شب‌نوشت‌های “لیدز” (4)

دیشب بند اول یک شعر بلند از “ویکتور هوگو” را به مناسبت روز گرامی‌داشت عشق، از زبانی غیر از زبان اصلی آن، برایتان به فارسی برگرداندم. اینک دو بند دیگر را هم به آن می‌افزایم تا امشب را بی شب‌نوشت پشت سر نگذارم:

“برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،

از جمله دوستان بد و ناپایدار،

برخی نادوست، و برخی دوستدار

که دستکم یکی در میانشان

بی‌تردید مورد اعتمادت باشد.

و چون زندگی بدین گونه است،

برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،

نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،

تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،

که دستکم یکی از آن‌ها اعتراضش به حق باشد،

تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.”

Leave a comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *