دیدن باور کردن است

محاکمه یکی از مسئولان امریکائی زندان “ابوغریب” بغداد که عکسهای بدرفتاریهای غیر انسانی اش جائی برای حاشا باقی نگذاشته بود یکبار دیگر “نیروی انفجاری عکس” را در عصر ارتباطات به نمایش گذاشت.



 برای درک نیروی انفجاری فیلم باید انرژی هر عکس را در هر ثانیه بر عدد بیست و چهار ضرب کنید! قدرت انفجاری این انرژی اول بار در روز 29 آوریل 1992 در کالیفرنیای آمریکا به نمایش در آمد که در شورش ناشی از آن 54 نفر کشته و بیش از 2500 نفر زخمی شدند، 7000 آتش سوزی به پا شد، 12000 نفر بازداشت شدند، بالغ بر یک بیلیون دلار (1000 میلیون دلار) خسارت به بار آمد و در تاریخ معاصر امریکا عنوان بزرگترین شورش اجتماعی را از آن خود کرد.



ماجرا به یک سال پیش از آن بر می گردد، به ساعت 12:45 روز سوم مارس 1991. در این ساعت مردی به نام “جرج هالیدی” صدای آژیر ماشین پلیس را شنید و وقتی از بالکون آپارتمانش به بیرون نگاه کرد مرد سیاهپوستی را دید که در محاصره پلیس دستهایش را روی ماشین آنها گذاشته بود. هالیدی بلافاصله دوربین کوچک ویدئوش را برداشت و از آنچه چهار پلیس خشن سفید پوست بر سر “رودنی کینگ”، سیاهپوستی که ظاهرا در رانندگی مرتکب خطا شده بود آوردند تصویر برداری کرد. فیلمبرداری او فقط 9 دقیقه و 24 ثانیه طول کشید که تنها نمایش یک دقیقه آن (یعنی صحنه کتک زدن مرگبار پلیس) در تلویزیون سی.ان.ان و ان.بی.سی جهان را تکان داد.




[برای دیدن صحنه ای از فیلم این حادثه اینجا کلیک کنید]


این همان صحنه ای بود که سال بعد وقتی پلیسها در دادگاه تبرئه شدند آتش شورش بزرگ سیاهان را برافروخت. به دنباله ماجرا نمی پردازم چرا که یقین دارم از آن آگاهید اما به یادتان می آورم که این اولین آزمایش قدرت انفجاری عکس بود که در تاریخ ثبت شد. از آن پس عکسها و فیلمهای انفجاری دیگری گهگاه جهان را تکان داده اند مثل فیلم آن پدر فلسطینی که پسرش را در بغل می فشرد تا از گزند تیر برهاندش اما به عبث.


 


 


 


 


 


 


 


و یا فیلمی از صحنه سنگسار یک زن در جمهوری اسلامی که چنان مشمئز کننده است که نمی خواهم با گذاشتنش در این صفحه قلبتان را به درد بیاورم. اما از این یادآوری ناگزیرم که امروزه در عصر ارتباطات ماهواره ای و در زمانه ای که دست اندر کاران فیلم به آن “انقلاب هَندی کَم = دوربین کوچک ویدئو دیجیتال” لقب داده اند چشمها به حوادث جهان بسیار گشاده تر از پیش است، که گفته اند: دیدن همانا باور کردن است.