در جستجوی فیدل

اگر کمی از این که هستم “خود بزرگ بین تر” بودم خیال می کردم “الیور استون”، کارگردان نامدار امریکائی، فیلم مستند تازه اش را در اثر انتقاداتی که من در همین سایت به فیلم قبلی اش “کوماندانته” داشته ام، ساخته است! این فیلم با عنوان “در جستجوی فیدل” همین دو روز پیش در یکی از شبکه های تلویزیونی امریکا برای اولین بار به نمایش گذاشته شد. آخر اگر یادتان باشد من در مورد فیلم کوماندنته نوشته بودم که “استون” فرصتی طلائی برای مطرح کردن پرسشهائی اساسی در زمینه نقض حقوق بشر در کوبا را از دست داده است. از شوخی که بگذریم استون پس از نمایش فیلم کوماندانته و انتقاداتی که در همین زمینه از سوی منتقدان به او وارد شد تصمیم گرفت دوباره به کوبا برود و فیلم دیگری منحصرا در مورد مسائلی از این دست بسازد. بویژه آنکه در فاصله این دو فیلم چند حادثه حاد سیاسی در کوبا رخ داد که توجه تمامی فعالان حقوق بشر را به خود جلب کرد. کوبا پس از سالها که از هجومهای تروریستی به دور بود ناگهان با دو مورد هواپیماربائی ویک مورد کشتی ربائی مواجه شد: اقداماتی که رژیم کاسترو با شدت عمل با آنها برخورد کرد و یکبار دیگر خود را بر سر زبانها انداخت. و آن دیگر، ماجرای حدود هشتاد روزنامه نگار مخالف رژیم بود که به اتهام “توطئه علیه رژیم” و “پول گرفتن از امریکا”، پس از شرکت در میهمانی مسئول “دفتر حفظ منافع امریکا” در هاوانا، دستگیر شدند.


فیلم در “جستجوی فیدل” از نظر شیوه فیلمبرداری و تدوین و سبک کار ادامه همان کار قبلی “استون” است بطوریکه به نظر می رسد آدم دارد دنباله همان فیلم را می بیند. به این معنا، فیلمی قائم بالذات و مستقل نمی تواند به حساب بیاید. گمان نمی کنم کسانی که فیلم “کوماندانته” را ندیده باشند بتوانند به اندازه کافی با این فیلم ارتباط برقرار کنند.
از صحنه های به یاد ماندنی این فیلم که شاید هیچ کارگردانی به جز “استون” نمی توانست آنرا فراهم آورد صحنه ای است که در آن تعدادی از کشتی ربایان و هواپیما ربایان همراه با وکلای مدافعشان در حضور کاسترو به سئوالهای به شدت سیاسی “استون” پاسخ می دهند. آنها بدون استثنا انگیزه اقدام به این عملشان را مشکلات اقتصادی کوبا عنوان می کنند. این البته همان پاسخی است که کاسترو تمایل دارد بشنود. چرا که می تواند محاصره اقتصادی چهل ساله آمریکا علیه کوبا را دلیل وضعیت اسفناک اقتصادی معرفی کند و نشاندهد که متهمین انگیزه سیاسی نداشته اند و مخالف او و حزبش نیستند. کاسترو با ارائه شواهدی سعی می کند اثبات کند که دولت امریکا مشوق هواپیماربائی در کوباست وگرنه به جای اجازه اقامت دادن به هواپیماربایان قبلی می باید به هزاران کوبائی که سالهاست تلاش می کنند از طریق قانونی به کوبا مهاجرت کنند اجازه ورود بدهد. گرچه این منطق در فیلم قابل پذیرش می نماید اما آنجا که کاسترو می خواهد به اعتراض “سازمان عفو بین الملل” در مورد اعدام سریع سه تن از رهبران هواپیما و کشتی ربائی پاسخ بدهد به شدت کم می آورد. او “عفو بین الملل” را به همسوئی با دولت امریکا متهم می کند در حالی که “استون” با ارائه اسنادی که به همراه دارد به کاسترو نشان می دهد که “سازمان عفو بین الملل” بارها دولت امریکا را تیز به نقض حقوق بشر متهم کرده است و کوبا در میان کشورهای امریکای لاتین کمترین پوئن منفی را در گزارشات عفو بین الملل تا کنون داشته است.
به هر حال به کسانی که به مستند سازی علاقمندند توصیه می کنم این دو اثر “استون” را ببینند. آنها چه از نظر فرم و چه از نظر محتوا کارهائی اساسی در زمینه “شکار واقعیت” با “تفنگ دیجیتال” هستند: تفنگی که به قولی “در هر دقیقه بیست و پنج گلوله شلیک می کند!”