“سینمای معناگرا”، سراب تازه‌ی سینمای اسلامی ایران

با روی کار آمدن آدم‌های بی‌معنائی در هِرم قدرت حکومتی مثل همین بابا، احمدی‌نژاد، سینمای ایران دو باره زیر نگین همان‌هائی رفت که سیاست به اصطلاح ارشادی‌شان در دهه اول پس از انقلاب، سیاهه‌ی مضحکی از فیلم‌هائی که خود آن را “سینمای اسلامی” می‌نامیدند به تاریخ کم بار سینمای ایران اضافه کرد. بی‌حیثیتی فیلم‌های منتسب به “سینمای اسلامی ایران”، هم در میان تماشاگران و هم در میان فیلم شناسان داخلی و خارجی، این دسته از مدعیان بی‌دانش سینما را بر آن داشته است که این بار نام بی‌معناتری را برای سینمای مورد نظرشان قالب بزنند: “سینمای معناگرا”!

          آن‌ها که کتاب “سراب سینمای اسلامی ایران”، نوشته‌ی من را، که چهارده پانزده سال پیش انتشار یافت، خوانده‌اند می‌دانند که من با ارجاع به متن‌ها و نظریات ابراز شده از سوی مبتکران این سینمای من‌در‌آوردی، بخش مفصلی از این کتاب را به روشن کردن مفهوم “سینمای اسلامی” اختصاص دادم. عجیب این که برخی از کسانی که این کتاب را سندی روشنگر در مورد سینمای پس از انقلاب می‌دانند و آن را گاهی به رخ خود من هم می‌کشند عنوان کتاب را حتی به درستی درک نکرده‌اند و آن را به جای “سراب سینمای اسلامی ایران”، سراب سینمای جمهوری اسلامی می‌نامند! و متوجه این نکته ساده نیستند که “سینمای اسلامی” مثل “مجلس شورای اسلامی”، مثل “اقتصاد اسلامی”، مثل “حجاب اسلامی” دارای یک بار ایدئولوژیک است، و شامل هر فیلمی که در دوره‌ی حکومت جمهوری اسلامی ساخته شده نمی‌شود. آن‌ها اگر یک بار نگاهی به عنوان فصل‌های کتاب بیاندازند می‌فهمند که من سعی کرده‌ام نشان دهم که تعبیر من‌در‌آوردی “سینمای اسلامی” از کجا در آمد، چه کسانی سعی در تبئین آن کردند و تئوریسین‌های آن چه کسانی بودند، چه مشخصاتی را برای این سینما برمی‌شمرده‌اند، و بالاخره چه فیلم‌هائی بر مبنای این تئوری بی‌پایه، در کدام نهادها و توسط چه کسانی ساخته شد. بعد هم به تفصیل به علل شکست “سینمای اسلامی” و سینماگران مکتبی پرداخته‌ام و این شکست را عامل این واقعیت دانسته‌ام که متولیان سینما را در آن زمان بر آن داشت تا باریکه‌راهی را برای سینماگران اصلی سینمای ایران باز بگذارند؛ باریکه‌راهی که کافی بود تا از خلال آن جلوه‌ای از سینمای ایران، و نه “سینمای اسلامی ایران”، به جهانیان نمایانده شود. [کاش خواننده نازنینی که زحمت تایپ این کتاب را به عهده گرفته است زودتر کار را تمام کند تا بتوانم تمام کتاب را در اختیار خوانندگان این صفحه بگذارم.]

         حالا این گونه به نظر می‌رسد که فیل “مکتبی”ها دوباره یاد هندوستان کرده باشد! باز باید دید تا یک بار دیگر سرشان به سنگ واقعیت بخورد چه قدر بودجه و امکانات و وقت و انرژی این ملت باید فدای سیاه مشق‌های پُر ریخت و پاش بروبچه‌‌های فرصت طلب حزب‌الهی شود. آن هم حزب الهی‌های امروز، که اگر یک جو صداقت داشتند پس از دیدن فضاحت حکومت دلخواهشان باید مثل میلیون‌ها مکتبی سابق، هزار فرسنگ از حکام جمهوری اسلامی فاصله می‌گرفتند.

۲ comments

  1. با توجه به ارزش بالای ادبیات متن و محتوای ان کمتر کامنت گذار دارید! ایا این دلسردتان نمی کند؟

  2. Mr Allamehzadeh
    The cinema policy of Islamic regime started from Moadikha, during Moadikhah era even some actors like Fardin and Malek Motihi could play films like Barzakhiha.
    Even video club were still open.
    http://www.sourehcinema.com/Title/Title.aspx?id=138109191182
    When Moadikha was substituted by Khatami as a close relative of Khomeini he staقted to ban the rest of famous players from cinema and Khatami was extremely against using video at homes, so by his order video club were closed .I do remember when I was child we have to hide even one of betam max cartoons inside our shirt to avoid being arrest by Pasdars.
    After Khatami resigned from ministry of Ershad , Larijani legalised video, even he asked to publish a book of Sirjani whose books were banned by Khatami. Even during new Minster Safar Harandi for the 1st time after 1978 the paintings which bought by order of Shah and Farrah were shown to public like Picasso’s nude woman and Francis Bacon’s paintings because they only want to use this as propaganda in the west. Whilst still like during Khatmai’s reform government still painters had to show all of their paintings to Ershad before showing it to public.
    Even Fardin after the reform of Khatami had not permission to play films.Their excuse was those actors remind people to “ Tagot Era”.
    My Grand mother is a painter you, the misnisrt of Ersha of Mohajerani did not allow her to show most of her paintings even a basket of fruit buy saying the shape of one of the apples can be imagine as “ Sovar Gabihe” which was ridicules for all of us.
    The policy of Islamic republic is only a “Tactick”, like soviet union during Stalin as he believe he should sometimes come back one step backward to go forward two steps.
    There is a new generation of the young in the West, Islamic regime by helping of Cinema and football want to trick them, as you know many of them films which are being made by the budget of Iranian people only can be shown in the West.
    All films’ transcripts must be read before the persimmons of Ersha since 28 years ago, there is no difference with Khatami’s time, which means censorship.
    There is no difference between Safar Harandi’s censorship or Mohajernai or Khatami’s sensorship. Art and Cinema must be divided by politics and ideology.
    Please also see the below link.
    http://www.entekhab.ir/display/?ID=37553&page=1
    http://www.entekhab.ir/display/?ID=37514&page=1

Leave a comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *

“سینمای معناگرا”، سراب تازه‌ی سینمای اسلامی ایران

با روی کار آمدن آدم‌های بی‌معنائی در هِرم قدرت حکومتی مثل همین بابا، احمدی‌نژاد، سینمای ایران دو باره زیر نگین همان‌هائی رفت که سیاست به اصطلاح ارشادی‌شان در دهه اول پس از انقلاب، سیاهه‌ی مضحکی از فیلم‌هائی که خود آن را “سینمای اسلامی” می‌نامیدند به تاریخ کم بار سینمای ایران اضافه کرد. بی‌حیثیتی فیلم‌های منتسب به “سینمای اسلامی ایران”، هم در میان تماشاگران و هم در میان فیلم شناسان داخلی و خارجی، این دسته از مدعیان بی‌دانش سینما را بر آن داشته است که این بار نام بی‌معناتری را برای سینمای مورد نظرشان قالب بزنند: “سینمای معناگرا”!

          آن‌ها که کتاب “سراب سینمای اسلامی ایران”، نوشته‌ی من را، که چهارده پانزده سال پیش انتشار یافت، خوانده‌اند می‌دانند که من با ارجاع به متن‌ها و نظریات ابراز شده از سوی مبتکران این سینمای من‌در‌آوردی، بخش مفصلی از این کتاب را به روشن کردن مفهوم “سینمای اسلامی” اختصاص دادم. عجیب این که برخی از کسانی که این کتاب را سندی روشنگر در مورد سینمای پس از انقلاب می‌دانند و آن را گاهی به رخ خود من هم می‌کشند عنوان کتاب را حتی به درستی درک نکرده‌اند و آن را به جای “سراب سینمای اسلامی ایران”، سراب سینمای جمهوری اسلامی می‌نامند! و متوجه این نکته ساده نیستند که “سینمای اسلامی” مثل “مجلس شورای اسلامی”، مثل “اقتصاد اسلامی”، مثل “حجاب اسلامی” دارای یک بار ایدئولوژیک است، و شامل هر فیلمی که در دوره‌ی حکومت جمهوری اسلامی ساخته شده نمی‌شود. آن‌ها اگر یک بار نگاهی به عنوان فصل‌های کتاب بیاندازند می‌فهمند که من سعی کرده‌ام نشان دهم که تعبیر من‌در‌آوردی “سینمای اسلامی” از کجا در آمد، چه کسانی سعی در تبئین آن کردند و تئوریسین‌های آن چه کسانی بودند، چه مشخصاتی را برای این سینما برمی‌شمرده‌اند، و بالاخره چه فیلم‌هائی بر مبنای این تئوری بی‌پایه، در کدام نهادها و توسط چه کسانی ساخته شد. بعد هم به تفصیل به علل شکست “سینمای اسلامی” و سینماگران مکتبی پرداخته‌ام و این شکست را عامل این واقعیت دانسته‌ام که متولیان سینما را در آن زمان بر آن داشت تا باریکه‌راهی را برای سینماگران اصلی سینمای ایران باز بگذارند؛ باریکه‌راهی که کافی بود تا از خلال آن جلوه‌ای از سینمای ایران، و نه “سینمای اسلامی ایران”، به جهانیان نمایانده شود. [کاش خواننده نازنینی که زحمت تایپ این کتاب را به عهده گرفته است زودتر کار را تمام کند تا بتوانم تمام کتاب را در اختیار خوانندگان این صفحه بگذارم.]

         حالا این گونه به نظر می‌رسد که فیل “مکتبی”ها دوباره یاد هندوستان کرده باشد! باز باید دید تا یک بار دیگر سرشان به سنگ واقعیت بخورد چه قدر بودجه و امکانات و وقت و انرژی این ملت باید فدای سیاه مشق‌های پُر ریخت و پاش بروبچه‌‌های فرصت طلب حزب‌الهی شود. آن هم حزب الهی‌های امروز، که اگر یک جو صداقت داشتند پس از دیدن فضاحت حکومت دلخواهشان باید مثل میلیون‌ها مکتبی سابق، هزار فرسنگ از حکام جمهوری اسلامی فاصله می‌گرفتند.

1 comment

  1. Mr Allamehzadeh
    The cinema policy of Islamic regime started from Moadikha, during Moadikhah era even some actors like Fardin and Malek Motihi could play films like Barzakhiha.
    Even video club were still open.
    http://www.sourehcinema.com/Title/Title.aspx?id=138109191182
    When Moadikha was substituted by Khatami as a close relative of Khomeini he staقted to ban the rest of famous players from cinema and Khatami was extremely against using video at homes, so by his order video club were closed .I do remember when I was child we have to hide even one of betam max cartoons inside our shirt to avoid being arrest by Pasdars.
    After Khatami resigned from ministry of Ershad , Larijani legalised video, even he asked to publish a book of Sirjani whose books were banned by Khatami. Even during new Minster Safar Harandi for the 1st time after 1978 the paintings which bought by order of Shah and Farrah were shown to public like Picasso’s nude woman and Francis Bacon’s paintings because they only want to use this as propaganda in the west. Whilst still like during Khatmai’s reform government still painters had to show all of their paintings to Ershad before showing it to public.
    Even Fardin after the reform of Khatami had not permission to play films.Their excuse was those actors remind people to “ Tagot Era”.
    My Grand mother is a painter you, the misnisrt of Ersha of Mohajerani did not allow her to show most of her paintings even a basket of fruit buy saying the shape of one of the apples can be imagine as “ Sovar Gabihe” which was ridicules for all of us.
    The policy of Islamic republic is only a “Tactick”, like soviet union during Stalin as he believe he should sometimes come back one step backward to go forward two steps.
    There is a new generation of the young in the West, Islamic regime by helping of Cinema and football want to trick them, as you know many of them films which are being made by the budget of Iranian people only can be shown in the West.
    All films’ transcripts must be read before the persimmons of Ersha since 28 years ago, there is no difference with Khatami’s time, which means censorship.
    There is no difference between Safar Harandi’s censorship or Mohajernai or Khatami’s sensorship. Art and Cinema must be divided by politics and ideology.
    Please also see the below link.
    http://www.entekhab.ir/display/?ID=37553&page=1
    http://www.entekhab.ir/display/?ID=37514&page=1

Leave a comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *