بازی اشکنک دارد..!

شاید سی سال هم پیش‌تر باشد که کارتونی پنج شش قسمتی در یکی از نشریات ایران دیدم که هنوز که هنوز است از ذهنم پاک نمی‌شود. اگر دستی در طراحی داشتم سعی می‌کردم آن را دو باره بکشم تا ناچار نباشم توضیحشان بدهم. حالا که طراح نیستم سعی کنید تصاویری را که شرح می‌دهم در ذهنتان تجسم کنید تا مطلب دستتان بیاید. تمام طرح‌ها داخل اتوبوسی را نشان می‌دهد که یک مرد که دارد روزنامه می‌خواند پشت سر خانمی نشسته است که این خانم بچه دو ساله ساله‌ای را در بغل دارد. بچه طوری در بغل مادر ایستاده است که رویش به سمت عقب اتوبوس، یعنی رو در روی مرد روزنامه به دست است. در اولین طرح، بچه در حالی که چشم در چشم مرد دوخته است زبانش را تا ته در آورده و به مرد دهن کجی کرده است. مرد اما اعتنائی به او ندارد و به خواندن روزنامه‌اش مشغول است. در دومین طرح، پسرک پنجه دست‌هایش را روی دماغش گذاشته و برای مرد شکلک در آورده است، در حالی که مرد بی‌اعتنا به او به خواندن روزنامه ادامه می‌دهد، و مادر بچه هم از حرکات او آگاه نیست. در دو سه طرح بعدی هم پسرک هر بار به شکل تازه‌ای برای مرد شکلک در می‌آورد. یک بار با پائین کشیدن لاله‌های گوشش، و بار دیگر با چپ کردن چشمانش و … و بالاخره در طرح نهائی، مرد را می‌بینیم که از سر شوخی نوک زبانش را برای بچه در آورده است، اما بچه چنان از بغل مادرش با گریه و فریاد و فغان به هوا پریده است که نه تنها مادر بچه که همه‌ی مسافران اتوبوس با تعجب به مرد روزنامه‌خوان سر بر گردانده‌اند تا ببینند این مرد بی‌ظرفیت با این طفل معصوم چه کرده است که دانه‌های اشک مثل حبه‌های انگور از چشمانش بیرون می‌جهند!

           آخرین باری که به یاد این کارتون بسیار گویا افتادم همین چند روز پیش بود که مطلبی به دستم رسید با عنوان “معمای آقای علامه‌زاده یا معمای من“، در واکنشی شبیه به ورجهیدن بچه‌ی داخل اتوبوس به قصه کوتاه من، “لطفا قرصتان را به موقع بخورید“، که در آن از سر شوحی نوک زبانم را  برای کسی در آورده بودم که خودش سال‌هاست به هر طریقی که بلد است دارد برای جلب توجه من شکلک در می‌آورد و هرگز هم از من اعتنائی ندیده است.

1 comment

  1. سلام آقای علامه زاده،
    بالاخره یکی پیدا شد به خزعبلات این بشر گیر بدهد. جای انتقاد حرف هایش ندارد، چرا که پریشانی روانش اظهر من الشمس است و در خشونت کلامی و میزان پتانسیل پرخاشگری دست قمه زنان ِ عاشورای حسینی را از پشت بسته. روشتان هم عالی ست. حالا به قول دکتر حسابی خمار است که فحش اش نداده اید.

Leave a comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *