«کفش‌های من»

دیروز وقتی از آسمان ابری این شهر سرسبز انگلیسی دلم گرفت، خودم را با ترجمه کردن ترانه‌ی «مثل آب» سرگرم کردم، ولی در این یکشنبه بارانی که در آنم، هر ترانه‌ای از آن دست بیشتر دلِ آدم را می‌گیراند. در خورجین بزرگ کامپیوتر به ظاهر کوچکم، که در آن به اندازه‌ی یک وانت‌بار فیلم و موسیقی انبار کرده‌ام، گشتم و تا چشمم به فیلم/ ترانه‌ی «کفش‌های من» خورد با خود گفتم چاره‌ی این هوای بی‌پیر را که نه بهار و نه زمستان می‌شناسد یافتم!

          هم‌نسل‌های من ممکن است نام این ترانه را ندانند اما اولین نغمه را که بشنوند تا ته‌اش را زمزمه خواهند کرد، نه به فارسی که به زبان اصلی‌اش، یعنی هندی! چرا که فیلم «آقای ۴۲۰» و ترانه‌هایش از ماندنی‌ترین خاطرات نیم‌قرن پیشِ سینماروهاست. حیف که هندی نمی‌دانم وگرنه این ترانه را برایتان به فارسی برمی‌گرداندم، ولی خوشبختانه سال گذشته ترجمه انگلیسی ترجیع‌بند معروف آن را در مقاله‌ای از «سلمان رشدی» خواندم و همانوقت یادداشتش کرد:

[ کفش‌هایم ژاپنی است،

مدلِ شلوارم انگلیسی است،

کلاهِ سرخِ روی سرم، روسی است،

اما دلم هنوز هندی است!]

اگر شما هم مثل من دلتان از هوای بارانی شهرتان گرفته، بد نیست این دل‌بازکُنَک تازه مرا، که فقط دو دقیقه طول می‌کشد، بیازمائید!