باز هم از کولیها و فلامنکو

داشتن سایت “از دور بر آتش” این شانس را برایم فراهم کرده است که پس ار بیست سال دورى از عزیزانم در وطن، بتوانم با آنان در تماس باشم. گردانندگان نازنین نشریه ماهانه “ایران فلامنکو” که در ایران انتشار مییابد از همین طریق اقدام به بازچاپ برخى از مطالبى که من در زمینه فلامنکو نوشته ام در نشریه اشان کردند و انگیزه بیشترى برایم فراهم آوردند تا در این باره بیشتر بخوانم و بنویسم. اخیرا هم پرسشهائى را در مورد کولیها و فلامنکو طرح کردند که من به آنها پاسخ دادم و در شماره اخیر ایران فلامنکو انتشار یافته است. با اجازه گردانندگان نشریه “ایران فلامنکو” متن این پرسش و پاسخ کوتاه را براى خوانندگان سایت خودم در زیر میآورم:


۱- چه شد که به میان کولیها رفتید و چه موضوعى در ابتدا براى شما در این باب جذابیت داشت؟
آشنائى جدى من با کولیها و زندگى آنها از دوازده سیزده سال پیش آغاز شد وقتى که از طرف تلویزیون هلند قرار شد در مورد زندگى آنها و مسائل و مشکلاتشان فیلم بسازم. من همواره به دانستن در مورد این قوم سرگردان تمایل داشتم و این قرارداد این امکان را برایم فراهم کرد که به طور جدى در موردشان مطالعه کنم. همانطور که میدانید کولیها خیلى در تماس گرفتن با غیرکولیها محتاط هستند و بسیار مشکل کسى را به درون جامعه خود راه میدهند، ولى وقتى اطمینانشان جلب شود یکباره تمام درها را بروى آدم باز میکنند و این چیزى است که براى من پس از شش ماه که در کمپهاى مختلف با آنها نشست و برخاست کردم رخداد. من بعد از دانستن از تاریح زندگى آنها فیلمنامه اى نوشتم با عنوان “ما کولى هستیم” و فیلمبردارى را آغاز کردم. من با کاروان خودم بهمراه آنها به سفرهاى کوتاه و بلند رفتم و از تمامى مراسم سنتى آنها مثل ازدواج، تولد نوزاد، غسل تعمید، خاکسپارى و عزا و البته موسیقى و رقص که انگار با خونشان عجین است فیلم گرفتم. پس از پخش این فیلم از تلویزیون که در سه قسمت نیمساعته انجام گرفت رابطه من با کولیها عمیقتر شد و من به فکر ساختن یک فیلم داستانى سینمائى از آنها افتادم. دوباره به میانشان برگشتم و با کمک خودشان فیلمنامه اى نوشتم به عنوان “لالا و تاپدرى من” که متاسفانه نتوانستم امکانات لازمه را براى ساختنش فراهم کنم. این فیلمنامه بعدا در لس آنجلس توسط انتشارات “نشر کتاب” منتشر شد.
۲- چه تفاوت و چه وجه اشتراکى میان کولیان اسپانیا و کولیهاى ایران وجود دارد؟ ﴿البته منظور از کولیهاى ایران همان عشایر میباشند.﴾میدانید که تا اواسط قرن بیستم در میان مردمشناسان و محققان اجتماعى در مورد اصل و نژاد کولیها اختلاف نظر بسیارى وجود داشت اما حالا چند دهه است که پاسخ این پرسش از طریق زبانشناسى پیدا شده و تمام اساتید به آن باور دارند. اجداد کولیهاى پراکنده در سراسر جهان بخشى از مردم هند بودند که در حوالى رود سند ﴿در پاکستان کنونى﴾ میزیسته اند که در حوالى قرن یازدهم مسیحى به دلیل خشکسالى و جنگهاى مداوم بومى و منطقه اى از سرزمین خود آواره شده و به این سو و آنسوى جهان پناه برده اند. مسیر حرکت آنها در طى قرون ثابت نبوده است. بخشى از طریق ایران به تر کیه و از آنجا به اروپا وارد شده اند. بخشى از طریق جنوب به شمال افریقا و از طریق مراکش به جنوب اسپانیا راه یافته اند ﴿و اینها همانند که خالق فلامنکو محسوب میشوند موزیکى که پرداخته ى خلاقانه اى است از موسیقى درونگراى عربى، موسیقى ضربى اسپانیائى و موسیقى حس گراى خود کولیها.﴾
و اما در مورد بخشى از پرسش شما اجازه بدهید توضیح دهم که عشایر ایران را نباید با کولیهاى ایران اشتباه گرفت. عشایر ایران گرچه در ظاهر برخى از شباهتها را در زندگى روزمره با کولیها دارند ولى نه از نظر قومى و نژادى و نه از نظر سابقه و پشتوانه تاریخى هیچ ربطى به کولیها ندارند. انگیزه جابجائى آنها هم نه مثل کولیها به خاطر بیجا و مکانى دائمى که به خاطر ییلاق و قشلاق که لازمه دامدارى است میباشد. گرچه آمارى در این باره ندارم اما از طریق مشاهده میدانم که کولیها در تمام استانهاى مختلف ایران پراکنده اند و همچنان با پرداختن به کارهائى مثل مسگرى و سفیدگرى ظروف و آهنگرى سیار زندگى میگذرانند.
۳ – چه ارتباطى میان زندگى کولیان و موزیک فلامنکو وجود دارد؟
بگذارید با نقل یک ضرب المثل کولى پاسخ به این پرسش را آغاز کنم. “کولیها با گیتار و ترس از پاسبان به دنیا میآیند!” موسیقى مثل ترس از پلیس به واقع در خون آنهاست. و اما موسیقى کولیها بسیار وسیعتر از موسیقى فلامنکو است. موسیقى کولیهاى اروپاى شرقى از جمله کولیهاى رومانیائى یکى از غنى ترین مجموعه هاى موسیقى محلى در اروپاست ﴿استفاده از ویلن بعنوان ساز اصلى به جاى گیتار در مویسقى فلامنکو بارزترین نشانه تفاوت میان این دو موسیقى همریشه است.﴾ اما این واقعیت دارد که فلامنکو موفقترین موسیقى کولیها و شناخته شده ترین و پرطرفدارترین آنها در جهان است. همانطور که در بالا به آن اشاره کردم کولیهاى اسپانیا را اگر هم خالق این موسیقى ندانند بدون شک گسترش دهنده و حامل اصلى آن میدانند. تمامى هنرمندان نامدار فلامنکو ﴿به استثنا چند نفر انگشت شمار﴾ کولى بوده و هستند، از خواننده و رقصنده گرفته تا سازنده موسیقى و سراینده ترانه ها.
۴- نوع زندگى و رفتار این کولیان از دید شما به عنوان یک فیلمساز چه بود؟
براى من همواره زندگى اقلیتها جالب توجه بوده است. ما معمولا به نوع زندگى خودمان و دور و برمان چنان عادت میکنیم که گمان میکینم زندگى هیچ شکل دیگرى نمیتواند به خود بگیرد در حالیکه وقتى وارد جوامع دیگر میشوید دنیاى تازه و رنگارنگى از جلوه هاى زندگى مقابلتان قرار میگیرد که ارزش بررسى و توجه دارند. چند سال پیش براى ساختن فیلم مستندى در مورد یک فرقه کوچک مذهبى به نام “منونیستها” که شاخه اى از مسیحیت اند، به جنگلهاى وسیع اطراف شهر سانتاکروز در کشور بولیوى سفر کردم و مدتى را با مردمى که ریشه در شمال اروپا داشتند اما نسل اندر نسل آواره زیستند و بخشى از آنان در آنسوى جهان در قاره امریکاى جنوبى روزگار میگذرانند، سر کردم. دنیاى آنها هم مثل دنیاى کولیها مملو از رمز و راز و سادگى و پیچیدگى است.
۵- اشعار فلامنکو را چگونه ارزیابى میکنید و چه خصوصیتى براى آن قائلید که انقدر شما به آن علاقمند شدید؟
همانطور که میدانید من تعدادى از این اشعار را از اسپانیائى به فارسى برگردانده ام و نشریه شما هم برخى از آنان را منتشر کرده است. اشعار کولیها مثل همه ترانه هاى بومى در سراسر جهان از سادگى و صمیمیت زیادى برخوردار است. مضامینى ساده و شفاف دارد و از زندگى روزمره خود آنها تغذیه میکند. من قبلا هم نوشته ام که ترانه هاى فلامنکو من را به یاد ترانه هاى روستائى مازندرانى میاندازد، هم از نظر مضمون و هم از نظر سادگى در شیوه بیان. شاید بد نباشد با ترجمه بندى از یک ترانه کولى این گفتگو را ببندم:
صخره نیستم / که موج بر من بکوبد،
از گوشتم و استخوان،
و شاید همین فردا / از دهانم بشنوی: خدا نگهدار!