گارسیا مارکز و امیر کوستاریکا

مدتی است از نوشتن در باره کوبا و رویدادهای هنری این جزیره ی کوچک در دریای پر تلاطم کارائیب باز مانده ام. نه اینکه از آنها بی خبر باشم. بعکس، هر خبری از این دست، بویژه اگر پای “مدرسه بین المللی سینما و تلویزیون کوبا”، جائیکه پیشترها در آن تدریس کرده ام در میان باشد بلافاصله از طریق خبرنامه هائی که برایم ارسال می شود مطلع می شوم. مثل همین دیروز که خبر جالبی از “مدرسه” به دستم رسید که حکایت از دیدار کوتاهی میان دو شخصیت مطرح هنری جهان در این مدرسه می کرد: دیدار گارسیا مارکز و امیر کوستاریکا برای مذاکره در مورد ورسیون سینمائی رمان معروف “پائیز پدرسالار”.

گارسیا مارکز و امیر کوستاریکا در دو سوی عکس

 

امیر کوستاریکا، فیلمساز نامدار بوسنیائی، حدور بیست سال پیش با فیلم “وقتی پدرم در سفر تجاری بود” در دنیای غرب شناخته شد یعنی وقتی بوسنیای مستقلی وجود نداشت و یوگوسلاوی با ظاهر چپ به حکومت پادشاهی ادامه می داد! فیلمهای بعدی او “زمانه کولیها”، “آندرگراند” و “گربه سیاه، گربه سفید” نام او را به عنوان یکی از کارگردانان صاحب سبک جهان تثبیت کرد. حالا او در کوباست که جدا از مذاکره در باره فیلم کردن رمان معروف مارکز “پائیز پدرسالار”، فیلم مستندی هم از “مارادونا”، فوتبالیست بزرگ و جنجالی سالهای اخیر بسازد (ماردونا که برای ترک اعتیاد سنگینش مدتها در بیمارسانی در هاوانا بستری بوده رابطه نزدیکی با کاسترو دارد و بیشتر اوقاتش را در کوبا می گذراند. چند سال پیش مصاحبه ای با دختر جوان مارادونا در تلویزیون کوبا دیدم که می گفت از ماهها پیش که “فیدل” را ملاقات کرده و فیدل گونه او را بوسیده حاضر نشده آب به صورتش بزند تا جای بوسه او پاک نشود!) کوستاریکا نام فیلم مستندش در باره مارادونا را “تمام بچه های نادیدنی” انتخاب کرده است که تا فیلم ساخته نشود مشکل بتوان شأن نزول این عنوان را حدس زد! 

کاسترو و مارادونا در هاوانا

گارسیا مارکز هم از همین دیروز یکبار دیگر کارگاه فیلمنامه نویسی معروفش را در “مدرسه بین المللی سینما و تلویزیون کوبا” دائر کرده است، با دانشجویانی از شش کشور اسپانیائی زبان. عنوان کارگاه او مثل سابق “چگونه قصه می گویند” است. هر “کارگاه” او معمولا دو هفته (ده روز) طول می کشد. تمام بحث و نظرهائی که در “کارگاه” مطرح می شود روی نوار کاست ضبط شده و سپس از روی نوار پیاده و به صورت کتاب درسی از طرف “مدرسه” منتشر می شود. تا کنون سه کتاب از این دست مربوط به کارگاههای قبلی فیلمنامه نویسی مارکز منتشر شده که بواقع خواندنی اند.

در همین زمینه و به همین قلم:

سه تفنگدار آموزش سینما در امریکای لاتین

رویاهایم را اجاره می دهم

کوبائی که من می شناسم