سه مشکل بر سر راه

سه مشکل سبب شد کار نوشتن چند روزی برای من ناممکن شود. اول تغییر رنگ نوشته قبلی ام از سفید به سیاه که خواندن آن را در وبلاگ من ناممکن کرد و هر چه به دنبال صاحب ارض ملکوت گشتم تا رفع مشکل کند دستم به دامانش نرسید و خودم بالاخره با کلک تازه ای آن را قابل خواندن کردم. دوم همان مشکل دیرینه ای بود که بارها از آن یاد کرده ام: سفر.

من به دعوت کانون زندانیان سیاسی سه روزی در استکهلم بودم و با دستی پُر باز گشتم یعنی با دو ساعت مصاحبه با دو خانمی که با شهامت چهره ی دردناک دیگری از شکنجه در زندانهای جمهوری جهالت اسلامی را در مقابل دوربین من افشاء کردند: چهره ی غیر انسانی تجاوز جنسی به آنها توسط بازجویانشان. شرح این خون جگر خوردن را می گذارم برای وقتی دیگر که به زبان تصویر به بیانش بپردازم.

و سومین مشکل، از کار افتادن کامپیوتر بلافاصله پس از بازگشتم از استکهلم بود که خوشبختانه یک روز بیشتر بطول نیانجامید وگرنه با اینهمه گرفتاری که برای آماده شدن اجرای نمایش مصدق دارم کارم زارتر از این می شد که هست!

اما علیرغم مشکلاتی که بر شمردم تا دلتان بخواهد مطلب تازه برای نوشتن در این صفحه دارم که در اولین فرصت بدانها خواهم پرداخت. اولینش در باره کتاب بسیار جالبی خواهد بود که در دست خواندن دارم با عنوان “جهود کُشان” که می توان با مصحح اش همعقیده بود و آن را “نخستین رمان ایرانی” دانست که می باید بیش از صد سال پیش در اواخر سلطنت محمدشاه قاجار نوشته شده باشد… باقی بماند برای فرصتی دیگر.