وبلاگ: سنگی شکننده بر دیوار شیشه‌ای سانسور

یک: در دنیای تازه‌ی ارتباطات اینترنتی، عرصه هر روزه نه بر سانسور شوندگان که بر سانسورگران تنگ و تنگ‌تر می‌شود. دنیای اینترنت و امکانات جنبی آن همچون رسانه‌های نوشتاری و گفتاری و تصویری سوار بر مرکب راهوار اینترنت، از یک سو، و وبلاگ‌های شخصی که هیچ قید و بندی را برای ابراز نظر سرنمی‌نهند، از سوی دیگر، هر یک چون پاره سنگی که از فلاخن هدفمندی رها شوند بخشی از دیوار شیشه‌ای و شکننده سانسور را در هم می‌پاشند و واقعیات را همان‌گونه که هستند یا رخ داده‌اند به نمایش می‌گذارند. همین ده دوازده سال پیش رساندن فیلمی همچون “جنایت مقدس” به دست جوانان ایرانی در داخل ایران کاری بسیار پر خطر و نزدیک به ناممکن بود اما امروز آنها با یک کلیک روی عنوان فیلم در هر کجای دنیا می‌توانند آن را ببینند بی‌آنکه برای دیدن آن خود یا دیگران را به خطر انداخته باشند. این البته تنها امتیاز وبلاگ‌ها نیست. هر کس که با این پدیده‌ی امروزین ایجاد ارتباط جمعی آشنائی داشته باشد می‌تواند سیاهه بلندی از امتیازات متعدد آن را روی کاغذ بیاورد. برای من اما به عنوان فیلمساز و معلم فیلمسازی این امتیازات به تعبیر یک رویای شیرین می‌ماند. بزرگترین مشکلی که من همواره در طول چهار دهه فعالیت هنری‌ام با آن مواجه بوده‌ام، چه در دوره شاه و چه در عصر شیخ، رساندن صدایم به دیگران بوده است. این که حالا می‌توانم رمان “تابستان تلخ” را در همین صفحه در دسترس علاقمندان بگذارم، این که می‌توانم فیلم “جنایت مقدس” را در این صفحه به نمایش بگذارم موهبتی است که قدرش را فقط کسانی می‌دانند که مثل من سالیان سال سنگینی سانسور را بر گُرده‌هایشان حس کرده باشند.

دو: یکی دیگر از بزرگترین امتیازات وبلاگ برای من این است که می‌توانم آثار دانشجویانم را از آن طریق به نمایش عمومی بگذارم که تشویقی ارزنده برای آنهاست که برای اولین بار پا به عرصه فیلمسازی گذاشته‌اند. چهار فیلم کوتاهی را که در زیر برایتان می‌گذارم فیلم‌هائی هستند که در طول شش هفته تدریس من در دانشگاه هالینز در ویرجینای آمریکا ساخته شده‌اند (در کورس شش هفته‌ای من حداکثر هشت دانشجو پذیرفته می‌شوند. امسال این هشت دانشجو شش فیلم ساختند که از میانشان این چهار فیلم را برای نمایش در این صفحه برگزیده‌ام).

سه: چند سال پیش که برای تدریس به کردستان عراق رفته بودم در بازگشت تعدادی فیلم کوتاه بسیار زیبا را که توسط کارگردانان جوان کُرد ساخته شده بود برای شرکت در “جشنواره جهانی رتردام” با خودم به هلند آوردم. با اینکه مسئول بخش مربوطه در جشنواره رتردام، فیلم‌ها را بسیار پسندید ولی چون امکان ترجمه و زیرنویس انگلیسی فراهم نبود نمایش آن‌ها در جشنواره ممکن نشد. حالا، با داشتن این امکان تازه، این قول را به سازندگان خلاق این فیلم‌ها می‌دهم که فیلم هایشان را از طریق همین صفحه تحت عنوان “جشنواره اینترنتی فیلم‌های کوتاه کُردی” به نمایش بگذارم. شک ندارم که این جشنواره با استقبالی کم سابقه روبرو خواهد شد. به زودی خبر دقیق‌تری در این باره خواهم داد.

۳ comments

  1. درود.
    راستش اولین چیزی که باید بگویم اینکه راستش اتش به پا کرده اید. با آنچه می گوویید موافقم که تا دیروز دسترسی به بسیار چیزها سخت بود و این برداشتن موانع خود نعمت بزرگی است و جای تشکر دارد.
    الان دیگر وبلاگ تبدیل به یک مرکز فرهنگی کوچولو شده است که می شود به آسانی ساعتها در ان گشت و لذت برد!
    آن زمان که در ایران بودم با عزیزی همسخن شدیم به نام دکتر احمد الستی که در دانشگاه تدریس می کرد. شاید بشناسیدش که ایشان هم سالها خارج از کشور بوده اند و تا آنجا که من می دانم بیشترش امریکا.
    در سخنان خودمانی شان ایشان اشاره ای به کتاب شما (( سراب سینمای اسلامی)) و بخشهایی از ان کردند و از ان روز تا به اکنون ما همچنان اندر خم این کوچه پسکوچه های اینترنتی می گردیم تا بیابیم و بخوانیمش و هنوز اندر خم همان کوچه ی نخستیم! غرض از این همه گفتن اینکه ای کاش مجموعه را کامل می کردید و امکان دسترسی به کتابها را هم مهیا می ساختید تا دیگر کیفمان حسابی کیفور شود.
    با این همه باز هم پاینده باشید و چون گذشته هر روز بهتر از دیروز.
    شاد باشید.

  2. سلام
    امیدوارم که حالتون خوب باشه
    از شما و تمامی دوستان عزیزتون دعوت میکنم یه سری به سایت ۱۰۰۱ شب بزنین
    خیلی خیلی خوشحال می شم نظرتون رو راجع به وب سایت بدونم
    با احترام – منصور جهانبخش

Leave a comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *