ببین چه شانسی!

هزار سال پیش، وقتی هنوز بلد نبودم ترجمه اشعار ترانه های کولی را با موسیقی گوشنواز آنها همراه کنم، از ترانهای در همین صفحه نوشتم که به اعتقاد من شاعرش به حق سزاوار دریافت لقب نوآورترین ترانه سراهاست، چرا که گمان نمى‌کنم هیچ ترانه‌اى با چنین مضمونى به ذهن هیچ شاعرى خطور کرده باشد. و این را هم تاکید کردم که برای دریافت حس این ترانه بهترین راه اینست که مجسم کنید که دو کولى جا افتاده‌ى مست، در کافه‌اى کوچک پشت میزى چوبى نشسته‌اند و یکى دارد ناباورانه به دیگرى از دخترک نوجوانى حرف مى‌زند که دیوانه‌وار عاشق او ﴿یعنى عاشق عاقل مرد کولى﴾ شده است. خواننده این ترانه، یا بهتر، گوینده این قصهی بدیع عاشقانه، همان هنرمند کولی نامآوری است که پیش از اینها هم از او نام بردهام و چندی پیش ترانهی "سرم را در راه عشق تو خواهم باخت" او را در اینجا آوردم؛ یعنی "خوزه مِرسه". اگر هم ترانه زیر را قبلا خوانده باشید خواندن مجددش همراه با شنیدن صدای خوزه مرسه حال و هوای دیگری خواهد داشت، بخصوص اگر به مضمون نامعمول ترانه هم توجه داشته باشید.

[]

دختره برام مى‌میره / ببین کى داره اینو میگه.

 من به این زشتى، اون به این خوشگلى، مث یه دسه گل.

 صداش زمزمه برگا، صدای من به این زمختی

 اندامش مث موج، تن من مث صخره

 باز میگه منو نبینه مى‌میره / تو چى فکر می‌کنى؟

 هزار بار جوونتر از منه / ببین چه شانسی!

 موهاش رنگ زندگیه، موهاى من رنگ خاکستر

 میگه بى عشق من زنده نمى‌مونه / که دیدن من براش رویاس

 کى اینو می‌فهمه؟ / ببین چه شانسی! / ببین چه شانسی!

۹ comments

  1. دوست محترم ، جناب علامه زاده !بازبان محاوره نوشتن خیلی مشکل ترازادبی نوشتن است ، که صد التبه شما ازمن بهترمی دانی . گاهی هم نکته هائی اززیردست آدم درمیرود. هیچ ایرادی ندارد.کارکی اصلااشتباه ندارد؟کسی که هرگز کاری نمی کند! دو _ سه نکته کوچک به نظرم رسید که فکرکردم یادآوریش بی ضرر نباشد
    دختره برام میمیره. یا اینو میگه
    برای یکنواختی وهماهنگی با کلمات بالابهتربود می نوشتی مث یه دسته گل
    زمزمه برگا.مث موج . مث صخره.
    مخلص شما علی اصغر راشدان

  2. دستت درد نکنه. چه ترانه قشنگی!
    فقط یه مورد به نظرم رسید: «شانس مارو باش!» در اصطلاح بیشتر جنبه منفی و حتی تمسخر دارد و بیانگر درواقع بداقبالی است. اینجا بهتر نیست بنویسی مثلا: ببین چه شانسی دارم… یا: ببین چه شانسی داریم
    اگرچه من خودم همیشه به جای شانس از بخت و اقبال استفاده میکنم، اما الان نمیدانم اینجا چه میشود گذاشت. خلاصه گمانم طرف یک جوری دارد پز هم میدهد که چه خوش اقبال بوده گه چنان دختری دل به او باخته.
    شاد باشی.

  3. Reza jan ,ba salam.
    Moddathast yaddashthayat ra mikhanam va lezzat mibaram.
    Magar misheh to beh kari pileh koni o az passeh an bar niaei.
    Az ekhterayeh jadidat kheili khosh hal shodam,va az in keh
    khabari az Said ,payda kardam khosh haltar.
    Az man delguir mabash baad az amaleh ghalb, salhast dochareh
    afsordagui o 1000 jour narahatihayeh moshabeh boudam,hala
    misheh goft kami motaadel shodeh am.Az in keh nemayeshé
    Mossadegh ra dar Montreal ejra nakardid doustan ba in ké
    moshkelaté faravané gorouhé shoma ra khabar darand baz ham
    shekveh darand,makhsousan Sara,Sina o Zari.
    Kari in tarafha bashad ba jan o del dar khedmatam.
    Arezoo mikonam meslé hamishé movafagh o pirooz bashi .
    Ba eradat va ehteram Mohsen

  4. دو دوست نازنین تذکرات درستی در مورد ترجمه ترانه “شانس ماروباش” در همین پنجره دادند که با سپاس از آن دو کمی در ترجمه دست بردم. عنوان مطلب حالا به “ببین چه شانسی” تفییر یافته و زبانش شکسته تر شده است.
    رضا علامه زاده

  5. سلام و البته که دست مریزاد!
    و بعد اینکه گرچه متن اصلی ترانه در اینجا نیامده و چندان مطمئن نمی توان بود، ولی برخلاف نظر دوستی که نوشته: «طرف یک جوری دارد پز هم میدهد که چه خوش اقبال بوده که چنان دختری دل به او باخته»، من فکر می کنم، همان «شانس ما رو باش» باید باشد و بهتر است که باشد.
    به نظر من، لحنی از دریغ در گفته های مرد است. در واقع مصداق «آمدی جانم به قربانت، ولی حالا چرا»ست.
    مرد به تلخی و افسوس می گوید که: شانس ما رو باش. حالا که یکی با این محسنات! پیدا شده که ما رو دوست داشته باشه، دیگه سنی از ما گذشته و سر و مویمان به سفیدی نشسته. تو رو خدا شانس رو می بینی!؟»
    به هر حال شاعر فرموده: هر کسی از ظن خود شد یار من. این هم برداشت ما بود از معنای «شانس ما رو باش»

  6. حالا که با اظهار نظر این دوست تازه، تنور این نوشته داغ شد، تا من هم پُفی به آتش زده باشم، اصل اسپانیائی ترانه را می‌آورم، باشد کسانی که به این زبان آشنایند شانه‌ای زیر بار بدهند و کار را پربارتر کنند
    Se muere por mí la niña, quien lo diría.
    Tan feo yo y ella tan bonita, como una espiga.
    Su voz murmullo de hojas, mi voz tan ronca.
    Su cuerpo como las olas, mi cuerpo roca.
    Y dice morir sin verme, ¿qué te parece?
    Más joven que yo mil veces, mira que suerte.
    Su pelo color de vida, el mío ceniza.
    Que no viva sin quererme, que sea su sueño verme.
    Nadie lo entiende, mira que suerte, mira que suerte.

  7. سلام
    تشکر بابت اینکه متن اسپانیول ترانه رو هم اینجا قرار دادید. یک نکته البته از جهت “درس پس دادن” به استاد: فکر میکنم متن سه بند آخر ترانه به این شکل دقیق تر باشد:
    SE MUERE POR MI LA NIÑA
    QUIEN LO DIRIA, QUIEN LO DIRIA
    SU PELO COLOR DE VIDA
    EL MIO CENIZA, EL MIO CENIZA
    دختره برام مى‌میره،
    ببین کى داره اینو میگه، ببین کى داره اینو میگه.
    موهاش رنگ زندگیه،
    موهاى من رنگ خاکستر، موهاى من رنگ خاکستر.
    QUE NO VIVA POR QUERERME
    NADIE LO ENTIENDE, NADIE LO ENTIENDE
    QUE SEA SU SUEÑO VERME
    NO LO COMPRENDEN, NO LO COMPRENDEN
    میگه بى عشق من زنده نمى‌مونه،
    کى اینو می‌فهمه؟ کى اینو می‌فهمه؟
    که دیدن من براش رویاس،
    اونها نمی فهمن، اونها نمی فهمن.
    Y QUE DIGA MORIR SIN VERME
    ¿QUE TE PARECE?, ¿QUE TE PARECE?
    MAS JOVEN QUE YO MIL VECES
    MIRA QUE SUERTE, MIRA QUE SUERTE
    میگه منو نبینه مى‌میره،
    تو چى فکر می‌کنى؟ تو چى فکر می‌کنى؟
    هزار بار جوونتر از منه،
    ببین چه شانسی! ببین چه شانسی!
    پاینده باشید

Comments are closed.