تلویزیون فارسی زبان و مجلس هلند

از روزی که خبر تصویب بودجه ای در مجلس هلند برای راه اندازی یک شبکه تلویزیونی فارسی زبان در رسانه های گروهی ایرانی انعکاس یافت دوستان بسیاری بر این مبنا که من در هلند ساکن هستم و با تلویزیون هلند همکاری دارم در تماسهای تلفنی از من می خواستند اگر می توانم اطلاعات بیشتری در این زمینه در اختیارشان بگذارم. آن دسته از دوستانی که مستقیم یا غیر مستقیم از تلاشهای اخیر من برای برپائی یک کانال تلویزیونی ایرانی در آمریکا مطلع بودند بیش از دیگران این پرسش را مطرح می کردند (مسئله ای که در هشت ماه گذشته در کانون فعالیتهای من و چند تن از همکاران حرفه ای ام قرار داشت برپائی یک تلویزیون ماهواره ای با ویژه گیهای ملی بود که می باید با کمک مالی برخی از ایرانیان آزادیخواه و وطن دوست به سرانجام می رسید.)


پاسخ من به دوستانی که در این مورد پرسش داشتند بیان این واقعیت بود که من جز آنچه در رسانه های ایرانی آمده است خبر دیگری در مورد چگونگی برپائی یک تلویزیون فارسی زبان بر اساس مصوبه مجلس هلند ندارم.


البته من هم مثل بسیاری از هموطنان دیگرم از شنیدن این خبر سخت خوشحال شدم چرا که تاسیس یک تلویزیون مدافع حقوق بشر در کشوری دموکراتیک همچون هلند می تواند کمک بزرگی برای گسترش و ترغیب جنبش دموکراسی خواهی در ایران باشد. و بر خلاف برخی دیگر از هموطنانم که نگران ساخت و پاخت دولت هلند با حکومت اسلامی ایران و اعمال کنترل و سانسور بر این رسانه هستند معتقدم که این نگرانی خیلی به جا نیست. من با “خانم فرح کریمی” که این طرح به همت ایشان در مجلس مطرح و تصویب شد هم عقیده ام که در مصاحبه با روزنامه شهروند گفته اند: “تجربه ما در هلند این است که رسانه هائی که بودجه آنها توسط دولت تامین می شود مستقل تر هستند.”


نگرانی من اما جای دیگر است، در عدم تضمین تداوم آن. تصویب یک قانون در مجلسی دموکراتیک مثل هلند به معنای تائید آن برای همیشه نیست. به همان شکلی که این قانون امروز به تصویب رسید فردا می تواند تحت شرائطی تازه از بودجه حذف شود، در حالی که کار یک رسانه همگانی تنها از طریق کیفیت برتر و تداوم مستمر آن می گذرد. در عصر ماهواره ها و گسترش رسانه های ماهواره ای هیچ تلویزیونی نمی تواند در طول یکسال مخاطبینش را بیابد. کارشناسان این عرصه حداقل زمان برای جا افتادن یک کانال تلویزیونی تازه را، اگر از نظر کیفی قادر به تداوم باشد، پنج سال ارزیابی می کنند. پس از گذشت این زمان که آنرا “دوره استقرار” می نامند کار واقعی و تاثیر گذاری جدی بر مخاطبین آغاز می شود. کمک برای راه اندازی یک شبکه تلویزیونی از سوی هر نهاد دولتی یا غیر دولتی، مثل کمک برای ساختن یک فیلم یا ساختمان یک پل یا جاده نیست که حتی بدون تکرار و تداوم به تنهائی موثر و سازنده باشد. به اعتقاد من اگر روزی دولت هلند به دلائل اقتصادی و سیاسی بخواهد با ایران روی این تلویزیون معامله کند این کار را نه از طریق سانسور و کنترل بر این رسانه – که در عمل قادر به انجامش نیست- بلکه از طریق قطع “قانونی” کمک مالی انجام خواهد داد. و اگر این کار را در طول “دوره استقرار” انجام دهد نیروی عظیم فرهنگی و هنری و سیاسی و حرفه ای انباشته در آن به هدر خواهد رفت.


            همین نگرانی در زمینه “تضمین تداوم”، اصلی ترین دلیل من و همکارانم برای عدم آغاز برپائی یک تلویزیون ایرانی بود که بودجه مقدماتی آن برای ساختن یک مرکز تلویزیونی در کالیفرنیا و خرید وسائل فنی آن قابل تامین بود. من از ماه آوریل گذشته که در لس آنجلس بودم از طرف دوستانی که تدارک امکانات مالی یک مرکز تلویزیونی را به عهده گرفته بودند مامور شدم تحقیقات گسترده ای در مورد نیروی انسانی لازم، مخارج خرید وسائل ضروری، مخارج ارسال برنامه از طریق دو ماهواره برای سراسر جهان و… انجام دهم. من این تحقیقات را به شکل مبسوطی دنبال کرده و نتایج مکتوب آنرا در سه جلسه مشترک، دو جلسه در پاریس در ماههای ژوئن و اوت، و یکی در لندن در همین ماه نوامبر، در اختیار آنها گذاردم. همانطور که اشاره شد من اصلی ترین مشکل را که مبتنی بر تحقیقاتم بود عدم چشم انداز مالی برای تضمین تداوم دستکم یک دوره پنجساله ارزیابی کرده بودم. بدون این تضمین دو خطر جدی کانال تلویزیونی مورد نظر ما را تهدید می کرد: یکی خطر تعطیل و هدر رفتن سرمایه و انرژی، و دیگری خطر تنزل کیفی برنامه ها به منظور تداوم کّمی آن؛ چیزی که تمامی رسانه های موجود ایرانی در کالیفرنیا از آن به شدت رنج می برند.


            به هر حال خبر تصویب بودجه در مجلس هلند برای راه اندازی یک رسانه ایرانی را باید خبری خوش در آستانه سال تازه مسیحی دانست؛ سالی که امید است نیروهای دموکراسی طلب در ایران با حمایت حامیان ایرانی و غیر ایرانی شان در نقاط مختلف جهان، بتوانند شتاب تازه ای به این جنبش دموکراتیک بدهند.