“کلارا خانز و شاعران معاصر ایرانی”

همین امروز کتاب تازه کلارا با عنوان “کلارا خانز و شاعران معاصر ایرانی” که خودش برایم فرستاده به دستم رسید. کتابی است کم حجم اما با قطع بزرگ مجله ها که بیشتر به مجموعه اسناد میماند. روى جلدش اینست که مى بینید:
claraportada.BMP


کتاب در واقع مجموعه ای است از عکسها و نامه ها و سایر مدارک مربوط به رابطه پربار کلارا در دو سه دهه اخیر با آثار صاحب نامان شعر معاصر فارسی، از سهراب سپهری تا فروغ و شاملو. عکس زیبائى از کتاب را برایتان کپى میکنم از کلارا بر مزار سهراب سپهرى در کاشان:
claraYsohrab.BMP
این کتاب طبعا به زبان اسپانیائی است اما کلارا ترجیح داده است عین دو سه نامه از احمد شاملو را به فارسی در کنار ترجمه اسپانیائیش بیاورد. نامه ها حاوی نکات جالبی است که بخشهائی از آنرا که به فدریکو گارسیا لورکا ارتباط دارند برایتان در اینجا میآورم:
“نمی دانم آگاهید یا نه که یکی ازپیروزی های من برگردان لورکا به فارسی است که نوار صوتی اش جزو پرفروش ترین نوارهای شعر در ایران و افغانستان در آمد و به قراری که یکی از شاعران مدرن افغانستان در مصاحبه ای گفته است این برگردان و بخصوص نوار صوتی آن تحول بزرگی در شعر معاصر آن کشور ایجاد کرده است.” ﴿از نامه مورخ ششم مارس ۱۹۹۳﴾
پنج سال بعد کلارا، شاملو را برای شرکت در مراسم بزرگداشت صدمین سال تولد لورکا به اسپانیا دعوت می کند تا با هم در اندلس، زادگاه لورکا، شعرخوانی کنند. شاملو اما دیگر پای رفتن برایش نمانده است. اینست که در پاسخ می نویسد: “باز هم یک محرومیت دیگر که مجددا از دست رفتن پا انگیزه ى آن می شود.” او در همین نامه اشاره جالبی به شرائط جامعه دارد که دانستنش خالی از لطف نیست: “مجله غربRevista de Occidente که شعر من در آن چاپ شده بود به طرز عجیب غیرقابل باوری توسط معاون وزارت فرهنگ که به دیدارم آمده بود تا خودش را برایم لوس کند به دستم رسید. آخر سالهاست که محموله پستی به دستم نمی رسد! وصول نامه ی 30 مارس شما هم ظاهرا نشانه ی تغییر جو سیاسی کشور است…”
به هر حال کلارا بدون شاملو در مراسم بزرگداشت لورکا در اندلس شرکت می کند و شعر بلندی را که به همین مناسبت سروده در آن مراسم می خواند. عنوان شعر “درختی ورای سکوت” است که کلارا آنرا به شاملو تقدیم کرده است (اصل این شعر در همین کتاب بازچاپ شده است). سال پیش در مراسم بزرگداشت شاملو در دانشگاه تهران، ترجمه فارسی این شعر بلند خوانده شد. این ترجمه بعدا به دست من رسید و متوجه شدم که مترجم آن در اثر خودسانسورِی تزریق شده در جامعه، دو بند از شعر را که نام من در آن آورده شده بود از شعر حذف کرده است. برای اینکه دلم نسوزد، اگر ترجمه فارسى را بتوانم پیدا کنم، دو بند حذف شده را خودم ترجمه کرده و همه شعر را یکجا در آینده برایتان چاپ میکنم!