“بهارم مثل زمستون می مونه”


هرچه گشتم کتاب “زمزمه های یک شب سی ساله” را که مجموعه ای از ترانه های فراموش نشدنی “ایرج جنتی عطائی” است پیدا نکردم تا اشتباهی که در مطلب “ایراژ آمد” مرتکب شده بودم را تصحیح کنم تا اینکه دیروز بالاخره دست به دامن خودش شدم. ایرج همین الان ترانه مربوطه را با ایمیل برایم فرستاد که با کپی کردن آن در این صفحه خودم را از  “ناراحتی وجدان” یکی دو هفته اخیر خلاص می کنم!  


بهارم مثل زمستون می مونه


 


به نازی علامه زاده


 


دنیای‌ به‌ این‌ بزرگی‌ واسه‌ من‌


 وقتی‌ نیستی


مثل زندون‌ می‌مونه‌ 


 وقتی‌ نیستی‌


گلا ماتم‌ می‌گیرن


 بهارم‌ مثل زمستون‌ می‌مونه‌ 


 


 وقتی‌ نیستی


من‌ هوای‌ موندنم‌ نیست‌ 


 دیگه‌ این‌جا


 بی‌تو جای‌ موندنم‌ نیست‌ 


 


 وقتی‌ رفتی‌ آینه‌ چین خورد و شکست‌ 


 باغبون،‌ درهای‌ گل‌خونه‌ رو بست‌ 


 عروس‌ سفیدپوشت‌ تا دَم مرگ‌


 لباس سیاه‌ به‌ تن‌ کرد و


نشست‌ 


 


 تو می‌خواستی‌ دیوارا رو وَرداری‌ 


 جای‌ هر دیوار یه‌ باغچه‌ بکاری‌ 


 تو می‌خواستی‌ پرده‌ رو پَس‌ بزنی‌ 


 پُشت هر پنجره‌


خورشید بذاری‌ 


 


 وقتی‌ نیستی‌


 کی‌ به‌ ما نشون‌ بده‌


 عکس خورشید توی آب‌ چه‌ رنگیه‌؟


 کی‌ می‌خواد به‌ ما بگه‌:


 «بدون عشق‌


 این‌جا پُر از آدمای‌ سنگیه‌»؟


 


 وقتی‌ نیستی‌


 من‌ هوای‌ موندنم‌ نیست‌ 


 دیگه‌ این‌جا


 بی‌تو جای‌ موندنم‌ نیست ‌…  


 


 


این ترانه با آهنگ پرویز اتابکی، تنظیم زنده‌یاد، واروژان و صدای گوگوش اجرا شده است.