مارتین اسکورسی‌زی، جایزه اسکار، و جبران مافات

سه دهه‌ی پیش، مارتین اسکورسی‌زی با فیلم متفاوتش”راننده تاکسی” که راه نوینی در سینمای آمریکا و حتی جهان گشود، متولیان آن روز “اسکار” را به چالشی بزر گ فراخواند. معیار سینماشناسان آن روز اسکار اما اجازه نمی‌داد تا سره را از ناسره تمیز بدهند. فیلم “راننده تاکسی” در همان سال ساخته شدنش (1976) با فیلم بازارپسند “راکی” در رقابت افتاد؛ رقابتی که بیشتر موجب شناخت دیدگاه‌ متولیان اسکار شد تا ارزش یا بی‌ارزشی سینمائی این دو فیلم رقیب.

فیلم “راکی” با نامزدی در ده رشته، از بهترین کارگردان و بهترین بازیگر مرد و زن در نقش اصلی و فرعی گرفته تا بهترین فیلمنامه و موسیقی و تدوین، در مقابل راننده تاکسی که تنها در چهار رشته (بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد، بهترین بازیگر نقش دوم زن و بهترین موسیقی) نامزد شده بود ایستاد.  برنده شدن جایزه‌ی نخل طلائی ِ بهترین کارگردان از “جشنواره سینمائی کن” توسط مارتین اسکورسی‌زی به خاطر همین فیلم هم ذهن داوران اسکار را قلقلک نداد، و آن‌ها در انتخابی غیرسینمائی جوائز بهترین کارگردان و بهترین فیلم و بهترین تدوین را یک جا به فیلم راکی دادند و فیلم “راننده تاکسی” کاملا ندیده گرفته شد.

            جالب این‌جاست که کارگردان فیلم راکی، “جان جی اویدسون” در سی سالی که از دریافت جایزه اسکار بهترین کارگردان می‌گذرد نشان داده است که هیچ استعدادی در سینما نداشته است (تنها فیلم‌های مشهور او در این مدت، دو فیلم بسیار بازاری “کاراته کید” یک و دو هستند.) در حالیکه مارتین اسکورسی‌زی چهار سال بعد با فیلم “گاو خشمگین”، اثری که به اعتقاد من شاهکار او به حساب می‌آید به اسکار بازگشت هرچند باز هم در مقابل “رابرت ردفورد”، بازیگری که به کارگردانی رو کرده بود و با فیلم “مردم معمولی” در مقابل او ایستاده بود شکست خورد (البته “رابرت دو نیرو” بازیگر فیلم “گاو خشمگین” جایزه اسکار نقش اول مرد را با خود به خانه برد.)

            از آن سال تا کنون “مارتین اسکوسی‌زی” شش بار دیگر در رشته کارگردانی و فیلمنامه‌نویسی نامزد اسکار شده بود که جز این آخرین بار هیچ گاه بخت با او همراهی نکرد. من هنوز این فیلم آخرش را ندیده‌ام ولی فیلم‌های دیگرش، به خصوص بعد از فیلم “آخرین وسوسه مسیح”، چه آنها که مثل “بچه‌های با حال” یا “آدمکشان نیویورک” برایش نامزدی اسکار را به ارمغان آوردند، و چه آنها که مثل “کازینو” و “تنگه‌ی وحشت” همینقدر هم مطرح نشدند همه‌شان به تمامی از نظر زبان سینما یک گام بزرگ از دو فیلم استادانه‌ی او، “راننده تاکسی” و “گاو خشمگین” عقب‌اند. داوران جایزه اسکار پس از گذشت سه دهه بالاخره برای جبران مافات هم که شده باید به طریقی بر نقش پیشرو و سازنده‌ی “مارتین اسکورسی‌زی” در سینمای معاصر امریکا صحه می‌گذاشتند، چه فیلم “از دست رفته” در مقابل فیلم‌های رقیب ارزش آن را می‌داشت، و چه نمی‌داشت.

۲ comments

  1. سلام….. دوست وبلاگ نویس!
    ما کارگران این وبلاگ را به منظور انعکاس اخبار کارگری راه اندازی کرده ایم و ممنون می شویم اگر شما هم به ما لینک دهید…..

  2. من با تمام بعضی از فیلمهای مارتین اسکورسیزی را دوست دارم- علاوه بر گاو خشمگین و راننده تاکسی فیلم محبوب من ( رفقای خوب) او است. منهم این فیلم آخری او را ندیدم. با تشکر

Leave a comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *