آدمکشان نازکدل!

بی‌تردید عکسِ تازه‌ی جنایتکار جنگ بالکان، رادوان کارادزیچ را دیده‌اید. من وقتی برای اولین بار او را در هیئت تازه‌اش دیدم بلافاصله قیافه‌اش به نظرم آشنا آمد. مطئمن بودم او را به همین شکل و شمایل جائی دیده‌ام. شما هم شاید مثل من در وحله اول دقت نکرده باشید که اگر او به جای گیره‌ی مو، عمامه سرش می‌گذاشت عین همپای دیگرش آقای حامنه‌ای می‌شد. می‌گوئید نه، به این دو عکس نگاه کنید:

 

البته این شباهت ظاهری وقتی تکمیل می‌شود که بدانید رادوان کارادزیچ در این سال‌های مخفی زندگی کردنش، علاوه بر روانکاوی و پزشکی، شعر هم برای کودکان می‌سروده. این کارش مرا به یاد یکی دیگر از همپاهای سابقش انداخت که وقتی با دستی آلوده به خونِ هزاران زندانی سیاسی در ایران از این دنیا رفت، پسرش احمد خمینی، دیوانی از اشعار عارفانه او را منتشر کرد. وای از این نازک‌دلانِ آدمکش!