌ی اویند که مرتب با هم در مورد محتوای کتاب‌ها بحث و جدل می‌کنند، یک کمی کج سلیقگی نیست که انسان به جای لغت سلمانی، دوست کتابخوان این شخص شخیص را دلاک بنامد، حتی اگر این دو لغت، یک روزی در زبان ما، دقیقا به یک معنا به کار برده می‌شده‌اند!؟

از این گونه کج سلیقگی‌ها، از نگاه من البته، کم در ترجمه دیده نمی‌شود. یکی به کار بردن لغات نامرسوم عربی است در ترجمه نام مکان‌ها و عنوان کتاب‌ها و جز این‌ها، مثل «اشبیله» به جای «سیویلیا» یا «سیویل»، و یا «شهسواران اثنی‌عشر» به جای «دوازده شهسوار»، که تعدادشان در کتاب آنقدر زیادند که برخی صفحات بیشتر به ترجمه از فرانسه به عربی می‌ماند تا از اسپانیائی به فارسی!

و یا گذاشتن عبارات عربی، که در زبان روحانیون اسلامی مرسوم است، در دهان یک کشیش مسیحی مثل «سبحان الله» و «تبارک الله» و نظیر ‌آن‌ها، که این موارد هم در ترجمه بسیار فراوان یافت می‌شود.

دیگر بحث خرده گیری را درز می‌گیرم و به قول عرب‌های نازنین، می‌گویم: والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته!