مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد

پس از نوشتن مطلب “مراسم حج فرقه شیطان پرستان” در همین سایت نامه ها و تلفنهاى زیادى داشتم از دوستانى که اظهار لطف میکردند و ضمنا میخواستند بیشتر در این مورد بدانند. بر مبناى این سخن که “مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد” چند کتاب را ورق زدم و دو سه مقاله اى به انگلیسى در اینترنت یافتم و یادداشتهائى برداشتم تا به کنجکاوى خودم و این دوستان پاسخ دهم. و این است نتیجه کار:
مذهب یزیدى غیرمعمول ترین مذهب روى زمین است. علیرغم مخالفت شدید اسلام با آن و تعقیب و کشتار هوادارانش در طى قرون گذشته هنوز هم پابرجاست و مریدان بسیارى در میان کردها دارد ﴿تعداد پیروان این فرقه را در سراسر جهان بیش از ۲۰۰ هزار نفر تخمین میزنند که شصت هزار نفر از آنان در سوربه و عراق ساکنند﴾. عده اى از محققین نام “یزیدى” را دلیل بر انتصاب آنان به “یزید ابن معاویه”، خلیفه بنى امیه دانسته اند در حالیکه به اعتقاد چند تن از یزیدیان که من با آنها در کردستان عراق دیدار و گفتگو داشتم این انتصاب صرفا ساخته و پرداخته شیوخ شیعى براى توجیه تعقیب و کشتار خوببار این فرقه بیدفاع بوده است. همانطور که پیش از این آورده ام به اعتقاد متخصصین لغت “یزیدى” باید ریشه در “ایزد” و یا “یزدان” داشته باشد. البته ربط “یزیدیان” به بنى امیه مورد تائید همگان است چرا که شیخ اعظم آنها که این مذهب بسیار قدیمى‌ و تقریبا منسوخ شده را که ریشه اش از دین زرتشت و حتى میترائیسم در میگذرد جان تازه داد “عدى ابن مسافر اموى”، شیخى صوفى مسلک بود که در قرن سیزدهم میلادى در سوریه زندگى میکرد و همچنان که از نامش بر میآید از قوم بنى امیه بود ﴿راستى همان مقبره ایکه من دورش در پرستشگاه لالش طواف کردم بى آنکه بدانم آرامگاه همین شیخ عدى بود!﴾. هرچند یزیدیان کتاب مقدس به آن معنا که در دیگر مذاهب رسم است ندارند اما کتاب شیخ عدى را با احترام و حرمت خاصى پاس میدارند. این را هم بگویم که تا مدتها پیش داشتن سواد خواندن و نوشتن براى یزیدیان تابو محسوب میشد و یکى از دلائل کمبود چشمگیر اسناد در مورد این مذهب همین امر باید باشد. به هر حال دو کتاب را میتوان نام برد که به این مذهب تعلق دارند “کتاب جلوه” منصوب به شیخ عدى و “کتاب سیاه” منصوب به پسر او.


جشنهاى یزیدیان بر منباى تقویم زرتشتى/ میترائى استوار است و مهمترین آنها همان مراسم “جام” است که هر ساله در اواخر ماه جولاى میلادى ﴿اواسط تابستان﴾ در روستاى “لالش” در مرکز کردستان عراق برگزار میشود ﴿این همان مراسمى است که من در آن شرکت داشته ام﴾. این مراسم البته به مدت هفت روز ادامه دارد و در آن علاوه بر زیارت مرقد شیخ عدى و دیدار از دوزخ، مجسمه بزرگى از طاووس میسازند که سمبل ملک طاووس “شیطان” است.
باور این مردم از جهان ملغمه ایست از باور زرتشتى، میترائى و صوفى. در این باور “یزدان” در آغاز مرواریدى آفرید که پس از گذشت چهل هزار سال شکست و ملک طاووس، فرشته مقرب یزدان، از خرده ریز همین مروارید “جهان مادى” را خلق کرد. پس از آن بود که فرشتگان دیگر توسط یزدان خلق شدند. در این باور، “شیطان” نه دشمن خدا که شریک او در خلقت جهان است. روایت “یزیدى” از خلقت انسان به روایت یهودى/ مسیحى از خلق آدم و حوا نزذیک است با این تفاوت که “شیطان” نه فرشته مغضوب وسوسه گر که آموزگارى خردمند براى انسان است. در این باور خدا پس از خلق انسان خودش را از ماجرا کنار کشیده و دخالتى در نیکى و بدى او ندارد. آنکه راه نیک و بد را نشان انسان میدهد همانا ملک طاووس است.
و اما رهبریت یزیدیان رهبریتى موروثى است که از این نظر به مذهب شیعه ماننده است. در سلسله مراتب آنها مثل هر سلسله مراتب دیگرى شیخ یا “پیر” فرا دست است و “مرید” فرو دست.
و در پایان این را هم بگویم که در “فرهنگ اعلام معین” آمده است که چون در آنزمان ﴿یعنى در زمان زندگى شیخ عدى﴾ عادت لعن و سب شیوع داشت “شیخ عدى دستور داد لعن را مطلقا ترک کنند حتى لعن بر ابلیس را”. کاش یک شیخ عدى تازه اى هم در ایران اسلامى ما ظهور میکرد و به این دکان لعن و سب و تکفیر ملایان خاتمه میداد!