«کسی را که خوش می‌دارم»

این عنوان شعری است از «ماریو بنه‌دتی»، شاعر، قصه‌‌پرداز، نمایش‌نامه نویس، و یکی از سرشناس‌ترین هنرمندان سیاسی در قاره‌ی آمریکای لاتین. «بنه‌دتی» که اهل اوروگوئه است و حالا باید هشتاد و هشت سال داشته باشد در سال‌های ۱۹۷۳ تا ۱۹۸۵ که نظامیان بر کشورش مسلط بودند تن به تبعید داد و در پرو، کوبا، و اسپانیا به خلق آثاری با طعم تند سیاسی دست زد. او، گرچه در دنیای غیر اسپانیائی زبان خیلی شناخته شده نیست، هم اکنون نیز در سراسر آمریکای لاتین از اعتبار و محبوبیت کم نظیری برخوردار است.


تا برداشتی از شیوه‌ی خلاقیت ادبی «ماریو بنه‌دتی» به دست دهم شعر «کسی را که خوش می‌دارم» را برایتان به فارسی برمی‌گردانم:

کسی را خوش می‌دارم که چالاک باشد، که لازم نباشد زورش کنی
که لازم نباشد بگوئی چه بکند، بلکه خودش بداند چه باید بکند.
کسی را خوش می‌دارم که توانائی ارزیابی نتیجه‌ی اعمالش را داشته باشد
که راه حل‌ها را به دست اتفاق نسپرد.
کسی را خوش می‌دارم که با مردمش صادق باشد
و با خودش، اما چشم‌اندازش را از دست ندهد
چرا که انسانیم و جائز الخطا.
کسی را خوش می‌دارم که باور داشته باشد کار در جمع دوستان
بیشتر از تلاش‌های پراکنده‌ی فردی نتیجه می‌دهد.
کسی را خوش می‌دارم که ارزش شادمانی را بداند.
کسی را خوش می‌دارم که جدی و روراست باشد
که بتواند با بحثی منطقی و مستحکم
در مقابل تصمیمات یک رئیس بایستد.
کسی را خوش می‌دارم که منتقد باشد، لاپوشانی نکند
که از قبول اینکه چیزی را نمی‌داند، یا اشتباه می‌داند شرمسار نگردد.
کسی را خوش می‌دارم که اشتباهاتش را بپذیرد
که قدرت داشته باشد دو باره همان را مرتکب نشود.
کسی را خوش می‌دارم که بتواند انتقادم کند
انتقادی سازنده، رو در رو؛ این کسان را من دوست می‌نامم.
کسی را خوش می‌دارم که وفادار و پایدار باشد
که در مسیر دستیابی به اهداف و ایده‌هایش سست نگردد.

با کسی این چنین، دست به هر کاری می‌زنم.
حالا، با داشتن کسی از این دست در کنارم
دستمزد خوبی به خودم پرداخته‌ام!