قورباغه های من

در پسزمینه عکسی که از دو جغد آهنین، در مطلب “بهروز حشمت، حریر اندیشِ پولاد ورز” چاپ کردم ویترینی دیده می شود که اگر مثل برخی از خوانندگان این صفحه با دقت به آن نگاه کنید تعداد بسیاری قورباغه در آن خواهید دید. این البته فقط اندکی از قورباغه های من است که اتفاقا در پشت جغدها در عکس افتاده اند. آنها که خانه مرا دیده اند می دانند که قورباغه های من از صد  تا هم تجاور می کنند و حتی یکیشان شبیه دیگری نیست و اغلب از اقصی نقاط جهان جمع آوری شده اند. دلیل وجودی این کلکسیونِ قورباغه در خانه من بر می گردد به حدود دوازده سال پیش وقتی که رمان “غوک”، اولین رمان از رمانهای سه گانه من انتشار یافت. در آن موقع یکی دو تن از دوستان خوش ذوق من ، ایرانی و هلندی، به مناسبت انتشار این رمان مجسمه های کوچک قورباغه برایم هدیه آوردند و از آن روز تا کنون دوستانی که می دانستند من قورباغه جمع می کنم هر کجا قورباغه ای دیدند برایم خریده اند. سوغات خود من هم برای خودم از هر سفر که در دهسال گذشته کرده ام جز قورباغه چیزی نبوده است! مثلا این قورباغه که مستقیما از سنگ نقره خالص ساخته شده را از بزرگترین معدن نقره در مکزیک که خاستگاه قیام امیلیانو زاپاتا بوده است خریده ام.


 


در مدخل شهر مجسمه زیبائی از زاپانا سوار بر اسب دیده می شود و هر چه در شهر است در ارتباط مسقیم با معادن پربار نقره است که در غارهای طولانی در دل کوههائی که شهر را محاصره کرده اند قرار دارد.


 


این یکی را هم در سفر دیگری از بومیهای مکزیک خریده ام. از جنس سفال و کارِ دست است با رنگهای تند و نقشمایه های بومی.


 


 


این یکی اما ملکه قورباغه هاست در یکی از داستانهای محلی مردم مجار، که آنرا از بوداپست خریده ام. نیمتاج و کُره ای که به دست دارد با آب طلا رنگ خورده است.


 




این یکی سرامیک است با طرح اسلیمی که از کُردوبا (قُرطبه) در جنوب اسپانیا آورده ام.


 


 


و این یکی که از شاخ تراشیده شده کارِ کوباست. قورباغه ای که مثل خود مردم کوبا از موسیقی سیرائی ندارد! (راستی اگر به رابطه عجیب کوبائیها با موسیقی علاقمندید روی مطلب من در مورد فیلم “کوبای شاد” کلیک کنید!)


 


 


و بالاخره این قورباغه ی پر نقش و نگار کار چینی هاست که همانطور که می دانید قورباغه را سمبُل شانس و سعادت می دانند. یادم نمی آید از کدام محله چینی ها در کدام گوشه جهان پیدایش کرده ام ولی مسلما از چین نخریده ام چرا که هنوز شانس سفر به آن دیار دست نداده است.